فهرست

پيشگفتار

آگاهى‏هاى كلى و مقدماتى

وظيفه ما در قبال قرآن

تاريخچه و چگونگى نگارش قرآن و تدوين

تقسيمات قرآن

اسامى قرآن

اسامى سوره‏هاى قرآن

معناى سوره

شناخت مكى و مدنى

شان نزول

تفسير قرآن

تفسير به راى

محكم و متشابه

ناسخ و منسوخ

و اما اين كتاب

پى‏نوشتها

آشنايى با سوره‏ها

فاتحه

بقره

آل عمران

نساء

مائده

انعام

اعراف

انفال

توبه

يونس

هود

يوسف

رعد

ابراهيم

حجر

نحل

اسراء

كهف

مريم

طه

انبياء

حج

مؤمنون

نور

فرقان

شعراء

نمل

قصص

عنكبوت

روم

لقمان

سجده

احزاب

سبا

فاطر

يس

صافات

ص

زمر

مؤمن

فصلت

شورى

زخرف

دخان

جاثيه

احقاف

محمد

فتح

حجرات

ق

زاريات

طور

نجم

قمر

رحمن

واقعه

حديد

مجادله

حشر

ممتحنه

صف

جمعه

منافقون

تغابن

طلاق

تحريم

ملك

قلم

حاقه

معارج

نوح

جن

مزمل

مدثر

قيامه

دهر

مرسلات

نبا

نازعات

عبس

تكوير

انفطار

مطففين

انشقاق

بروج

طارق

اعلى

غاشيه

فجر

بلد

شمس

ليل

ضحى

انشراح

تين

علق

قدر

بينه

زلزال

عاديات

قارعه

تكاثر

عصر

همزه

فيل

ايلاف

ماعون

كوثر

كافرون

نصر

تبت

اخلاص

فلق

ناس

 


پيشگفتار

 

آگاهى‏هاى كلى و مقدماتى

پيامبر اسلام(ص) مى‏فرمايد: اگر در زندگى، خواستار سعادت‏، و در مرگ، طالب شهادت‏ هستيد، اگر نجات در روز حسرت، و سايه سار در گرماى محشر را مى‏خواهيد، و اگر هدايت را در روز سرگردانى و حيرت قيامت مى‏خواهيد، قرآن بياموزيد، زيرا كه آن: كلام خدا و ايمنى از شيطان است و مايه برترى در ميزان. (1)

و نيز پيامبر اسلام(ص) مى‏فرمايد: بهترين شما كسانى هستند كه قرآن را فراگيرند و به ديگران هم بياموزند (2)

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: خداوند قرآن را براى زمان خاص يا مردم خاص قرار نداده است. بلكه قرآن، تا روز قيامت، در هر زمان، تازه، و نزد هر قومى شاداب است. (3)

قرآن بايد در تمام شئون زندگى ما حاضر باشد (امام خمينى)

1- وظيفه ما در قبال قرآن

مسلمان بودن و بيگانگى با قرآن، سازگار نيست.

اعتقاد به اسلام و ناآشنائى نسبت به كلام الله مجيد، زشت و نكوهيده و ننگ است. و...

بنده خدا بودن و با پيامبر خدا، انس نداشتن، عجيب و باور نكردنى است. ادعاى دوستى خدا كردن ولى كلام دوست را نخواندن و نفهميدن، قابل قبول نيست. با اين حساب، وظيفه يك مسلمان، نسبت به قرآن كريم، آنست كه اين كتاب آسمانى را كه مجموعه پيام‏هاى الهى و وحى خداوند به پيامبر، و حاوى دين اوست، در مرتبه اول بتواند درست بخواند، از آن پس، معنى آيات و مفهوم سوره‏ها را درك كند و در مرحله سوم، به دستورات قرآن عمل كند، و در عمل هم، اخلاص داشته باشد... و در راه تحقق بخشيدن به اهداف آن و اجراى قوانينش در سايه يك حكومت و نظام اسلامى بكوشد.

خواندن‏، فهميدن‏، عمل كردن‏، پياده كردن در جامعه‏...

گرچه شناخت تفصيلى قرآن و آشنائى با درياى مواج حقايق آن و چشيدن و سيراب‏شدن از كوثر زلال و گواراى معارفش، در علم تفسير و كتب مفصل ميسر است ولى بدست آوردن شناختى كلى و اجمالى نسبت به كل اين كتاب مبارك و محتواى سوره‏هاى آن، حداقل كارى است كه براى هر مسلمان، ضرورى است. و... هدف از تنظيم اين نوشته، بيشتر كسب همين شناخت اجمالى براى علاقه‏مندان، بخصوص جوانان عزيز و دانش‏آموزان گرانقدر مى‏باشد.

شناخت اينكه: قرآن چيست؟ و چه هدف و نقشى دارد و به چه كار مى‏آيد؟ و چه مطالبى در آن است؟...

در اينجا بد نيست كه چند جمله از امام خمينى - اطال الله عمره - كه عرفان مجسم است و حيات‏بخش مسلمين و آبروبخش اسلام در اين قرن و اين جهان و آشناترين قرآن شناس، به معارف اين پيام آسمانى، نقل كنيم:

قرآن، غنى‏ترين كتاب‏هاى عالم است در تعليم و تربيت. (18/9/60)

قرآن و اسلام، مهجور و مظلوم است. براى اينكه مهجوريت قرآن و مهجوريت اسلام، به اين است كه مسائل مهم قرآنى و مسائل مهم اسلامى يا بكلى مهجور است، يا برخلاف آنها، بسيارى از دولتهاى اسلامى قيام كردند... (21/11/60)

قرآن، بايد در تمام شؤون زندگى ما حاضر باشد. (21/11/60)

قرآن كريم، فشرده‏اى از تمام خلقت، و تمام چيزهائى كه در بعثت بايد انجام بگيرد. قرآن كريم، يك سفره‏اى است كه خداى تبارك و تعالى بوسيله پيغمبر اكرم در بين بشر گسترده‏است كه تمام بشر از آن، هر يك به مقدار استعداد خودش استفاده مى‏كند. (11/3/60)

بايد همگان افكار خودشان را متوجه كنند به اين كتاب بزرگ، تااينكه با اين كتاب بزرگ را بطورى كه هست و بطوريكه ما مى‏توانيم از او استفاده كنيم. همه استفاده كنند. و قرآن آمده است براى استفاده همه طبقات، هر كس به مقدار استعداد خود. (11/3/60)

اينك، به چند بحث كلى، بصورت خيلى فشرده، پيرامون قرآن كريم، اشاره مى‏كنيم، تا برسيم به توضيح پيرامون تك‏تك سوره‏هاى قرآن:

2- تاريخچه و چگونگى نگارش و تدوين قرآن

قرآن، كه معجزه جاويدان پيامبر اسلام است، كتاب شناخت و معرفت است.

كتاب انسان‏سازى و تربيت بشر است.

كتاب نور و روشنائى و حكمت است. كتاب انديشه و تفكر و تدبر و خداشناسى است.

قرآن، كتاب ايمان و عمل صالح و جهاد و عدالت اجتماعى است.

كتاب بشارت و انذار، وعد و وعيد است.

كتاب تاريخ سازنده است. كتاب سازنده تاريخ است.

كتاب حكومت و سياست و قانون است.

كتاب هميشگى و همه‏جائى و همه جانبه و جامع است.

كتاب هدايت و راهنمايى است... و سخن خداوند است و پيام آسمانى او.

اين قرآن، بتدريج، در مدت 23 سال در شرايط گوناگون و طبق نياز، نازل شد و احكام و مقررات و عقايد و معارف اسلام، از طريق وحى‏ به پيامبر رسيد و پيامبر هم آيات كتاب را به مردم ابلاغ كرد.

آيات قرآن كه نازل مى‏گرديد، پيامبر آنها را بازگو مى‏كرد، تا هم خودش آنها را حفظ كند و هم نويسندگان وحى، آنها را ثبت كرده و بنويسند. نويسندگان آيات قرآن به نام كتاب وحى‏ معروف بودند كه بارزترين اين چهره‏ها، على بن ابيطالب(ع) بود.

نويسندگان وحى، آيات نازل شده را، بر اساس امكانات آن دوران، روى پوسته درختان، برگ درخت، پارچه و حرير پوست‏حيوانات، استخوانهاى پهن، سنگ و سفال، و احيانا كاغذ، مى‏نوشتند.

اولين آياتى كه نازل شد، آيات اول سوره علق‏ بود كه در آغاز بعثت انجام گرفت. از آن پس براى مدتى طولانى، نزول آيات قطع شد ولى مجددا شروع گرديد.

آنچه نازل مى‏شد در خانه پيامبر نگهدارى مى‏شد تا بعدا بصورت يك مجموعه در آيد. حافظه قوى عرب‏ها، و نيز شوق فراوان مسلمين و همچنين مجذوب شدن افراد به زيبايى و فصاحت و بلاغت و گيرايى قرآن، باعث‏شده بود كه آيات را زود حفظ كنند.

3- تقسيمات قرآن

قرآن 114 سوره دارد و بيش از 6 هزار آيه. و مجموع قرآن را هم به 30 جزء تقسيم كرده‏اند و هر جزء هم از چهار قسمت - بنام حزب - تشكيل شده است. و هر سوره هم از چند جمله و فراز - كه بنام آيه‏ ناميده مى‏شود - تشكيل يافته است.

سوره‏ها (غير از سوره نهم، توبه) با بسم الله‏ شروع شده است.

طولانى‏ترين سوره‏ها بقره‏ است، با 286 آيه، و كوتاهترين سوره‏ها كوثر است با سه آيه.

آيات، به تدريج كه نازل مى‏شد. بدنبال هم نوشته مى‏شد و تا وقتى كه بسم الله‏ نمى‏آمد، نويسندگان وحى، آيات را در دنباله آيات قبل بعنوان ادامه همان سوره مى‏نوشتند. اين جريان عادى و طبيعى قضيه بود.

غالبا ترتيب آيه‏هاى يك سوره، بر حسب نزول بود. مگر در برخى از موارد، كه شخص پيامبر(ص)، از طريق دريافت وحى، دستور مى‏داد كه اين آيات، در فلان سوره، يا قبل و بعد از فلان آيه، نوشته شود، كه اين ترتيب غير عادى بود. وگرنه آياتى كه پشت‏سر هم - با فاصله زمانى يا بى‏فاصله - نازل مى‏شد كتاب وحى، آنها را بدنبال هم ثبت مى‏كردند تا شروع آيات ديگر، با بسم الله الرحمن الرحيم، كه مى‏فهميدند سوره جديدى است. اين را امام صادق(ع) فرموده است. (4) قرآنى را كه على(ع) بعدا تنظيم كرد، بر اساس تاريخ نزول بود.

بسيارى از علماء معتقدند كه چون تا آخرين روزهاى حيات پيامبر، آيات به مناسبتهائى نازل مى‏شد، بنابراين، در حال وفات پيامبر، گرچه كل آيات قرآن، موجود و نوشته شده بود، ولى بصورت يك مجموعه مدون و بصورت يك صحيفه و ميان دو جلد، گردآورى نشده بود و اين كار بعد از آن حضرت انجام گرفت. خود پيامبر(ص) چنين مسئوليتى را به على(ع) واگذار كرده بود.

در زمان عثمان، چون اختلاف در نحوه قرائت قرآن پيش آمده بود، هيئتى به سرپرستى زيد بن ثابت‏ ماموريت‏يافتند كه همه نسخه‏هاى رائج را جمع‏آورى كرده و بر اساس متواترترين و مشهورترين نوع قرائت، يك نسخه تدوين كنند. و چنين نيز شد. نسخه‏هاى ديگر را از بين بردند و براى وحدت قرائت، از روى آن نسخه، عينا چند نسخه برداشته شد كه به هر يك از شهرهاى: مكه، بصره، كوفه، مصر، يمن، شام، بحرين و... فرستاده شد و يكى هم كه نسخه اصلى و مادر بود (معروف به ام‏) در خود مدينه نگهدارى مى‏شد.

ترتيبى كه در قرآن‏هاى موجود است، بر اساس تاريخ نزول آيات و سوره‏ها نيست. در كتاب مفصلتر، تحقيقات فراوانى درباره تشخيص سير نزول آيه‏ها و سوره‏هاى قرآن برحسب زمان، انجام گرفته و حتى فهرست‏سوره‏ها بر اساس تاريخ نزول، ذكر شده است. ولى چون تفاوت‏هايى با هم دارند و در نتيجه تحقيقات، وحدت نظر نيست، از اين جهت از نقل هرست‏سوره‏ها بر آن اساس صرفنظر مى‏شود.

4- اسامى قرآن

از خود قرآن كريم، در آيات شريفه، با عناوين و اسامى گوناگونى ياد شده است. همچون: قرآن، فرقان، نور، كلام الله، ذكر، احسن الحديث، مثانى، تنزيل، بيان، بلاغ مبين، مجيد، كريم، كتاب، مبين و...

امام صادق(ع) فرموده است: قرآن، به كل اين كتاب آسمانى گفته مى‏شود ولى فرقان، به آيات محكماتى كه عمل كردن به آنها واجب است. (5) دقت در معنى و مفهوم هر يك از اين اسامى، مطالب زيادى را براى ما روشن مى‏سازد.

5- اسامى سوره‏هاى قرآن

هر يك از 114 سوره قرآن، اسمى دارد. بعضى سوره‏ها هم چندين نام دارد. بعنوان مثال، سوره حمد، بيست و چند نام دارد.

نام بعضى از سوره‏ها به اسم اشخاص است. مانند سوره‏هاى: يونس، هود، يوسف، ابراهيم، محمد، مريم، لقمان، نوح و... نام بعضى از سوره‏ها هم از حروف مقطعه اول سوره گرفته شده، مثل سوره‏هاى: طه، يس، ص، ق و... و اكثر سوره‏هاى ديگر، به نام پديده‏هاى طبيعى، حيوانات، تيپ‏ها و گروههاى اجتماعى، حوادث تاريخى و... مى‏باشد.

نام سوره‏ها، يك چيز قطعى و اجتناب‏ناپذير نيست. اغلب به تناسب موضوع و مسئله‏اى است كه در سوره مطرح شده يا از موضوعات گوناگون يك سوره، چشمگيرتر بوده‏است.

روى همين جهت است كه بعضى از سوره‏ها چند اسم دارند. و به همين جهت هم بوده‏است كه در برخى از نسخه‏هاى قرآن، براى سوره‏ها نامى نمى‏نوشتند، و يا اينكه مى‏گفتند: سوره‏اى كه در آن بقره يا آل عمران يا مريم ذكر شده است، نه اينكه اسم اينها مشخصا همينها باشد. البته طبيعى است كه با گذشت زمان آن مشخصه، بعنوان نام سوره، معروفيت پيدا كرده علم بشود.

در اين نوشته، سعى شده است توضيحى مختصر هم درباره نام سوره‏ها داده شود.

6- معناى سوره‏

كلمه سوره، از ريشه لغوى سور گرفته شده است. سورة به معنى رفعت و منزلت است. باروى شهر را سور مى‏نامند.

سوره بخشى از قرآن است، همانند شهرى كه حصار و ديواره‏اى، آنرا از قسمتهاى ديگر جدا مى‏كند. (6)

7- شناخت مكى و مدنى

از جالب‏ترين مباحث‏شناخت قرآن، شناخت آيات و سوره‏هاى مكى و مدنى است. و نيز شناخت آياتى كه در مكه درباره اهل مدينه نازل شده و در مدينه، درباره اهل مكه. يا آياتى كه در جحفه، بيت المقدس، طائف، حديبيه و... نازل شده، يا شناخت آيه‏هاى مدنى در سوره‏هاى مكى، يا آيات مكى و سوره‏هاى مدنى.

سوره‏ها و آيه‏هاى مكى، به آنهايى گفته مى‏شود كه قبل از هجرت، نازل شده باشد و سوره‏هاى مدنى به سوره‏هايى كه بعد از هجرت، نازل شده، اگرچه در مكه باشد.

بعضى از علماء هم، ملاك مكى يا مدنى بودن آيات و سوره‏ها را، نزول آنها در مكه يا مدينه (و اطراف هر يك) دانسته‏اند. نه قبل از هجرت و بعد از هجرت.

نزول اغلب سوره‏هاى كوتاه قرآن، دفعى و در يك نوبت و يكپارچه بوده است و همچنين بعضى از سوره‏هاى متوسط قرآن. حدود پنجاه و سه سوره از سوره‏هاى قرآن به اينصورت فرود آمده است.

ولى بيشتر سوره‏هاى بزرگ، در چند نوبت و به مناسبت‏هاى گوناگون نازل شده و بعدا مجموعه آنها بصورت يك سوره درآمده است، كه گاهى فاصله زمانى آيات نازله كه در يك سوره آمده، به چند سال هم مى‏رسد. در بعضى موارد، در وسط آيات مدنى، آيه‏هاى مكى گنجانده شده است.

در مورد ترتيب سوره‏ها به شكل كنونى در كل قرآن بسيارى آن را به دستور پيامبر(ص) مى‏دانند، و برخى اين ترتيب را بر اساس نظر صحابه. همچنانكه گفته شد، در اعتبار مكى يا مدنى بودن، بعضى‏ها زمان‏ را ملاك قرار داده‏اند و بعضى‏ها مكان‏ را.

در هر صورت، به يكى از دو راه مى‏توان مكى يا مدنى بودن آيه و سوره را معلوم كرد:

1 - دليل نقلى: استفاده از احاديث ائمه(ع).

2 - دليل مضمونى: دقت در محتوا و مضمون آيات و سوره‏ها.

گفته‏اند (7) : آيات و سوره‏هاى مكى‏ معمولا اين ويژگى‏ها را دارد: (با توجه به مضمون آنها).

1 - دعوت به اصول عقائد، خدا، قيامت، بهشت، و جهنم و...

2 - دعوت به اخلاق متعالى (در قبال فساد اخلاق دوره جاهلى).

3 - كوتاه بودن آيات و سوره‏ها (با توجه به بعد ادبى و فصاحت و بلاغت بيشترى كه در سوره‏هاى كوچك است).

4- كثرت سوگند، و سوره‏هائى كه با سوگند شروع مى‏شود.

5- بحث و مجادله با مشركين و ابطال نظريه آنان.

6 - كثرت (يا ايها الناس...) و ندرت و كم بودن (يا ايها الذين آمنوا...) در اول آيات.

7 - قصص انبياء و امت‏ها و گروههاى اجتماعى موافق و مخالف.

در مقابل، آيات مدنى، معمولا اين خصوصيات را دارد:

1 - طولانى بودن آيات و سوره‏ها.

2 - جدال با اهل كتاب (يهود و نصارى) و دعوت آنان به توحيد اسلام.

3 - دعوت به جهاد و مسائل مربوطه.

4- بيان احكام و مقررات و قوانين اجتماعى مثل: نماز، روزه، زكات، خمس، حدود، قصاص، اهل ذمه، جزيه، احكام ارث و... قوانين ديگر.

مجددا يادآورى مى‏شود كه اين ملاكها، صورت غالب و اكثريت را بيان مى‏كند نه يك حكم كلى و غير قابل استثناء را.

8- شان نزول

شان نزول، يعنى شناختن موقعيت و مناسبتى كه در آن آيات، نازل شده است. اين شناخت، به ما كمك مى‏كند كه آيات و معارف آنها را بهتر و دقيقتر درك كنيم، انگيزه و حكمت تشريع بعضى از احكام را بدانيم و آياتى كه مفاهيمش كلى است، مصداقهاى جزئى و خاص آنها را هم بشناسيم.

داناترين قرآن‏شناس، به اين اسباب نزول، امام على(ع) است كه خود فرموده است: هيچ آيه‏اى نازل نشده مگر اينكه مى‏دانم كه درباره چه كسى، و كجا و كى و به چه مناسبتى نازل شده. خداى من، به من قلبى با ادراك و زبانى گويا بخشيده است. (8)

و نيز فرموده است: قرآن در سه بخش نازل شده است. يك سوم آن درباره ما و دشمنان ما است. يك سوم ديگر، سنت‏ها و مثلهاست. و يك سوم هم، فريضه‏ها و احكام و قوانين است. (9)

اين، يك تقسيم‏بندى كلى نسبت به محتواى قرآن كريم است.

9- تفسير قرآن

تفسير بمعناى روشن ساختن و پرده‏برداشتن از روى يك چيز است.

علم تفسير، يكى از علوم مهم اسلامى مربوط به قرآن است. علمى است كه براى ما كشف نقاب و پرده از چهره الفاظ و آيات قرآن مى‏كند و ما را به فهم مفاهيم واقعى قرآن و مراد خداى تعالى نزديك مى‏سازد.

تفسير، يا در مورد الفاظ مشكل و غير مانوس است كه موجب ابهام‏هائى در فهم معنى آيه يا آياتى مى‏شود، يا اينكه مواردى بصورت مجمل و مختصر بيان شده كه احتياج به توضيح و تفصيل و تشريح دارد.

بزرگترين مفسران قرآن، ائمه اهلبيت(ع) مى‏باشند كه خانه‏زاد قرآن و پرورش يافته مكتب وحى‏اند و از سرچشمه، آب نوشيده‏اند و علمشان خدائى است.

در تفسير قرآن، شيوه‏هاى گوناگونى وجود دارد كه يكى از آنها، تفسير متكى به احاديث ست‏يعنى در فهم مراد از آيه، به رواياتى كه از ائمه نقل شده، اعتماد مى‏شود. و شيوه ديگر، و تفسير قرآن به قرآن است‏يعنى از كنار هم گذاشتن آيات مشابه و جمع‏بندى از آيات در زمينه خاصى، به روشن كردن معناى آيه مى‏پردازند و با استناد به برخى آيات كليدى در فهم معارف قرآن و شاخص قراردادن آنها مراد آيات ديگر را (حتى آيات متشابه را) بدست مى‏آورند. و اين دقيقتر و عميقتر از صرف كنار هم گذاشتن آيات، و نتيجه‏گيرى از جمع‏بندى آنهاست، كه مرحوم علامه طباطبايى در الميزان‏ بر اين اساس تفسير كرده‏است و به عنوان نمونه، تفسير برهان و تفسير نور الثقلين، از تفسيرهاى حديثى است. و شيوه‏هاى ديگرى هم در تفسير قرآن وجود دارد.

10- تفسير به راى

طبق روايات زيادى، از تفسير به راى‏ نهى شده و به كسى كه تفسير به راى كند وعده آتش دوزخ داده شده است.

تفسير به راى آن است كه انسان، قرآن را بر اساس نظريات شخصى خود، آنگونه كه مى‏پسندد، آنطور كه دلش مى‏خواهد و مورد نظرش است تفسير و معنى كند و قرآن را بر آراء شخصى خود تطبيق دهد و عقيده شخصى خود را به قرآن تحميل كند. يعنى بجاى آنكه شاگرد قرآن باشد و به پيام قرآن گوش دل بسپارد و هرچه از قرآن برمى‏آيد آن را بپذيرد (چه در زمينه عقائد، چه احكام و غيره...) بخواهد كه به زور معنائى را به قرآن نسبت دهد و مايل باشد كه از قرآن اينگونه مطلب بدست آيد، به تعبير علامه طباطبايى، رسوبات ذهنى و پيشداورى‏هاى خود را در فهم معنى آيات، دخالت بدهد; و دنباله‏روى و پيروى از قرآن را رها كند... اين گونه برخورد با قرآن، شيوه قلب‏هاى بيمار و انديشه‏هاى ناسالم است و سر از التقاط درخواهد آورد و حرام و ممنوع است.

11- محكم و متشابه

در خود قرآن، در يك تقسيم بندى، آيات را به محكمات‏ و متشابهات‏ تقسيم مى‏كند و بيماردلان را دنباله روايات متشابه معرفى مى‏نمايد. (10)

محكمات، آياتى هستند كه از نظر لفظ و معنى، محكم و استوار و بدون ابهام و شبهه هستند و مراد از آيه روشن است و آن را به معانى ديگر نمى‏توان حمل كرد. ولى متشابهات، آياتى هستند كه يا از نظر لفظ، يا از نظر معنى، ابهام‏ها و چند پهلوئى‏هائى دارند و قابل اين هستند كه به معانى گوناگون، تاويل و تفسير شوند و براى فهم درست مقصود، بايد از جائى ديگر دليل و شاهد بياوريم. البته براى محكم و متشابه، معانى ديگرى هم گفته‏اند كه بيان آنها چندان ضرورتى ندارد.

ائمه و اهلبيت عصمت (ع)، طبق بعضى از احاديث، به مقصود واقعى آيات متشابه واقفند چرا كه آنان مصداق اكمل راسخين در علم‏ هستند.

12- ناسخ و منسوخ

گاهى در آيات قرآن، بيان حكم و قانونى شده است. سپس آيه‏اى نازل شده. حكم و دستور العمل سابق را لغو، باطل يا متوقف كرده و قانونى ديگر بيان مى‏كند و در واقع سرآمدن مدت عمل به حكم سابق را اعلام مى‏كند معناى نسخ همين است، يعنى برداشتن يك حكم و عوض كردن يك تشريع. آيه‏اى را كه حكمش عوض شده منسوخ‏ مى‏گويند و آيه‏اى را كه بعدا آمده ناسخ‏ است. ممكن است در تنظيم قرآن به آيه ناسخى برخورد كنيم كه در نوشتن، پيش از منسوخ آمده باشد.

پس مى‏بينيم كه شناخت آيات ناسخ و منسوخ، علاوه بر كمكى كه به فهم درست معانى آيات مى‏كند، ما را از اشتباه در تفسير و برداشت غلط و انحرافى از اين كتاب آسمانى بازمى‏دارد. لذا دانستن آيات محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ و عام و خاص، براى كسى كه تفسير قرآن مى‏كند ضرورى است.

در نسخ، اين تغيير حكم، طبق شرائط زمانى و مقتضيات خاص مكلفين است كه بر اساس مصلحتى معين، از طرف خداوند انجام مى‏گيرد.

مثال: فرضا آياتى به مؤمنين دستور مى‏دهد كه در مقابل تعرض و آزار مشركين عفو اغماض و گذشت كنند (آيات مخصوص به دوران مكه) و آياتى هم فرمان مقابله و مبارزه و جهاد در برابر مشركين مى‏دهد (از آيات دوره مدينه) آيات نوع دوم، نسخ كننده حكم آيات اولى است.

و اما اين كتاب:

نوشته حاضر، اطلاعات مفيد و مختصرى را پيرامون يكايك 114 سوره‏اى كه در قرآن است، ارائه مى‏دهد. از قبيل: نامهاى سوره‏ها، معنى و مناسبت اين نامها براى سوره‏ها، اجمالى از محتوا و مطالب سوره، تعداد آيات، شان نزول، محل نزول و سال نزول و... از اين قبيل اطلاعات.

اين كتاب، دوبار هم قبلا چاپ شده است اما در اين چاپ، اضافات و تجديد نظرهائى انجام گرفته. بعلاوه بيشتر اين مقدمه، در اين چاپ اضافه شده است. اميد است كه براى علاقمندان بخصوص دانش‏آموزان و معلمان كلاسهاى قرآن و مربيان پرورشى و عموم كسانى كه در اين حد، مى‏خواهند با قرآن و سوره‏هايش آشنا شوند مفيد قرار گيرد.

انشاء الله

قم - شهريور 1362 - جواد محدثى

پى‏نوشتها

1- ان اردتم عيش السعداء و موت الشهداء و النجاة يوم الحسرة و الظل يوم الحرور و الهدى يوم الضلالة فادرسوا القرآن فانه كلام الرحمن و حرز من الشيطان و رجحان فى الميزان (بحار الانوار ج 92 ص 19).

2- خياركم من تعلم القرآن و علمه (وسائل ج 4 ص 825)

3- ان الله تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غض الى يوم القيامه (بحار الانوار ج 2 ص 280)

4- كان يعرف انقضاء سورة بنزول بسم الله الرحمن الرحيم، ابتداء لاخرى (مصباح الفقيه كتاب الصلوة ص 276)

5- القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به (تفسير برهان ج 1 ص 269).

6- الاتقان سيوطى، ج 1 ص 52.

7- آشنايى با علوم قرآن، داود عطار.

8- ما نزلت آية الا و انا علمت فيمن انزلت و اين انزلت و على من نزلت ان ربى وهب لى قلبا عقولا و لسانا ناطقا (تفسير برهان ج 1 ص 17).

9- نزل القرآن اثلاثا: ثلث فينا و في عدونا، و ثلث‏سنن و امثال و ثلث فرائض و احكام (تفسير برهان ج 1 ص 21)

10- هو الذى نزل عليك الكتاب، منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات ...(آل عمران 7).

 

 


آشنايى با سوره‏ها

 

1- فاتحه [گشاينده]

چون قرآن با اين سوره شروع مى‏شود و اين سوره آغازگر قرآن است، فاتحه‏ ناميده مى‏شود. بخاطر حمد و ستايشى كه در اين سوره از خداوند بعمل آمده نام ديگرش سوره حمد است. و نيز بنام شكر و وافيه‏ و نور هم از آن ياد مى‏شود. نام ديگرش سبع المثانى‏ است و نيز ام الكتاب‏. امام صادق(ع) فرموده است: سوره‏اى كه اولش ستايش، وسطش اخلاص و آخرش نيايش است. (تفسير برهان ج 1 ص 42.)

اين سوره 7 آيه دارد و در سال سوم بعثت آمده و چهل و سومين سوره است كه در مكه نازل شده است. بعضى هم اين سوره را اولين سوره دانسته‏اند.

 

 

2- بقره [گاو ماده]

در آيات 17 تا 73 اين سوره داستان فرمان خدا به بنى اسرائيل، مبنى بر كشتن و ذبح كردن گاو، بيان شده است.

اين سوره كلا در مورد مؤمنين و مشركين و منافقين و خلقت آدم و بدعتهاى اهل كتاب و ماجراهاى موسى و بنى اسرائيل و بناى كعبه توسط حضرت ابراهيم و نعمتهاى خداوند و مسائل قصاص و وصيت و قتال با مشركين و نكاح و طلاق و ربا و مجادله ابراهيم با مشركين بر سر اعتقاد به توحيد و تغيير قبله و احكامى از حج و ارث و روزه و ... مى‏باشد. آية الكرسى، آيه 255 اين سوره است.

286 آيه دارد و بيشتر آياتش در مدينه و پس از هجرت نازل شده است.

 

3- آل عمران

عمران پدر حضرت مريم بود. خاندان عمران عبارت مى‏شود از عمران و همسرش و مريم و عيسى. در آيه 33 مى‏خوانيم:

خداوند، آدم و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد.

در اين سوره، كه 200 آيه دارد و در سال سوم هجرت در مدينه نازل شده است از توحيد و مقاومت در برابر دشمنان و مردم شناسى و در رابطه با جنگ بدر و احد و زندگى مسلمين در آن فراز و نشيبها، سخن مى‏گويد. در بخشى هم ولادت مريم و عيسى و نصارى و مجادله با اهل كتاب مطرح است و از شيوه‏هاى عمل مخالفان و مخالفت‏هاى يهوديان هم سخن به ميان آمده است و در كل، بشارتى براى اصحاب پيامبر است.

4- نساء [زنان]

در قسمتهائى از اين سوره، مسائل و احكامى درباره ازدواج با زنان و حقوق آنان و روابط خانوادگى و حل اختلافات و مسئله ارث و طلاق و ... بيان شده است. از آيه 136 به بعد، تشريح روحيات منافقين است.

از موضوعات ديگر اين سوره، احكام نماز و جهاد و هجرت و شهادات و تجارت، حالات اهل كتاب، و همچنين شئون جامعه اسلامى است كه بر ويرانه‏هاى سنت‏هاى جاهلى بنا مى‏شود. و دستورات اجتماعى اسلام در اين سوره ذكر شده است.

اين سوره در مدينه و پس از هجرت نازل شده است. و 176 آيه دارد.

5- مائده [سفره و خوان غذا]

در آيه 112 تا 115 حواريون و پيروان عيسى(ع) از او درخواست مى‏كنند كه براى اطمينان بيشتر، خداوند از آسمان، خوان غذا فرود آورد. و عيسى از خداوند مى‏خواهد كه:

پروردگارا! براى ما غذائى از آسمان نازل كن تا براى اول و آخر ما عيد باشد و نشانه‏اى از تو ... .

نام ديگر سوره، عقود است. اين سوره داراى 120 آيه است و پس از هجرت، در مدينه جزء آخرين سوره‏هائى است كه نازل شده و عمدتا تاكيد آياتش بر بناى اجتماعى اسلامى، بر پايه بينش توحيدى و مبارزه با خرافات و شركها و تاسيس روابط صحيح اجتماعى و احكام حلال و حرام مى‏باشد. حرمت‏شراب و قمار، در آيه 90 آمد است.

و از اين رهگذر، مسائلى از عهد و پيمان و حدود و قصاص و داستهائى از هابيل و قابيل و از بنى اسرائيل نيز بيان شده است، كه در زمينه مسائل حقوقى و جزائى مى‏باشد. مطالب مربوط به غدير خم در آيات 3 و 67 بيان شده است.

6- انعام [احشام و چهارپايان]

در قسمتهائى از آيات 136 تا 144 و رسوم و سنت‏هاى جاهلى را در باره گاو و گوسفند و شتر و بز و قربانى و گوشت آن بيان كرده و در اصلاح عقائد انحرافى آنان در مورد اين حيوانات كوشيده است.

تلاش هميشگى قرآن در اصلاح عقيده‏ انسان بخصوص در مورد الوهيت و عبوديت، در اين سوره روشن است و در همين باره به مسائلى از قبيل توحيد و نبوت و معاد و احتجاج با مشركين و برخى وظائف شرعى پرداخته است.

اين سوره 165 آيه دارد و جز 6 آيه، بقيه در مكه و قبل از هجرت نازل شده است و بنا به نقلى آيات 20، 23، 91، 93، 114، 140، 151، 152، 153، از اين سوره، مكى است. اين سوره، پس از سوره حجر نازل شده است.

7- اعراف [جائى است ميان بهشت و جهنم]

در آيات 45 تا 48 از گروهى كه در قيامت، در اعراف خواهند بود يا مى‏كند و از خطاب‏هاى آنان با اهل بهشت، در رابطه با اعمال و پاداشها سخن مى‏گويد. بنا به تفسيرى هم، اين اصحاب اعراف، ممكن است ائمه باشند كه در حديث است كه:

نحن الاعراف‏ - ما اعرافيم كه ياران خود را مى‏شناسيم و هر كس كه ما را بشناسد و ما او را بشناسيم وارد بهشت مى‏شود.(تفسير البرهان ج 2 ص 17.)

اين سوره، بيشتر روى سخن با مشركين دارد و نيز مؤمنين، و از سرنوشت انسانها در طول تاريخ در رابطه با وفا به عهد خدائى و نيز فرجام كار انسان در آخرت، و عذاب و پاداش و عرش و ساعت و قرآن و ... سخن مى‏گويد و از آيه 148 به بعد، اشاره به رجعتى كه در قوم موسى بصورت گوساله پرستى پيدا شد مى‏كند. خطاب يا بنى آدم‏ چندين بار تكرار شده و لحن هشدار دهنده دارد. اين سوره در مكه و قبل از هجرت نازل شده و 206 آيه دارد.

8- انفال [منابع و ثروت‏هاى عمومى در طبيعت]

در نخستين آيه اين سوره، حكم ثروت‏هاى عمومى و اينكه از آن كيست و چگونه و در چه راهى مصرف مى‏شود، بيان شده است اين سوره به نام بدر هم گفته شده زيرا پس از هجرت به مدينه و وقوع جنگ بدر در ماه رمضان، اين سوره در سال دوم هجرى نازل شده است و متضمن مسائلى مربوط به جهاد و غنائم و انفال و هجرت مى‏باشد و به تعبير امام باقر و امام صادق، سوره انفال، بريدن دماغ كفار است. كنايه از ضربه‏هائى كه بر آنان وارده شده است.

نزول اين سوره پس از اولين حركت مسلحانه مسلمانان (جنگ بدر) درخور تامل و دقت است. به جمع‏بندى نقاط قوت و ضعف و ارزيابى عمل مسلمين پرداخته و رهنمودهاى متناسبى مى‏دهد.

اين سوره 75 آيه دارد و نود و سومين سوره‏اى است كه نازل شده است.

9- توبه [بازگشت]

در آيه 2 سخن از اين است كه اگر مشركين از راه كج و انحرافى خويش باز گردند و حق را بپذيرند به نفع آنهاست.

اين سوره، بخصوص در 40 آيه اول، اعلام جنگ با مشركين و منافقين و اولتيماتوم با آنهاست و (آخرين حرف)ها را با آنها مى‏زند. و بخاطر همين لحن حاد، بدون بسم الله الرحمن الرحيم‏ شروع مى‏شود.

از آخرين سوره‏هاى نازل شده در سال هشتم هجرى و به روايتى در سال نهم در مدينه است و از نظر ترسيم خط مشى حكومت اسلامى با قبايل و گروه‏ها و جناحهاى مخالف و روش سياسى اسلام، در روابط و عملها، اهميت‏خاصى دارد.

روحيه شهادت طلبى مسلمين و رسيدن به احدى الحسنيين‏ در آيه 52 مطرح شده است و در آيه 107 ماجراى مسجد ضرار و توطئه منافقين بيان گرديده است.

نام ديگر اين سوره برائت‏ است. بنا به اعلان برائت و بيزارى نسبت به مشركين پيمان شكن. و بهمين جهت هم در اول سوره بسم الله ... نيست زيرا بسم الله نشان امان و رافت است و سوره برائت، بر داشتن امان است و در آن، شمشير است.(از على عليه السلام. به نقل مرحوم طبرسى.)

در اين سوره، مفصلا درباره منافقين بحث‏شده است و مشت آنان را در رابطه با مسائل مبارزاتى و اقتصادى باز كرده است و به همين جهت نام ديگرش فاضحه‏ يعنى رسوا كننده است. داراى 129 آيه است.

10- يونس [نام يكى از پيامبران]

در اين سوره كه 109 آيه دارد و در مكه نازل شده، علاوه بر يادى از يونس پيامبر، مسائلى در مورد توحيد و رسالت انبياء و سرگذشت امتهاى گذشته بميان آمده است. كه قوت قلبى براى مسلمين است و عبرتى است براى مخالفان عنود و سركش. بخصوص سرگذشت هلاكت بار فرعون و سپاه او و غرق شدنشان.

 

11- هود [نام يكى از پيامبران]

علاوه بر يادى كه از هود - پيامبر قوم عاد - در آيات 50 تا 60 شده است، اين سوره مشتمل بر معارف الهى و احكام و عبادات، و آغاز و فرجام خلقت مى‏باشد و از آيه 25 تا 45 سرگذشت مفصل نوح پيامبر و همچنين سرگذشت صالح و لوط و شعيب و موسى نقل شده است.

اين سوره 123 آيه دارد و در سال 9 بعثت در مكه نازل شده است. پيامبر فرموده: سوره هود مرا پير كرد. اين بخاطر آيه 112 است كه خدا دستور به استقامت مى‏دهد.

12- يوسف [نام يكى از پيغمبران]

اين سوره كه 111 آيه دارد و در سال يازدهم بعثت در مكه، پس از سوره هود نازل شده سرگذشت عبرت آموز يوسف، پسر يعقوب پيامبر را به تفصيل، بيان مى‏كند و در آيات آخر، يادى مجدد از دعوت انبياء و موضعگيرى مخالفان و پيروزى و نصرت نهائى خداوند بعمل مى‏آيد تا مؤمنين، به راه خويش دلگرم‏تر شوند. در بعضى احاديث آمده كه چون در اين سوره فتنه‏گرى زليخا و غير او آمده به زنان ياد ندهيد و بجاى آن سوره نور يادشان دهيد كه سرشار از مواعظ و احكام حجاب است. (از على عليه السلام تفسير البرهان ج 2 ص 242.)

13- رعد [غرش آسمان و ابر]

در آيات 12 و 13 سخنانى درباره رعد و برق و صاعقه، آمده و از اين پديده‏هاى طبيعى بعنوان مظهرى از قدرت و رحمت‏خداوند ياد شده است. اينها هم در مسير كلى سوره كه از توحيد و خلقت و بعثت و راه و بيراهه و ... بحثت مى‏كند مى‏باشد.

از آيه 14 به بعد محور سخن، حالت پذيرى حق يا انكار آن است و نتايج‏خوب حق پذيرى و پاى بندى به تعهدات در مقابل خداوند را بيان مى‏كند و اينكه پيروزى نهائى از آن طرفداران دين خداست.

اين سوره كه 43 آيه دارد در اواخر سال 6 هجرى در مدينه بعد از سوره محمد نازل شده است.

14- ابراهيم [نام يكى از انبياء]

در آيات 37 تا 42 اين سوره، از دعوت و دعاى اين بينانگذار توحيد، ابراهيم بت‏شكن ياد مى‏كند و در آيات ديگر، مطالبى از رسالت و توحيد و توصيف آخرت بيان شده است. در اين سوره اشاره‏اى هم به سرگذشت اقوام بنى اسرائيل و عاد و ثمود دارد و سرنوشت‏شوم تكذيب كنندگان را يادآورى مى‏كند. بعد از سوره نوح، در مكه، قبل از هجرت نازل شده است، به استثناى بعضى آيات و 52 آيه دارد.

15- حجر [نام سرزمين قوم ثمود]

حجر، نام سرزمينى بين مدينه و شام بود كه قوم ثمود آنجا مى‏زيستند و خداوند، حضرت صالح‏ را براى هدايت مردم آن فرستاد. در آيه 80 خداوند از تكذيب اين قوم نسبت به پيامبران و سر انجام شومشان كه دچار عذاب شدند ياد مى‏كند.

داستانهاى تنذيرى و سرگذشت اقوام ديگر در رابطه با نبوت، از مطالب ديگر اين سوره است. در چند آيه هم از خلقت اوليه آدم و دشمنى ابليس با انسان و برنامه‏هاى اغواگرانه‏اش حث‏شده است.

پنجاه و چهارمين سوره‏اى است كه قبل از هجرت، در سال چهارم بعثت در مكه نازل شده و 99 آيه دارد.

16- نحل [زنبور عسل]

زنبور عسل و خانه سازى آن در كوه و كوخ و تهيه عسل از ميوه‏ها و گلها و شفابخش بودن عسل در آيه 68 و 69 اين سوره بيان شده و الهام خدائى به زنبور در اين تدبيرها و نقشه‏ها ذكر شده است.

نعمتهاى فراوان زمينى و آسمانى خدا از قبيل دريا و كشتى، ماهيها، جواهرات دريائى، روشنائى ستارگان، باران، و چهارپايان و همچنين از مسئله وحى، بعثت، قيامت، بطلان عقايد مشركين، كيفر اقوام و ... از ديگر موضوعات اين سوره است. بهمين جهت نام ديگرش نعم‏ (نعمتها) است. در اين سوره، همچنين به بعضى از عادات و رسوم جاهلى هم اشاره و از آنها مذمت‏شده است.

اين سوره در مكه بعد از سوره كهف (و قسمتى هم در مدينه) نازل شده و 128 آيه دارد.

17- اسراء [حركت‏شبانه]

آغاز سوره اشاره به حركت و سير شبانه پيامبر از مكه تا مسجد الاقصى به قدرت الهى شده است. اين حركت، مقدمه معراج بزرگ پيامبر به آسمانها بود و رمزى از حركت صعودى انسان در مسير تكامل. نام ديگر اين سوره سبحان‏ است.

سرگذشت بنى اسرائيل و ضعف و قوت و پيروزى و شكست آنان، بعنوان مايه عبرتى براى مسلمانان در اين سوره بيان شده است. بهمين علت، نام ديگر اين سوره، بنى اسرائيل‏ است. در اين سوره چند نكته اخلاقى (اخلاق خانواده و اجتماع) هم مطرح شده است. بهانه‏گيرى‏هاى مشركين در نپذيرفتن دعوت قرآن در بخش پايانى سوره بيان گشته است.

سوره اسراء، 111 آيه دارد و در مكه در حدود سال 8 بعثت نازل شده است.

18- كهف [غار]

داستان اصحاب كهف، آن غارنشينان يكتاپرستى كه از نظام شرك آلود دقيانوس‏ به غار پناهنده شدند و پس از 309 سال خواب در آن غار پس از تغيير نظام و زوال دقيانوس، به شهر برگشتند. به آيات 9 تا 26 رجوع كنيد. داستان ذولقرنين و مسافرت موسى با خضر، از فرازهاى مهم ديگر اين سوره است و در هر سه داستان شگفت اين سوره، قدرت اعجازگر خدائى مشهود است. تباهى كار كافران و پاداش بزرگ صالحان در بهشت، از مطالب پايانى اين سوره است.

داراى 110 آيه است و در مكه قبل از هجرت نازل شده است. در حديث است: هر كه آيه آخر اين سوره را هنگام خواب بخواند در هر ساعتى كه بخواهد بيدار مى‏شود. و در حديثى ديگر آمده: هر كس هر شب جمعه اين سوره را بخواند مرگش شهادت خواهد بود و در قيامت، با شهدا برانگيخته خواهد شد. (تفسير برهان ج 2 ص 455.)

19- مريم [مادر حضرت عيسى]

در اين سوره داستان مريم و ولادت عيسى(ع) و يادى از انبياء ديگر و آياتى مربوط به دين و آخرت و توحيد و شركت بيان شده است. گيرائى و جذبه اين سوره، حتى پادشاه مسيحى حبشه را هم تحت تاثير قرار داد و وقتى كه جعفر بن ابيطالب قسمتى از آن را خواند. در پايان سوره، باز هم اشاره‏اى شده به نهايت امر متقين و مجرمين كه بهشت و جهنم است.

در مكه و قبل از هجرت و بعد از سوره فاطر نازل شده و داراى 98 آيه مى‏باشد.

20- طه [رمزى است‏خطاب به پيامبر اسلام]

در اين سوره، خطاب به پيامبر اكرم، داستان شگفت موسى و برخوردش را با فرعون و جادوگران و شيوه انحرافى سامرى را درحركت ارتجاعى او در جامعه بسوى شرك و نجات قوم بنى اسرائيل از چنگ نظام فرعونى را بيان كرده تا دلگرمى پيامبر و آموزش مسلمين فراهم آيد. در قسمت آخر سوره از فرمان سجده بر آدم و اغواى ابليس و هبوط و خروج آدم از بهشت‏ياد شده است.

از سوره‏هاى مكى است و 135 آيه دارد. و به نام سوره حكيم‏ هم ياد شده است و نام ديگرش هم سوره كليم‏ است.

21- انبياء [پيامبران]

در ابتداى سوره، اساس دعوت پيامبران، فرجام پيروان و مخالفان، موضعگيرى خصمانه مشركين با آئين توحيدى بيان شده و در خلال سوره، يادى از سرگذشت: ابراهيم، لوط، اسحاق، يعقوب، نوح، داود، سليمان، ايوب، اسماعيل، ادريس، يونس، زكريا و يحيى به ميان آمده است.

و نيز از قيامت و معاد، كه در كنار توحيد، سر لوحه دعوت همه انبياء است، در پايان سوره ياد شده است. در واقع، اين سوره، با بيان اين معارف اتمام حجتى است براى هر دو گروه موافق و مخالف. و هشدار اينكه در محكمه قيامت، به حساب‏ها رسيدگى خواهد شد.

شصت و دومين سوره‏اى است كه در سال 6 بعثت در مكه فرود آمده و داراى 112 آيه مى‏باشد.

22- حج

[قصد و آهنگ و نام يكى از عبادات اسلامى كه از فروع دين است]

از آيه 26 تا 37 از ساختن كعبه و فوائد و آثار فريضه اجتماعى - سياسى - عبادى حج و اعمال اين عبادت، سخن به ميان آمده است. و قبل از آن، از هيبت و عظمت بر پا شدن قيامت، در 10 آيه سخن گفته شده است.

مبدء و معاد و جدال و جهاد با مشركين از مطالب مهم ديگر اين سوره مى‏باشد. و در چند جا هم از قدرت مطلقه خدا در دنيا و آخرت ياد مى‏شود.

در سال 3 هجرى در مدينه بعد از سوره نور نازل شده و 78 آيه دارد.

23- مؤمنون [ايمان آوردگان]

در 11 آيه اول صفات و ويژگيهاى مؤمنين را از قبيل: خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زكات، حفظ عفت، امانت دارى، بيان مى‏كند و سپس به خلقت انسان و نعمتهاى خدا و دعوت انبياء و معاد مى‏پردازد. عكس العمل اقوام در برابر دعوت نوح و موسى و عيسى و كلا انبياء الهى در اين آيات آمده است.

118 آيه دارد و از سوره‏هاى مكى قبل از هجرت است.

24- نور

خداوند نور آسمانها و زمين و تجلى بخش هستى است.

آيه 35 و بعد از آن مطالعه شود كه آيه معروف (الله نور السموات ...) است. داستان افك‏ هم در آيه 11 بيان شده است.

اين سوره، از سوره‏هاى مدنى است و مشتمل بر آيات حدود الهى و نمونه‏هاى ديگرى از تشريع و قانونگذارى و حجاب و مسائل تربيتى و آداب و اخلاق معاشرت و ورود به خانه‏ها و كنترل چشم از گناه و رعايت عفت و ترك خودآرائى و خودنمائى زنان در خارج از خانه مى‏باشد. پيام سوره، گردن نهادن به دين خدا و اطاعت از فرستاده اوست.

64 آيه دارد و در حدود سال 10 هجرى نازل گشته است.

در حديث است كه با تلاوت اين سوره، عفت‏خانواده و اولاد خود را حفظ كنيد.

نيز: به زنان اين سوره را بياموزيد كه داراى موعظه است.

25- فرقان [جدا كننده]

فرقان يكى از نامهاى قرآن است. به اين اعتبار كه اين كتاب، جدا كننده حق از باطل و هدايت از گمراهى است. به آيه اول رجوع شود.

اين سوره كلا در تقويت روحى پيامبر در تبليغ مكتب و استقامت در روياروئى با مشركين و عناد و لجاجت آنهاست. طرح كردن قيامت و حسرت‏هاى مردم در آن روز، براى بيدار كردن وجدان بشرى از غفلت است. در اين سوره از نعمتهاى خورشيد، شب و روز، باد و دريا و ... ياد شده و از آيه 63 به بعد صفات متعددى براى عباد الرحمن‏ آمده است. در مكه نازل شده و 77 آيه دارد.

26- شعراء [شاعران]

در 4 آيه آخر اين سوره، سخن از شاعران بيهوده گوى بى تعهد و عمل، و نيز ستايشى از شاعران مؤمن و عمل كننده و يادآوران خدا و پيروزمندان بعد از ستمديدگى، به ميان آمده است. اين، شيوه‏اى است براى محتوا و جهت دادن به يك نهادى كه در جامعه وجود داشت و استفاده از سنگر شعر در راه تعهد و ايمان است.

اين سوره هم مانند بيشتر سوره‏هاى مكى در رابطه با عقيده و توحيد و نبوت و معاد و بهشت و دوزخ مطالبى دارد و از سرگذشت موسى و ابراهيم و نوح و هود و صالح و لوط و شعيب ياد مى‏كند و در نهايت به اسلام و پيامبر اشاره دارد.

227 آيه دارد و در حدود سال 4 بعثت در مكه نازل شده است. نام ديگر سوره جامعه‏ است.

27- نمل [مورچه]

در آيه 18 عبور سليمان را همراه با سپاه جن و انس و پرندگان كه مسخر فرمان او بودند، از وادى مورچگان، بيان مى‏كند و توجه مردم را به عظمت آفرينش در مورچه معطوف مى‏كند. بخاطر داستان سليمان، اين سوره به نام سليمان‏ هم نقل شده است.

در اين سوره هم بخاطر تدبر و عبرت از تاريخ، سرگذشت تعدادى از انبياء و موضعگيرى مشركين مكه و مشركان سابق را در امت‏هاى گذشته به ياد مى‏آورد و فرجام كار مؤمنان و مخالفان را تصوير مى‏كند.

اين سوره كه 93 آيه دارد، قبل از هجرت، در سال هشتم بعثت در مكه نازل شده است.

28- قصص [قصه]

در اين سوره، قصه‏هائى از ولادت موسى تا نبوتش و مبارزه‏اش با فرعون و نجات بنى اسرائيل از استضعاف، و نيز زراندوزى قارون و سرنوشت تلخش، بيان شده است.

اين سوره كه قبل از هجرت در مكه نازل شده (حدود سال 11 بعثت) در دوره سختى و شدت و رنج مسلمانان، مقايسه‏اى است با شدائد بنى اسرائيل در چنگ فرعون، و نويدى است براى پيروزى و وراثت زمين و امامت تاريخ و شكست طاغوتها.

داستان موسى و فرعون، در اينجا نقش سمبوليك خود را در نشاندادن مبارزه دائمى حق و باطل و پيروزى نهائى حق، بخوبى ايفا مى‏كند.

كلمه قصص‏ در آيه 25 آمده، آنجا كه دختر شعيب، پيش پدر از كمك موسى به آنها در كشيدن آب از چاه براى گوسفندان شعيب، تعريف كرده و آن قصه را بازگو مى‏كند. از آيه 76 به بعد از روش زراندوزى و تكبر قارون انتقاد شده و سرنوشت مذلت بار و فرو رفتن او را در زمين بيان مى‏كند.

اين سوره 88 آيه دارد.

29- عنكبوت

با تشبيه كردن كافران در عقايد الحادى خودشان به عنكبوت كه سست‏ترين خانه‏ها را دارد و تار و پودش در برابر بادها درهم مى‏ريزد، سستى بناى انديشه‏هاى مشركان و ماده گرايان را بازگو مى‏كند كه حباب انديشه‏هايشان بر روى سرابى خيالى و پوچ استوار شده است. آيه 41 اين حقيقت را گفته است.

اين سوره مكى كه قبل از هجرت بعد از سوره روم نازل شده، كلا درگيرى ايمان آوردندگان را با فتنه انگيزى‏ها و كارشكنى‏ها و اغواهاى مخالفان بيان مى‏كند و نمونه‏هائى چند از زندگى ابراهيم و انبياء ديگر و فداكارى‏هايشان در راه خدا مى‏آورد و مؤمنان را بياد تكاليف و تعهدات و صبر در اين راه مى‏اندازد. مشتمل بر 68 آيه.

30- روم [نام كشورى است]

در آغاز سوره، از پيروزى روم پس از شكست‏خوردنش از ايران خبر مى‏دهد. اين پيشگوئى و حادثه مربوط به صدر اسلام است و در واقع نويد پيروزى امت مسلمان را پس از شكست دو ابر قدرت آن روز جهان مى‏دهد و تقويتى است براى مسلمين آن روز كه مورد آزار مشركين مكه قرار داشتند و آينده‏اى تابناك را در افق حيات بشرى نشان مى‏دهد در چندين آيه متوالى آيات و نشانه‏هاى الهى را با ذكر مصداق، از مخلوقات و پديده‏هاى زمينى و آسمانى بيان كرده، سپس انسانها را متوجه فطرت خدا آشناى خودشان مى‏كند: آيه 30 و 42 و در نهايت، باز گريزى است به مسئله مهم يعنى معاد و حيات جاودان پس از مرگ.

هفتاد و نهمين سوره‏اى است كه با 60 آيه، در مكه و قبل از هجرت نازل شده است.

31- لقمان

سوره به نام لقمان حكيم است و در آيات 12 تا 20 موعظه‏هاى حكيمانه‏اى را از لقمان به پسرش بيان كرده است، كه درباره خدا و دين و برخورد انسانى با مردم و ميانه روى در رفتار است.

در مجموع، اين سوره، پيام توحيد و حكمت و معرفت و معاد را بيان مى‏كند و فطرت بشرى آدميان را مورد خطاب قرار مى‏دهد تا از طريق توجه به نعمتهاى الهى، به شناخت و اطاعت او گردن نهاده و به سعادت ابدى برسد.

در مكه و نزديكيهاى هجرت نازل شده است و داراى 34 آيه مى‏باشد.

32- سجده [سجده كردن]

در آيه 15 اين سوره، از نشانه‏هاى بارز مؤمن، اين را مى‏گويد كه هنگام يادآورى آيات و نشانه‏هاى خدا، به علامت تعظيم و سپاس، به خاك افتاده و در پيشگاه او سجده كرده و خدا را مى‏ستايد. مضاجع‏ نام ديگر اين سوره است. هنگام تلاوت آيه سجده واجب است كه سجده نمائيم.

هدف كلى سوره، اقامه دليلى است در مورد مبدا و معاد و زدودن شك از دلها و در رابطه با نبوت و قرآن، اشاره‏هائى هم به مؤمنان و فاسقان دارد و از پاداش و عذاب، سخن مى‏گويد. و سرگذشت موسى و قوم او بعنوان يك نمونه مطرح مى‏شود.

اين سوره 30 آيه دارد و در مكه در اوائل بعثت پيامبر نازل شده است.

33- احزاب [حزب‏ها و گروهها]

حزبها و قبائل مشرك عرب، براى ريشه كن كردن اسلام و نابودى مسلمين دست به دست داده و ائتلاف نمودند و مدينه را محاصره كردند و جنگ خندق پيش آمد.

واكنش روانى و عكس العمل مسلمانان در برابر اين محاصره نظامى و نقش تخريبى ستون پنجم (يهود داخل مدينه) و سر انجام كار، از مسائلى است كه در خلال آيات 9 تا 27 ذكر شده و بسى آموزنده است. به همين جهت هم شروع سوره، با فرمان خدا مبنى بر اطاعت نكردن از كافران و منافقان است.

در قسمتهاى بعدى رابطه پيامبر را با مؤمنين و منافقين و همچنين همسرانى و نيز تذكر نكات اخلاقى و تربيتى را در بر دارد و اينكه آنها الگوى مردم‏اند و نيك و بدشان تاثير فراوان دارد و بر خوبيها و فسادهايشان، پاداش يا عذاب دو برابر خواهد بود. از آيه 36 به بعد به ماجراى ازدواج پيامبر با زن پسر خوانده‏اش - زيد - اشاره شده و در آيه 40 خاتم انبياء بودن حضرت محمد(ص) بيان شده است و در اواخر سوره، عليه منافقين افشاگرى مى‏كند. در حديثى بيان شده كه در اين سوره، رسوائيهاى مردان و زنان قريش بيان شده است.

اين سوره 73 آيه دارد و در سال 6 هجرى در مدينه نازل شده است.

34- سبا

نام قومى است كه همزمان با سليمان مى‏زيستند و حاكمشان يك زن (بلقيس) بود. از آيه 15 به بعد بخشى از داستان آنان را در رابطه با سليمان بيان مى‏كند و نيز داستان داود را نقل مى‏نمايد. در اين سوره آياتى هم از توحيد و رسالت و آخرت (اين سه پايه دعوت همه انبياء) آمده است. رسالت جهانى پيامبر اسلام در آيه 28 آمده، و در كل، حمايت از رسول اللّه در دعوت الهى‏اش مى‏باشد.

هشتاد و سومين سوره‏اى است كه در مكه و قبل از هجرت نازل شده و 54 آيه دارد.

35- فاطر [شكافنده، پديد آورنده]

در اولين آيه، با اين صفت، از خدا ستايش شده، خدائى كه آسمانها و زمين را با شكافتن پرده عدم، بوجود آورد.

نام ديگر سوره ملائكه‏ است. باز در همين آيه اول از فرشتگان بعنوان رسولانى كه حامل فرمان خدا و مجرى اوامر او در جهان هستند ياد شده است.

اين سوره، شامل قدرت و حكمت و نعمتهاى بزرگ آسمانى و زمينى خداوند، در رابطه با توحيد و ربوبيت اوست و اينكه خلقت انسان و آمد و رفت‏شب و روز و تسخير ماه و خورشيد و آبها و ماهيهاى درياها همه در جهت‏شكر انسان و حركت او بسوى صاحب نعمت و شناختن و اطاعت اوست.

54 آيه دارد و در مكه نازل شده است. به استثناى چند آيه كه مدنى است.

36- يس [از حروف رمز قرآن و خطاب به پيامبر]

در اين سوره كه با پيامبر سخن گفته شده، پايه‏هاى سه گانه دين (توحيد، نبوت، معاد) مطرح شده و نيز حالت مردم را در قبول و رد دعوتها، و سر انجام مجرمين و متقين را در قيامت بيان كرده است.

و از رويش گياه در زمين مرده، روئيدن باغها و ميوه‏ها، زوجيت عمومى در مخلوقات، شب و روز و ماه و خورشيد حركت كشتى‏ها در دريا و ... بعنوان آيه‏ و نشانه بر خدا ياد شده است.

اين سوره قلب قرآن‏ هم ناميده شده است. و همچنين به ريحانة القرآن‏ هم معروف است پنجاه و نهمين سوره‏اى است كه در مكه نازل شده است و 83 آيه دارد.

37- صافات [به صف كشيده‏ها]

در آيه اول، خداوند به فرشتگان به صفت كشيده شده، يا به صفوف منظم پيكار گران و مجاهدان، يا پرندگان منظم و به صف كشيده در پرواز، يا صفوف نمازگزاران، سوگند ياد كرده است. (بنا به تفسيرهاى گوناگون در كلمه صافات).

روح كلى سوره، بيان توحيد و رد عقايد مشركين، بخصوص در زمينه خويشاوندى خدا با جن يا مخلوقات ديگر مى‏باشد. مسئله معاد و پاداشهاى بهشت و كيفرهاى جهنم موضوع ديگر اين سوره است. به داستان نوح و امتحان ابراهيم بوسيله فرمان ذبح اسماعيل، و همچنين داستان لوط و يونس هم اشاره‏اى شده است.

اين سوره كه 182 آيه دارد، در اوائل بعثت در مكه نازل گشته است.

38- ص [از حروف مقطع رمز]

محور سوره، دعوت پيامبر به توحيد و اخلاص در عبوديت است. از اين رهگذر موضع موافقين و مخالفين و روياروئى جبهه حق و باطل و سر انجام دو گروه است. قيامت و مسئله خلقت انسان و امر خدا به سجود بر آدم و سر باز زدن ابليس و دشمنيهاى ابليس با بنى آدم در جهت اغواء و گمراه كردن و اينكه فقط مخلصين از دام شيطان مى‏رهند، از مسائل ديگر اين سوره است.

اين سوره كه 88 آيه دارد، حدود سالهاى 4 و 5 بعثت پيامبر در مكه نازل شده است.

39- زمر [جمع زمره: گروهها و دسته‏ها]

از آيه 70 تا آخر سوره، بيان مى‏كند كه در قيامت كه روز كيفر و پاداش كافران و متقين است، گروه گروه، مردم به سوى سرنوشت و جايگاه ابدى خودشان (دوزخ يا بهشت) سوق داده مى‏شوند. نام ديگر سوره غرف‏ (غرفه‏ها) است. به اين مناسبت كه در آيه 20 از غرفه‏هاى چند طبقه متقين در بهشت‏ياد شده است.

در اين سوره، در مورد اخلاص دين براى خدا و بيدار ساختن قلوب براى پذيرش حق، و مقايسه حال و سرنوشت مؤمنين و مشركين در دنيا و آخرت، مطالبى بيان شده است. و در مجموع، سوره، سوره پاداش‏ها و كيفرها و نتايج اخروى اعمال ما در دنيا است.

اين سوره مكى است و 75 آيه دارد

40- مؤمن [ايمان آورنده]

از آيه 27 به بعد از مؤمن آل فرعون‏ ياد مى‏كند.

مردى كه در بطن نظام طاغوتى فرعون، مخفيانه به دعوت موسى گرويده بود و به نفع او در مجامع دولتى تبليغ مى‏كرد و از موسى در مقابل توطئه‏هاى خائنانه فرعون و وابستگانش دفاع مى‏نمود.

نام ديگر سوره، غافر است. يعنى بخشنده گناه و خطاپوش در آيه 3 با اين صفت از خدا ياد شده است. نام ديگر سوره طول‏ است‏يعنى نعمت پايدار و در همين آيه از خداوند با عنوان صاحب نعمت (ذى الطول) ياد شده است.

از مطالب ديگر اين سوره، درگيرى هواداران حق و باطل است، قدرت مطلقه خدا در قيامت، رمز سرنگونى قدرتهاى باطل و جبار پيشين، دعوت موسى، تقسيم بندى مردم در رابطه با اعمالشان در قيامت و ... مى‏باشد.

اين سوره مكى كه داراى 85 آيه مى‏باشد، در سالهاى قبل از هجرت نازل شده است.

41- فصلت [بخش بخش و فصل فصل شده]

در آيه 2 مى‏گويد: اين قرآن كتابى است كه آياتش براى مردمى كه علم و آگاهى دارند، بخش بخش نازل شده است.

اين سوره به نام مصابيح‏ هم ياد شده زيرا در آيه 12 از زينت كردن و آراستن آسمان توسط ستاره‏ها كه چراغهائى هستند سخن به ميان آمده است.

اين سوره را بعضى هم به نام حم. سجده‏ مى‏شناسند.

قرآن، رسالت، خدا، آخرت، وحى، توحيد، از مسائل ديگر اين سوره مى‏باشد. سوره فصلت، تجلى قدرت مطلقه خداوند است، هم در دنيا و در رابطه با هلاك كردن مكذبين و ظالمين و هم در آخرت و هنگام حسابرسى اعمال بندگان.

54 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه نازل گشته است.

42- شورى [مشورت و همفكرى و نظرخواهى]

در آيه 38 اصل اجتماعى شورا در امور اجرائى، از صفات مؤمنانى به حساب آمده كه اهل تقوا و نماز و انفاق و هميارى هنگام ستمديدگى مى‏باشند.

محور اين سوره، وحى و محتواى پيام‏هاى آن است و حالت پذيرش يا انكار مردم نسبت به آن و برخى از نشانه‏هاى خدا و نيز نتايج اعمال و راه مستقيم الهى بيان شده است و باز، نقبى به آخرت و سراى ابدى در آن جهان، و همچنين بيان بعضى از نعمتهاى الهى.

اين سوره مكى كه 53 آيه دارد يكسال قبل از هجرت نازل شده است.

43- زخرف [زينت و زيور]

در آيه 33 تا 35 در بيان بى‏ارزشى جلوه‏هاى مادى و فريبنده دنيا مى‏خوانيم:اگر بخاطر اين نبود كه مردم امتى يكپارچه و همسان باشند، خداوند براى كافران، خانه‏هائى با سقف‏هاى نقره‏گون و بالاخانه‏ها و درها و تخت‏ها و زيورها و ... قرار مى‏داد.

با بيان اين معنى، خداوند ارزش را به آخرت و آنچه باقى است مى‏دهد و نوعى جدل و بحث در مورد معتقدات بى اساس مشركين انجام گرفته و از اتكاء آنان به انديشه‏هاى خرافى كه ميراث نياكان است انتقاد شده است تا زمينه قلبى براى ايمان، آماده گردد.

در بخشى ديگر از شيوه استخفاى فرعون و معيارهاى غلط آنان در ارزشيابى ياد شده و بعنوان نمونه از دعوت عيسى ياد شده است.

از جمله مسائل ديگر اين سوره، تصحيح اعتقادات خرافى، جدال توحيدى، آيات قيامت، فرستادن انبياء، به خصوص ابراهيم و موسى و عيسى مى‏باشد.

اين سوره مكى است. داراى 89 آيه بوده و حدود سالهاى 5 و 6 بعثت نازل شده است.

44- دخان [دود]

در آيه 10 مى‏گويد: منتظر روزى باش كه آسمان دودى فرا گيرنده مردم را فراهم مى‏آورد و عذابى دردناك است.

بعضى اين دود را از علائم رستاخيز و پيش درآمد قيامت دانسته‏اند، برخى گفته‏اند در قيامت، بعنوان عذاب، دودى كه چشم و گوش منافقان را پر مى‏كند ظاهر خواهد شد.

بعضى هم اين را تحقق يافته مى‏دانند و مى‏گويند در اثر تكذيب و روگردانى مردم از دعوت پيامبر قحطسالى و تنگدستى چنان كرد كه مردم وقتى با چشم‏هاى ناتوان به آسمان نگاه مى‏كردند، آن را پر شده از دود، مى‏ديدند. در هر صورت، سوره متضمن بيم دادن كسانى است كه در قرآن و دعوت حق شك دارند و آنان را نسبت به عذاب دنيا و آخرت، هشدار مى‏دهد.

و داستان موسى و سر انجام فرعون را نمونه‏اى از عذاب دنيوى، و كيفرهاى گوناگون جهنم را نمونه‏اى از عذاب دنيوى، و كيفرهاى گوناگون جهنم را نمونه‏اى از عذاب آخرت بيان مى‏كند، و پاداش متقين را هم بيان مى‏كند.

اين سوره 59 آيه دارد و در سال 4 بعثت، در مكه نازل گرديده است. توصيه شده كه اين سوره در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.

45- جاثيه [به زانو افتاده]

اينكه در قيامت، هر امتى به زانو در مى‏آيد و براى رسيدگى به حسابشان حاضر مى‏شوند در آيه 28 ذكر شده است. مظهرى است از سلطه كامله خداوند در قيامت.

سوره با بيان مطالب توحيدى و شريعت پيامبر و لزوم توجه به آيات و نشانه‏هاى الهى شروع شده و با بيان تهديد آميز نسبت به مستكبران اعراض‏گر از آيات خدا و هوا پرست و گمراه ادامه مى‏يابد و با بيان ثبت اعمال و بازبينى آن در قيامت و كيفرهاى اخروى پايان مى‏گيرد.

از نامهاى ديگر سوره، شريعت‏ و دهر است.

از سوره‏هاى مكى است و مشتمل بر 37 آيه بوده و در سال 8 بعثت نازل شده است.

46- احقاف [نام سرزمين قوم عاد در نزديكى يمن]

در آيه 21 مى‏خوانيم: حضرت هود، قوم خودش (عاد) را در سرزمين احقاف، از عذاب خدا بيم داد. احقاف در قسمت جنوبى عربستان بوده و الآن آثارى از آن باقى نمانده است.

هلاكت قوم هود و اقوامى ديگر در پيرامون مكه و نيز ايمان آوردن گروهى از جن، همچنين مطالبى درباره معاد، توحيد و نبوت، از مسائل ديگر اين سوره است.

و در پيام پايانى سوره، فرمان صبر و بردبارى به پيامبر مى‏دهد اين سوره با 35 آيه، در مكه نازل شده است.

47- محمد(ص) [نام پيامبر بزرگ اسلام]

نام محمدص‏ در دومين آيه اين سوره آمده است.

سوره، توصيفى است از كافران و روش‏ها و عملكردهاى آنان و نيز توصيفى است از مؤمنان و اعمال نيك و صفات پاكشان. از نعمتهاى نازله بر مؤمنين و عقوبتهاى وارده بر كافران سخن مى‏گويد. مقايسه‏اى است ميان اين دو جناح حق و باطل در دنيا و آخرت. و بيانگر اين است كه مقابله و مخالفت آگاهانه كفار با پيامبر و دين خدا فقط به زيان خودشان خواهد بود.

نام ديگر اين سوره، قتال‏ است. چرا كه عنصر بارز جنگ با كفار و فرمان موضعگيرى قاطع در برابرشان، از پيشانى اين سوره انقلابى آشكار است، همچنانكه از لحن آيات هم پيداست اين سوره در مدينه و در دوره قدرت و آمادگى رزمى مسلمين نازل شده است و 38 آيه دارد.

48- فتح [پيروزى]

در آيه اول از پيروزى بزرگى كه به يارى خدا نصيب پيامبر شد، ياد شده است. فتحى كه در صلح حديبيه‏ فراهم آمد. پيامبر همراه 1400 نفر به جنگ مشركين بيرون آمد. اميدى به بازگشت پيروزمندانه و بسلامت نبود ولى سرانجام با قراردادن آتش بس 10 ساله، بدون درگيرى به مدينه بازگشتند.

همين قرارداد، پيروزى‏هاى بزرگ ديگرى بدنبال داشت، مانند فتح خيبر در سال هفتم هجرى و فتح مكه به همراه 12 هزار سرباز مسلمان در سال 8 هجرى و مسلمان شدن تعداد زيادى از مشركين در اين فاصله. (به فتح مكه در آيه 27 اين سوره اشاره شده است) اينهاست آن فتح مبين‏ كه سوره به آن نام، مشهور گشته است. سوره بيشتر مربوط است به امور داخلى مسلمين در ارتباط با بيعت مردم و سخنان عافيت طلبان و جوسازان و همچنين اشاره به خلق و خوى جاهلى مردم در گذشته و راه مبنى بر تقوا كه پيامبر آورده در آخرين آيه ضمن بيان رسالت محمد، به خصوصيات اصحابش اشاره مى‏كند از جمله به: اشداء على الكفار رحماء بينهم‏ ياران پيامبر(ص) نسبت به كفار شديد و سخت گيرند اما نسبت به يكديگر مهربان مى‏باشند.

اين سوره در سال 6 هجرى در مدينه پس از قرار داد صلح حديبيه نازل شده و داراى 29 آيه مى‏باشد.

49- حجرات [حجره‏ها و اطاقها]

در آيه 4 نكوهشى از آندسته بى خردانى شده كه بدون رعايت نكات اخلاقى از بيرون و پشت پنجره با فرياد، پيامبر را صدا مى‏كردند.

اين سوره مشتمل است بر نكاتى از ادب و اخلاق مسلمان در رابطه با خدا و پيامبر و جلو نيفتادن از آنها، و سفارش به اصلاح بين مسلمانان و همنوعان و برخى نظامات اجتماعى، و كلاً سوره‏اى است اخلاقى، كه از تمسخر و استهزاء، سوء ظن، تجسس و غيبت نهى مى‏كند و از همه مردم، كسى را برتر مى‏داند كه با تقوا است ان اكرمك عند اللّه اتقاكم‏ - آيه 13.

اين سوره كه 18 آيه دارد، مدنى است و در سال 7 هجرى نازل شده است.

50- ق [از حروف رمز اوائل سوره‏ها]

بستر كلى اين سوره، معاد و احوالات مردم در قيامت است و در كنار اين مسئله، از خلقت انسان تا مرگش و پس از مرگ و بعضى از پديده‏هاى آفرينش و نعمت‏هاى خدا سخن به ميان آمده است و يادى از بعضى اقوام تكذيب كننده كه گرفتار عذاب خدا شدند.

45 آيه دارد و در سال پنجم بعثت در مكه نازل شده است. و دعوت سوره، به تحمل و استقامت و صبر، در برابر حرفهاى مشركين است.

51- ذاريات [پراكنده كنندگان]

سوگند به فرشتگان داراى اين صفت، يا بادهائى كه گرد و خاك را، يا ابرها را مى‏پراكنند، در نخستين آيه آمده است. اشاره‏اى است به تدبير عمومى خدا در جهان از طريق فرشتگان يا بادها.

سوره، بيان كننده معاد، و نقش تربيتى و سازندگى آن در عمل دنيائى انسان، و صفات متقين و داستانهائى از ابراهيم و موسى و قوم عاد و ثمود و قوم نوح است و بيان زوجيت عمومى در جهان خلقت و بيان فلسفه آفرينش جن و انس كه عبادت‏ است (آيه 56) و در پايان هشدارى به ستمگران و كافران.

چهل و هفتمين سوره‏اى است كه در سال 7 بعثت در مكه نازل شده است و 60 آيه دارد.

52- طور [نام يك كوه]

در اولين آيه به كوه مقدس طور در سينا كه محل مناجات موسى (ع) با خداوند بوده، سوگند ياد شده است.

سوره، يادآور قيامت و بهشت و جهنم و بيانگر نعمتهاى بى پايان بهشتيان و عذاب‏هاى گوناگون مكذبين و كفار در دوزخ است و نيز احتياج و مجادله‏اى با مشركين و ترديدشان در ايمان آوردن و نقد تفكر الحادى و مشركانه و در پايان باز هم دعوت به صبر.

اين سوره با 49 آيه در سال 4 بعثت در مكه نازل گرديد. در احاديث، زياد خواندن آن سبب خلاصى از زندان بيان شده است.

53- نجم [ستاره]

در آغاز سوره، به ستاره آنهنگام كه فرود آمده و غروب كند سوگند ياد شده است.

هدف كلى سوره، تاكيد بر سه ركن ربوبيت‏ نبوت‏ و معاد است و اعلام وحى، توبيخ مشركين از اعراض، مردم شناسى، توحيد و تنذير، از موضوعات ديگر اين سوره است. كلا سوره تشويق به پذيرش دعوت است و انتقاد از روى گردانى از قرآن و پيامبر.

برخى هم مراد از نجم‏ را ستاره فروزان قرآن دانسته‏اند كه براى بشر فرود آمده است. اين سوره با 62 آيه، مكى است.

54- قمر [ماه]

آيه اول، به شق القمر و دو پاره شدن ماه، بنا به درخواست مشركين از پيامبر اسلام بعنوان معجزه و نشانه‏اى از قدرت خدا اشاره كرده است.

اين سوره بطور كلى به انذار و بيم دادن مكذبين بهانه جو پرداخته است و از هلاكت امتهاى تكذيب كننده گذشته همچون قوم نوح و عاد و ثمود و لوط و آل فرعون، شاهد آورده است و در پايان، از عاقبت جهنمى مجرمين و فرجام خوش متقين ياد مى‏كند.

با 55 آيه در سال 4 بعثت نازل شده و از سوره‏هاى مكى است.

55- رحمن [بخشنده]

نام خداوند است كه بعنوان آموزگار قرآن و آفريدگار بشر و آموزنده بيان، ذكر شده است. (آيه اول).

سوره رحمان، در خطابى به جن و انس، از آفرينش جهان و از نعمتهاى فراوان و گوناگون خدا در دنيا و بهشت و نيز از عقوبت‏هاى اهل دوزخ، سخن گفته است و با تكرار 31 بار آيه فباى آلاء ربكما تكذبان‏ در اين سوره نسبتا كوچك مى‏پرسد كه به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت تكذيب مى‏كنيد؟!

و اين سوره در زبان ائمه به عروس قرآن‏ معروف بوده است.

78 آيه دارد. اين سوره را بعضى مكى و بعضى مدنى دانسته‏اند.

56- واقعه [پيش آمد، حادثه]

يكى از نام‏هاى رستاخيز و قيامت است، حادثه‏اى كه بى شك واقع خواهد شد و در آغاز سوره از وقوع آن و مشخصات و آثارش خبر مى‏دهد و تا پايان سوره از حالات اهل بهشت و جهنم در آخرت ياد مى‏كند.

در بخشى از سوره هم به اهميت قرآن كريم‏ كه فرود آمده از نزد خداوند است اشاره مى‏كند. در اين سوره مردم به سه دسته تقسيم شده‏اند: اصحاب يمين، اصحاب شمال و سابقون.

96 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه فرود آمده است. به خواندن اين سوره بسيار دستور داده شده است.

57- حديد [آهن]

در آيه 25 از آهن بعنوان مظهر قدرت و منفعت، در كنار نازل كردن كتاب و ميزان (سمبل مكتب و عدالت اجتماعى) ياد مى‏كند. حديد، به اسلحه، به امام، به حضرت قائم(ع) هم تاويل شده است.(مرآة الانوار ص 124.)

هدف اصلى سوره، تشويق به انفاق در راه خدا است كه از ايمان و تقوا سرچشمه مى‏گيرد. اخلاص و زهد و موعظه و معارفى از مبدا و معاد از مطالب ديگر اين سوره است. در حديثى آمده كه: چون خداوند مى‏دانست كه در آخر الزمان افرادى عميق و ژرف انديش پديد خواهند آمد سوره قل هو الله احد و آياتى از اين سوره را (از اول تا آيه 6) نازل كرد.(الميزان ج 19 ص 168.)

اين سوره مدنى است. با 28 آيه در سال پنجم هجرى نازل شده است.

58- مجادله [گفتگو و جدل]

در آيه اول، سخن از مجادله و گفتگوئى است كه ميان پيامبر با زنى كه شوهرش او را ظهار كرده بود واقع شده است. ظهار، نوعى تحريم زن بود كه در جاهليت، رواج داشت.

در اين سوره، صفاتى از مؤمنان در رفتارهايشان و همچنين صفات مخالفان اسلام بيان شده است. و از نجوا و درگوشى صحبت كردن نكوهش شده و وعده عذاب براى كسانى بيان شده كه با دشمنان خدا طرح دوستى مى‏ريزند و عنوان حزب الشيطان‏ به آنها مى‏دهد و در پايان هم مشخصات حزب الله‏ مطرح است.

اين سوره كه داراى 22 آيه است در سال 9 هجرى در مدينه نازل شده است.

59- حشر [بيرون آمدن، بر انگيخته شدن]

در آيه 2 بيان مى‏كند كه خداوند، براى اولين بار، كسانى را از اهل كتاب (يهود و نصارى) كه كفر ورزيدند، (از قلعه‏هايشان) بيرون مى‏آورد.

يهودى‏ها مى‏پنداشتند كه با داشتن حصارها و قلعه‏ها هرگز مغلوب نخواهند شد ولى بدست پيامبر و مؤمنين شكست‏خوردند و از پايگاهها و قلعه‏هايشان بيرون رانده شدند. و اين در سايه پيمان شكنى يهود بنى نضير بود كه منافقانه نقش ستون پنجم را در داخل مدينه بازى مى‏كردند. بهمين جهت‏سوره بنام بنى نضير هم گفته شده است.

اين سوره مدنى است و در سال 4 هجرى نازل شده است و 24 آيه دارد.

60- ممتحنه [زن امتحان شده]

در آيه 10 مى‏خوانيم :زنان مؤمنى را كه بسوى شما هجرت كرده‏اند بيازمائيد. اگر واقعا ايمان آورده بودند، آنان را دوباره پيش مشركين بر نگردانيد. زيرا بر آنان حرام مى‏باشند....

در اين سوره، مرز دوستى‏ها و دشمنى‏ها و سياست‏خارجى مؤمنين، در رابطه با دشمن، برخى از مسائل تربيتى و همچنين يادى از قيامت، بيان شده است.

احكام هجرت و بيعت و ايمان زنان مسلمان، از مسائل ديگر اين سوره مى‏باشد.اين سوره كه با 13 آيه در سال 10 هجرى در مدينه نازل شده، دو نام ديگر هم دارد، كه عبارتند از: امتحان‏، مراة‏ (زن) آيات 1 تا 9 بمناسبت جاسوسى شخصى به نفع مشركين و دادن گزارش نظامى از تصميم مسلمين به جنگ با مشركين نازل شده و بهمين جهت آيات، از داشتن رابطه دوستانه با مشركين نهى كرده است.

61- صف [رديف و صف]

خداوند پيكار گرانى را كه در راه او، همچون صفى فولادين و بنيانى استوار مى‏جنگند دوست مى‏دارد. اين مطلب در آيه 4 از اين سوره بيان شده است.

اين سوره، تشويق و تحريك مسلمين به مبارزه با دشمن، و معرفى اسلام، بعنوان فروغى الهى و فروزان مى‏باشد و نويد غلبه و حاكميت اين آئين را بر اديان ديگر مى‏دهد.

نام ديگر اين سورع، حواريين‏ است. بمناسبت اينكه در آخرين آيه‏اش دعوت عيساى مسيح از حواريين‏ براى نصرت دين خدا بيان شده است.

كلا محور آيات اين سوره بر دو موضوع عقيده‏ و جهاد است. اين سوره كه 14 آيه دارد در سال دوم هجرت در مدينه نازل شده است.

62- جمعه

جمعه، روز بزرگ و عيد هفتگى اسلامى است. روز جمع‏ شدن مردم در مساجد و مجالس دينى است، روز برپائى نماز پر شكوه جمعه (اين عبادت سياسى - اجتماعى) و اقامه اين شعار است.

در اين سوره، پس از توصيف خدا و بيان فلسفه بعثت و رسالت، و اشاره به قوم يهود در رابطه با دين، دعوت به نماز جمعه‏ مى‏كند. (آيه 9).

در ركعت اول نماز جمعه، اين سوره خوانده مى‏شود. و جمعه و نماز جمعه در فرهنگ اسلام، نقش بسزائى در تربيت و تهذيب و تعليم، و تحكيم پايه‏هاى جامعه اسلامى دارد.

سوره جمعه 11 آيه دارد و در سال 2 هجرى در مدينه نازل شده است.

63- منافقون [دو چهره‏ها]

در اين سوره، به تشريح اخلاق و شيوه‏هاى منافقين و خصوصيتهاى روانى آنان، همچنين توطئه‏ها و دروغپردازى‏هايشان پرداخته و مسلمانان را از آنها بعنوان دشمنانى سر سخت‏ بر حذر داشته است.

اين سوره هم در نماز جمعه خوانده مى‏شود تا در اثر يادآورى نقش منافقانه دشمنان، مسلمين هميشه آگاهى خود را حفظ كنند. سوره درباره عبد الله بن ابى (از سران منافقين) نازل شده است.

11 آيه دارد و در سال 3 هجرى در مدينه نازل شده است. و بعضى گفته‏اند كه اين سوره در يكى از شبهاى جنگ تبوك فرود آمده است.

64- تغابن [گول‏خوردگى و حسرت و خسران]

روز تغابن‏ يكى از نامهاى روز قيامت است كه در آيه 9 آمده است. چرا كه در قيامت، انسانها از اينكه براى حيات ابدى آن جهان، چندان كارى نكرده و عمل صالحى ذخيره نكرده‏اند و يا گناه و معصيت و فساد به همراه آورده‏اند، احساس ضرر و خسران مى‏كنند و حسرت و افسوس مى‏خورند.

در آيه 9 از رستاخيز، با اين نام ياد مى‏كند و كلا در اين سوره، تشويق فراوانى به انفاق مى‏كند تا انسان مفتون اموال و اولاد نگردد و در قيامت، مغبون و زيانكار به حساب نيايد.

با 18 آيه از سوره‏هاى مدنى قرآن محسوب مى‏گردد.

65- طلاق [رها ساختن و طلاق دادن زن]

در اين سوره، احكام و مسائلى كلى در مورد طلاق و عده زنان مطلقه و مسائل، و احكام خانواده و ... بيان مى‏شود.

به همين جهت، اين سوره نام ديگرى هم دارد و آن نساء (زنان) است. در كنار مسائل فوق، موعظه‏ها و اندرزهائى و بشارتهائى هم داده شده است. و يادى از هلاكت اقوامى به جهت‏سر پيچى از فرمان خداوند.

اين سوره در حدود سالهاى 7 - 9 هجرت در مدينه نازل شده و 12 آيه دارد.

66- تحريم [حرام و ممنوع ساختن]

در آيه اول سوره، خداوند از پيامبرش گله و شكوه مى‏كند كه چرا براى جلب رضايت بعضى از همسرانش، آنچه را كه خدا بر آو حلال كرده، بر خود حرام مى‏كند.

اين خطاب آميخته به عتاب و سرزنش، در واقع سرزنش بعضى از آن زنان پيغمبر است كه با رفتارشان باعث چنين عكس العملى از سوى پيامبر شدند. نقل شده كه موضوع، مربوط به روابط خانوادگى بوده است.

بعد از ادامه مطلب در چند آيه بعدى، با ذكرى از قيامت و عذاب دوزخ و دعوت به توبه، فرمان جهاد با كفار و منافقين و سختگيرى با آنان مى‏دهد و در پايان، بعنوان نمونه‏اى از همسران ناشايسته، از زن نوح و لوط ياد كرده و زن فرعون و حضرت مريم را بعنوان الگوهاى تعهد و ايمان و عمل و عفت، معرفى مى‏كند.

سوره تحريم مدنى است و در سال 10 هجرى نازل شده و 12 آيه دارد.

67- ملك [فرمانروائى]

فرمانروائى و حكومت در دست‏خداى تواناست. با اين فراز، سوره شروع مى‏شود. از خداوند و خلقت زمين و آسمان و حيوانات، سخن مى‏گويد، و از روز قيامت و پاداش و كيفر، و نعمت و نقمت‏خدا ياد مى‏كند. هدف كلى سوره، بيان ربوبيت و تدبير عام خداوند نسبت به عالم است.

اين سوره، بعد از سوره طور، در سال 7 بعثت در مكه نازل شده است و 30 آيه دارد. به خواندن اين سوره، زياد سفارش شده است به سوره تبارك‏ هم معروف است.

68- قلم

در آيه‏هاى اول سوره، خدا به قلم‏ و آنچه مى‏نويسند سوگند ياد كرده است.

سوگند به قلم و نوشته، از دين پيامبرى كه امى‏ و درس ناخوانده است، و در ميان قوم خود از سوى مخالفين به جنون و ديوانگى متهم شده، اعجاز ديگرى از آيات قرآنى است.

بعد از سوره علق‏ نازل شده و بعضى گفته‏اند كه دومين سوره نازله است.

اين سوره، ضمن دفع اتهام جنون از پيامبر و تاكيد روى رسالت او، فرمان اعراض از آنان را مى‏دهد. بعد از مقدارى بيان آخرت و بهشت و كيفرها، فرمان صبر و استقامت مى‏دهد. آيه معروف و ان يكاد ... كه براى دفع نظرهاى بد است در آخر اين سوره مى‏باشد.

52 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است.

69- حاقه [آنچه سزاوار و مسلم و حق است]

حاقه‏ يكى از نامهاى قيامت است. قاطع و كوبنده و حتمى و بى كمترين ترديد، و اساسا خود قيامت، حق است و بدون معاد، زندگى و آفرينش و حيات، پوچ و لغو خواهد بود.

اين كلمه، در سه آيه اول سوره تكرار شده و سپس به توصيف قيامت، و امت‏هاى گذشته و باز هم قيامت و وحى نبوى پرداخته است.

در روايات آمده كه اين سوره درباره على(ع) نازل شده. او هم حقى بود كه تكذيب كنندگان و مخالفينى داشت.

اين سوره آهنگين و پرطنين با 52 آيه در سالهاى 3 يا 4 بعثت در مكه نازل شده است.

70- معارج [نردبان‏ها، رتبه‏هاى بالا برنده]

در آيه 3 و 4، از خدا با نام صاحب معارج‏ ياد شده است كه فرشتگان و روح بسوى او بالا مى‏روند. آرى خداوند، براى معراج و تعالى وجودى انسانها برنامه‏هاى تربيتى فراوانى (در تكوين و تشريع) قرار داده است.

محور اصلى سوره، روى قيامت و معاد است و اين اصل اعتقادى دگرگونساز و تربيت كننده بعنوان عاملى جهت كنترل و تقوا معرفى شده است.

44 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است.

71- نوح [از پيامبران بزرگ]

داستان نوح با قومش، بعنوان تجربه‏اى از تجارب دعوت الهى در روى زمين و موضعگيرى‏هاى مخالفان و درگيرى حق و باطل در اين سوره بيان شده است. استقامت نوح در راه دعوت، الهام بخش صبر است و هلاكت قوم نوح، هشدارى براى مكذبين.

اين سوره، بعد از سوره نحل، در مكه و در سال 4 بعثت نازل شده است داراى 28 آيه مى‏باشد.

72- جن [موجودى نامرئى با ويژگيهائى عجيب]

خداوند، انواع گوناگون آفريده و بنده دارد. يكى هم جن است. در اين سوره، درباره گروهى از آنان و عكس العملشان در برابر شنيدن آيات قرآن، و دعوت محمد، و دسته‏هاى مؤمن و كافر، و مسلم و قاسط از آنان صحبت‏شده است و مبين توحيد ربوبى است.

اين سوره، بروى انسان درى از آن جهان‏ مى‏گشايد و او را به قلمرو بيكرانه آفرينش خدا مى‏كشد. تا بدانند كه جز خودشان، ديگرانى هم هستند كه خدا شناس و عاقل و مطيع سنت‏هاى الهى‏اند.

اين سوره حدودا در سال 6 بعثت نازل شده است. آن هنگام كه پيامبر براى دعوت قبيله ثقيف به طائف‏ رفته بود و آنها ضمن رد دعوت، پيامبر را آزار دادند و در بازگشت، خدا اين آيات را فرستاد.

و برخى هم گفته‏اند كه پس از وفات خديجه و ابوطالب و يكى دو سال به هجرت مانده، نازل شده است.

سوره جن 28 آيه دارد و مكى است.

73- مزمل [گليم به خود پيچيده]

آيه اول را كه مى‏خوانيم، با اين تعبير به پيامبر خطاب شده، آن هنگام كه در اول بعثت، مشركان در دار الندوة‏ دعوتش را نپذيرفتند و در فكر توطئه بر ضد او بودند. پيامبر غمگين و آزرده به خانه رفت و خوابيد.

اما سروش خدائى اينگونه نوازشش داد و او را به برخاستن‏ و عبادت شبانه، و كمك گيرى از نيايش و تلاوت قرآن، و مقاومت در برابر حرفها و مخالفتهايشان دعوت كرد، و از آن حضرت، در برابر برخوردهاى سرد و بى مهرى‏هاى اهل مكه، حمايت نمود در آيه آخر، دستورى مبنى بر نيايش شبانه و تلاوت قرآن به پيامبر مى‏دهد.

اين سوره با 20 آيه در مكه نازل شده است. (اوائل بعثت).

74- مدثر [جامه به خود پيچيده]

وقتى كه در غار حرا با نزول آيه اقرء ... محمد(ص) به رسالت مبعوث شد، به خانه آمد و از شعله‏هاى وحى‏ مشتعل بود. جامعه بخود پيچيده و خوابيد. اين سوره نازل شده و او را به قيام‏ و انذار و تكبير فرا خواند. (آيات اول سوره).

جزو اولين سوره‏هاست (بقول برخى: دومين سوره و بعد از مزمل‏ يا اقرء ...) و از رسالت و قيامت و مشركين و فرشتگان و تنذير سخن مى‏گويد و از عواملى همچون ترك نماز و اطعام مساكين و نيز از فرو رفتن در بطالتها و تكذيب قيامت كه سبب جهنمى شدن است‏ياد مى‏كند. 56 آيه دارد و مكى است.

75- قيامت [برخاستن]

قيامت، نام رستاخيز عمومى و معاد است. روزى كه همه از گورها بر مى‏خيزند و به سوى محشر و سرنوشت ابدى خويش در بهشت‏يا دوزخ رهسپار مى‏شوند. در اولين آيه به يامت‏سوگند ياد شده است. و به بشر، آن روز را يادآورى مى‏كند.

در آيات بعد، علائم به روز آن رستاخيز و نيز حالات بشر هنگام جان دادن ذكر شده و با طرح موضوع عبث نبودن خلقت، استدلال بر فلسفه معاد شده است. 40 آيه دارد و در مكه در سال 3 بعثت نازل شده است.

76- دهر [روزگار، دوران]

در آيه اول اشاره به روزگارى‏ مى‏كند كه بر انسان‏ گذشته، و او چيزى نبود كه ياد شود. از آن پس اشاره به خلقت انسان، و قرار گرفتن او بر سر دو راهى شكر و كفران‏ مى‏نمايد.

از آنچا كه محور اين سوره، انسان است و عملش و اخلاصش و ايثارش و عاقبت كارش در قيامت و نعمت‏هاى خوب براى نيكان، نام ديگر اين سوره انسان‏ است.

اين سوره به نام هل اتى‏ هم مشهور است. چونكه با اين كلمه آغاز شده است.

اين سوره در مدينه نازل شده و بنا به روايات، در ستايش از على و فاطمه(ع) است كه بخاطر نذرشان، سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذاى ساده خويش را به مسكين و يتيم و اسير، ايثار كردند (آيه 8) و خود با آب افطار نمودند. در آيات بعد، از نعمتهاى خداوند براى اهل بهشت، و پاداش نيكيها در آخرت، ياد شده و فرمان صبر و مقاومت داده است.

داراى 31 آيه است و بعد از الرحمن‏ نازل شده است.

77- مرسلات [فرستاده شده‏ها]

منظور از مرسلات (كه در نخستين آيه خداوند به آنها قسم ياد كرده است) يا فرشتگانى است كه پياپى براى فرود آوردن وحى الهى به پيامبران فرستاده مى‏شوند، يا تند بادهائى است كه فرستاده مى‏شوند. علائمى از بروز قيامت و توصيفى از محشر بيان شده است.

تاكيد اصلى اين سوره روى قيامت است و مكررا تكذيب كنندگان بيم داده مى‏شوند آيه ويل يومئذ للمكذبين‏ در اين سوره 10 بار تكرار شده است و صحنه‏هائى از دنيا و آخرت و حقائق هستى در آن بيان شده است.

در سال دوم بعثت در مكه در غارى در منا نازل شده است (بعد از سوره همزه) و 50 آيه دارد.

78- نبا [خبر]

خبر مهم و بزرگ قيامت كه مردم درباره‏اش از يكديگر سؤال‏ مى‏كنند، در آيات اول سوره بيان شده است. در بعضى روايات، اين نبا به على(ع) تاويل شده است. (الميزان ج 20 ص 261.)

نام ديگر سوره، عم‏ است‏يعنى از چه؟ زيرا سوره با اين كلمه آغاز مى‏شود و نام سومش، تساؤل‏ مى‏باشد، يعنى از هم پرسيدن‏. به نام معصرات‏ هم ذكر شده است (كه در آيه 14 آمده).

محور اساسى اين سوره، ضرورت و حتميت قيامت، و استدلال بر آن و توصيف آن مى‏باشد. چون خبر از نظامى متقن و استوار مى‏دهد، بعنوان نمونه‏اى از آن، برخى از نظامهاى طبيعت در مورد شب و روز و كوه و گياه و زمين و ... را بيان مى‏كند و آن روز حق را كه تخلف ناپذير است و مايه حسرت و ندامت كافران، به يادها مى‏آورد.

بعد از سوره معارج در سال دوم بعثت در مكه نازل شده و داراى 40 آيه مى‏باشد.

79- نازعات [آنها كه از روى قوت مى‏كشند]

خداوند در نخستين آيه به نازعات قسم خورده است. نازعات، فرشتگانى هستند كه جان مردم را مى‏گيرند، يا روح كافران را به شدت قبض مى‏كنند، يا ستاره‏هائى هستند كه از افقى غايب شده و در افق ديگر پيدا مى‏شوند.

در هر صورت خداوند به فرشتگان، به عنوان واسطه‏هائى در تدبير امور جهان سوگند ياد كرده و اهميت نقش آنها را بازگو مى‏كند. بخشى از نبوت موسى و دعوت او از فرعون طغيان گر بسوى تزكيه و هدايت، نقل شده، آيه 15 به بعد.

و در ادامه، اين سوره هم بر اساس آخرت و قيامت و اثبات آن و حالت مردم در بهشت و دوزخ مى‏باشد و در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 46 آيه دارد. نزول اين سوره بعد از سوره نباء است.

80- عبس [چهره در هم كشيد]

سوره، عتاب و ملامت است از اينكه ثروتمندان را بر ضعفا و مساكين مؤمن مقدم بدارند.

در حضور پيامبر جمعى از بزرگان قريش در مكه جمع بودند كه نابينائى بنام ابن ام مكتوم‏ وارد شد. با ورود او يك نفر به جهت ناراحتى از ورودش، چهره در هم كشيد و عبوس شد (آن يك نفر يا پيامبر بود يا مردى از بنى اميه: بنا به اختلاف روايات) خداوند از اين نحوه برخورد، انتقاد كرده و متذكر برخى نكات اخلاقى و تربيتى مى‏شود.

سوره با يادى از مراحل خلقت انسان و نعمتهاى خدا و حيات در زمين و سپس قيامت و چهره‏هاى خندان و اندوهگين در آخرت، ادامه و پايان مى‏يابد نام ديگرش سوره اعمى‏ (نابينا) است.

بعد از سوره نجم، در سال دوم بعثت و در مكه نازل شده و داراى 42 آيه مى‏باشد.

81- تكوير [در هم پيچيده شدن]

در هم پيچيده شدن خورشيد، و تمام شدن نور آن بمنزله پايان نظام اين جهان و از علائم قيامت است كه در آيه اول به آن اشاره شده است. سپس درباره انكشاف اعمال انسان در آن روز مطلبى دارد.

سوره تكوير (يا: كورت) بيشتر در مورد معاد است. و در قسمتى هم حمايت و تاييدى از پيامبر نموده و اتهامات را از او دفع مى‏كند.

بعد از سوره تبت‏، در سال اول بعثت در مكه نازل شده و 29 آيه دارد.

82- انفطار [شكافته شدن]

اين سوره هم، در مورد قيامت و سر انجام نيكان و بدان در بهشت و دوزخ مى‏باشد و شكافته شدن آسمان، بمعناى در هم ريختن اين نظام قائم، باز هم پيش درآمدى بر رستاخيز و از جمله شرائط متصل به قيامت است. و از ثبت و ضبط دقيق اعمال هر انسان مطالبى دارد كه توسط دو فرشته انجام مى‏گيرد.

اين سوره، با 19 آيه، بعد از نازعات‏ در سال 3 بعثت در مكه نازل شده است

83- مطففين [كم فروشان]

در آيه اول اين سوره، نكوهش و هشدارى به كم فروشان آمده است و براى اصلاح اقتصادى در جامعه، از زشتى اين كار و بيان عقوبت‏هاى سخت اخروى براى آنان و براى تكذيب كنندگان و فاجران سخنانى گفته شده است و ستايشى هم از ابرار و صالحان.

اين، آخرين سوره‏اى است كه در مكه نازل شده و در واقع، در سفر هجرت پيامبر قبل از رسيدن به مدينه نازل گشته است و گوياى كمفروشى و اختلال در وزن و كيلى است كه مردم مدينه گرفتارش بودند. و 36 آيه دارد. بنام سوره تطفيف‏ هم نقل شده است.

84- انشقاق [دو شقه شدن و شكاف برداشتن]

باز هم از علائم ظهور قيامت، در هم ريختن و پاره شدن نظام جهان بالا بيان شده است (آيه 1) آنچنانكه در سوره‏هاى تكوير و انفطار بيان شد.

اين سوره هم مانند سوره‏هاى كوچك مكى، تكيه‏اش روى مبدء و معاد است و سير انسان را به سوى خدا و سرنوشت ابدى‏اش در آخرت، و حساب و كتاب، بيان مى‏كند.

بعد از سوره انفطار در مكه نازل شده و 25 آيه دارد.

85- بروج [برج‏ها]

در اولين آيه، به آسمانى كه داراى برج‏هاست‏سوگند ياد شده است. برجهاى آسمان، جايگاه و خط سير ستارگان در آسمان است. بعضى هم آن را برجهاى دوازده گانه فلكى دانسته‏اند. و در بعضى احاديث، دوازده برج به دوازده امام تاويل شده است.

در اين سوره هشدار و تهديدى است نسبت به كسانى كه مؤمنين را تنها به جرم مؤمن بودن، آزار مى‏دادند و اين را بعنوان آزمايشى از سختيها و مشكلات در پيش پاى مؤمنان در راه ايمان و اعتقاد مى‏داند.

داستان اصحاب اخدود كه در آتش سوختند - به جرم ايمان - و نيز سپاه فرعون و ثمود، و نمونه‏اى از مؤمنانى كه در راه ايمان، بر شدائد فرعونى صبر و مقاومت كردند بيان شده است تا امت محمد (ص) هم از استقامت آنان، درس صبر بياموزند و نويد پيروزى به مسلمين داده شده است.

اين سوره را، سوره پيامبران نيز گفته‏اند. بعد از سوره شمس و در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 22 آيه دارد.

86- طارق [ستاره ظاهر شونده]

در آيه نخست، به آسمان و ستاره‏هاى درخشان و ظاهر شونده، قسم ياد شده است.

محور سخن در اين سوره، معاد است و با بيان قدرت كامل خدا، بر تحقق آن در آينده استدلال مى‏كند و با بيان اصل خلقت انسان، او را در جهت تربيت معنوى و روى آوردن به فطرت توحيدى سوق مى‏دهد.

اين سوره در اوائل بعثت در مكه و بعد از سوره بلد نازل شده و داراى 17 آيه مى‏باشد.

87- اعلى [برتر]

در آيه اول خدا را با صفت برتر بيان كرده است و به تسبيح او، كه آفريدگار و مدبر جهان است فرمان داده است.

در اين سوره، حيات برتر و جاودانه آخرت، و فلاح‏ در سايه تزكيه‏ و ذكر و نماز مطرح شده، و همه، در رابطه با توحيد الهى است.

پيامبر اين سوره را دوست داشت و در نماز جمعه و عيد فطر و قربان آن را مى‏خواند و ذكر سجده را از آيه اول اين سوره الهام گرفته است.

بعد از سوره تكوير و در اوائل بعثت در مكه نازل شده و داراى 19 آيه مى‏باشد.

88- غاشيه [فرا گيرنده]

يكى از نامهاى روز قيامت است كه در آيه اول بيان شده است. فراگيرنده و احاطه كننده مردم، از نظر هراس و وحشت، از نظر محاسبه و بررسى اعمال و ...

در اين سوره، مردم از نظر شقاوت و سعادت اخروى به دو بخش تقسيم شده‏اند و كيفر و پاداش هر يك، در بهشت و جهنم بيان شده است و ربوبيت‏خداوند يادآورى مى‏شود و در نهايت، بازگشت همه انسانها براى حساب، در نزد پروردگار، مطرح شده است.

بعد از سوره ذاريات در مكه نازل شده است و 26 آيه دارد.

89- فجر [سپيده دم]

در آيه اول، خداوند، به فجر قسم خورده است. به اين انفجار نور در خيمه ظلمت‏شب. جالب است كه بدانيم سوره فجر بعد از سوره ليل‏ نازل شده است همچنانكه در طبيعت هم سپيده دم فجر، پس از شب‏، فرا مى‏رسد.

اين سوره را، در روايات، سوره حسين بن على دانسته‏اند و به خواندن آن توصيه كرده‏اند. (امام صادق‏ع‏: اقرؤا سورة الفجر فى فرائضكم و نوافلكم فانها سورة الحسين بن على(ع) (تفسير برهان ج 4 ص 457.))

اينهم جالب است. چرا كه قيام كربلاى حسين، خود انفجارى فجرى از ايمان و جهاد بود در ظلمت‏شب جور و شرك بنى اميه. و همچنانكه با فجر و آغاز روز، حركت و حيات مردم، شروع مى‏شود، با خون حسين و يارانش در عاشورا، اسلام جانى تازه گرفت و حياتى مجدد يافت. در مفهوم فجر، در تفاسير، مصداقهاى گوناگونى ذكر شده است.

در اين سوره، از وابستگى به دنيا كه در نتيجه طغيان و كفران نعمت پديد مى‏آيد نكوهش شده و وعده عذاب شديد در دنيا و آخرت داده شده است و در پايان، باز هم گريزى به معاد و تاكيدى روى رجعت انسان به سوى پروردگار، آمده است.

چهلمين سوره‏اى است كه در سال دوم يا سوم بعثت در مكه نازل شده و 30 آيه دارد.

90- بلد [شهر]

منظور، شهر مكه، زادگاه و وطن پيامبر است كه در اولين آيه اين سوره، خداوند به آن، سوگند ياد كرده است.

سوره، خلقت انسان را در رنج و سختى، (بعنوان كوره‏اى از حوادث در جهت‏ساخته و پرداخته شن انسان) بيان مى‏كند و نيز اشاره‏اى به اينكه بر كارهايش نظارت مى‏شود و بنا بر اين بايد در آزادى اسيران، اطعام گرسنگان و سفارش به صبر و رحمت بكوشد. صبر بر طاعت‏ و صبر از معصيت‏ و صبر بر مصيبت‏ در اين سوره بطور ضمنى آمده است.

بعد از سوره ق‏، در سال 3 بعثت، در مكه نازل شده است و داراى 20 آيه مى‏باشد.

91- شمس [خورشيد]

نخستين آيه، مشتمل بر سوگند به خورشيد و فروغش مى‏باشد.

پس از چندين سوگند متوالى، پيام سوره اين است كه: فلاح‏ در سايه تزكيه نفس، و زيان و تباهى، در اثر پوشاندن و گمراه ساختن نفس مى‏باشد.

داستان ثمود در رابطه با ناقه صالح‏ شاهدى بر سخن فوق است كه در سوره آمده است.

بعد از سوره قدر (و به نقل برخى بعد از سوره حج) در سال دوم بعثت در مكه نازل شده و 16 آيه دارد.

92- ليل [شب]

خداوند، به شب، هنگامى كه جهان و انسانها را فرا مى‏گيرد سوگند خورده است. (آيه 1)

شب و روز، خلقت و تلاش انسانها، هدايت الهى، انذار و تبشير و قيامت و پاداش ... از مطالب اين سوره است و توجه خاصى به انفاق اموال در اين سوره مى‏باشد.

قبل از سوره فجر و بعد از سوره اعلى‏ نازل شده است. به اين ترتيب نگاه كنيد:

شب - فجر - ضحى و نور - انشراح ... اين ترتيب نزولى چند سوره‏اى است كه پياپى آمده، آيا در نظام طبيعت هم چنين نيست؟!

از سوره‏هاى مكى است و 22 آيه دارد.

93- ضحى [نور و روشنائى]

خداوند به روشنائى روز و فراگيرى شب قسم ياد كرده كه پيامبر را رها نكرده است (آيات 1 - 3).

مى‏دانيم كه مدتى وحى از پيامبر قطع شد و اين بهانه‏اى براى عيبجوئى مشركين بود كه خداوند با فرستادن اين آيات در جهت تقويت روحى و تاييد پيامبر رحمت‏خود نازل كرد. سيزدهمين سوره است كه بعد از سوره قلم و قبل از مزمل‏ در مكه و اوائل بعثت نازل شده و 11 آيه دارد.

94- انشراح [گشاده شدن، وسيع شدن]

شرح صدر و فراخى سينه، كنايه از ظرفيت زياد، براى دريافت‏حقائق و تحمل سختيهاى راه دعوت است. در آيه اول خداوند، عطاى چنين شرح صدرى را به پيامبر بيان مى‏كند و او را دعوت به كار مستمر و پيگير مى‏نمايد و نويد مى‏دهد كه: با هر سختى، آسانى است.

(نانبرده رنج، گنج ميسر نمى‏شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد)

اين سوره بعد از ضحى‏ نازل شده و مكى است (و بعضى گفته‏اند مدنى است). بعضى اين سوره را با سوره قبلى‏اش، مجموعا يكسوره حساب كرده‏اند.

سوره الم نشرح‏ داراى 8 آيه مى‏باشد.

نام ديگر اين سوره، شرح‏ است.

95- تين [انجير]

در اين سوره به انجير و زيتون و طور سينا قسم خورده شده است.

تين و زيتون، نام دو ميوه است، يا به درخت اين دو ميوه قسم خورده شده، و به قول بعضى‏ها نام دو كوهى است كه دمشق و بيت المقدس بر آن استوار گشته و رمز سوگند ياد كردن به اين دو كوه و به طور سينا آن است كه اين سه جا، خاستگاه و محل بعثت بسيارى از پيامبران بوده است. در كنار اين سه قسم، به مكه هم سوگند ياد شده، كه محل بعثت پيامبر اسلام است.

بعد از همه اينها، سخن از انسان و آفرينش او و ايمان و عمل صالحش مى‏باشد و اينكه در اثر بى تقوائى، انسان به پست‏ترين جايگاهها هم سقوط مى‏كند مگر مؤمنان صالح.

در سال سوم بعثت در مكه نازل شده (بعد از سوره بروج) و 7 آيه دارد.

96- علق [خون بسته، زالو، كرم]

در آيه دوم، مبدء خلقت انسان از علق‏ مى‏داند، كرمى زالو شكل، اسپرماتوزوئيد.

بعضى هم علق را از ريشه تعلق و وابستگى گرفته‏اند و گفته‏اند انسان از وابستگى و تعلقات خلق شده است.

اولين سوره‏اى است كه در غار حرا، هنگام بعثت پيامبر، بر او نازل شده است و سخن از خواندن و آفرينش انسان و تسليم او و طغيانش به ميان آمده است. اين سوره مكى است و 19 آيه دارد.

97- قدر [اندازه، سنجش، ارزش]

در اين سوره، از شب ارزش آفرينى و اندازه‏گيرى و مقدرات انسان سخن به ميان آمده است. شبى كه از هزار ماه برتر است (در بعضى روايات شيعه، اين هزار ماه به مدت حكومت ظالمانه بنى اميه تفسير شده كه هزار ماه طول كشيده است (به نقل الميزان جلد 20 ص 474.).)

و در يكى از شبهاى ماه رمضان (21 يا 23) قرار دارد. و شبى است كه قرآن در آن بر قلب پيامبر نازل گشته است. شب اتصال مطلق ميان زمين و ملكوت اعلاست و فرود آمدن فرشته‏ها از آسمان، و شب سلامتى است.

اين سوره، در حدود سال 4 بعثت، بعد از سوره عبس‏ در مكه نازل شده و 5 آيه دارد و سوره‏اى است بسيار مبارك و با فضيلت.

98- بينه [دليل روشن و حجت آشكار]

اين سوره، بيانگر رسالت عام پيامبر نسبت به همه مشركين و يهود و نصارى است و دعوت او را از همه بشريت به آئين حق باز مى‏گويد و صلاح جامعه انسانى را در سايه اعتقاد و عمل مى‏داند.

گرايش مشركين و اهل كتاب را به ايمان توحيدى، در سايه آمدن بينه‏ مى‏داند و خود محمد (ص) نمونه و مصداقى از اين حجت آشكار براى انديشه‏ها و پيروان اديان ديگر است (امام باقر فرموده است: البينه محمد رسول الله ص‏ (الميزان ج 20 ص 482) به نقل از تفسير القمى.)

به نام لم يكن‏ هم مشهور است و اين نام از آغاز سوره اقتباس شده است. از نام‏هاى ديگر اين سوره اهل الكتاب‏ قيامت‏، بريه‏ و انفكاك‏ است.

بعد از سوره طلاق نازل شده و از سوره‏هاى مدنى است و 8 آيه دارد.

99- زلزال [لرزش و زلزله]

در آيه اول وقوع زمين لرزه مهيب را هنگام ظهور قيامت بيان مى‏كند. زلزله‏اى كه در پى آن بر انگيختن مردم براى روز دادرسى عمومى در محشر و پاداش خوبيها و كيفر بدى‏ها است.

نام ديگر سوره، زلزله‏ است. 8 آيه دارد و بعد از سوره نساء در مدينه نازل شده است.

100- عاديات [دوندگان]

عاديات، اسبهاى تيزتك و تندرو مى‏باشد كه هنگام دويدن، همهمه صدايش بگوش مى‏رسد. خداوند در نخستين آيه، به چنين اسبها و اسب‏سواران چابك كه از سم اسبان آتش مى‏پرد و سحرگاهان بر سر دشمن هجوم مى‏آورند، سوگند مى‏خورد و برخى نكات تربيتى و انسان‏شناسى و كفران انسان نسبت به نعمتها و مالدوستى شديد انسان، در پى آن مطرح مى‏شود و با اشاره‏اى به رستاخيز و قيامت، پايان مى‏گيرد.

لحن آيات مى‏رساند كه بايد در مدينه و پس از تشريع حكم جهاد با دشمن، آيات، نازل شده باشد. در روايات آمده كه اين سوره درباره على(ع) و گروه پارتيزانى او كه در جنگ ذات السلاسل‏ به دشمن شبيخون زدند، نازل شده است كه گروههاى اعزامى سابق ناموفق بودند ولى اين گروه توانستند ضربه خود را بزنند.

اين سوره مدنى است و 11 آيه دارد و پس از سوره عصر نازل گشته است.

101- قارعه [كوبنده]

از نام‏هاى قيامت است كه در سه آيه اول آمده است.

قيامت، كوبنده دلهاست با ترس. و كوبنده دشمنان خداست، با عذاب.

در اين سوره از قيامت و حالت‏خوشى و ناراحتى نيكوكاران و بدكاران سخن گفته شده است.

بعد از سوره ايلاف، در مكه در اوائل بعثت نازل شده و 11 آيه دارد.

102- تكاثر [افتخار به زيادى ثروت و عزت]

در دو آيه اول از تكاثر نكوهش شده، يعنى افزون طلبى در ثروت و قدرت، و افتخار كردن به كثرت اموال و قوم و قبيله و عزت اجتماعى. مشركين براى اثبات عظمت‏خود از جهت نفرات، حتى مرده‏هاى خود را هم در گورستان به حساب مى‏آوردند. چه بازيچه و مشغوليتى!... در بعضى تفاسير، به قومى از يهود تفسير شده و در بعضى به دو قبيله از قريش و در بعضى هم به دو گروه از انصار.

اين سوره، بعد از سوره كوثر، نازل شده و 9 آيه دارد و از سوره‏هاى مكى است.

103- عصر [زمان، بعد از ظهر، فشار، و ...]

در اولين آيه، خداوند به عصر قسم ياد كرده است.

مفسرين، عصر را به معانى گوناگونى بيان كرده‏اند، از قبيل: عصر نبوت، عصر نزول قرآن، عصر قيامت، عصر دولت مهدى، نماز عصر، روزگار، و معانى ديگر...

در جواب اين سه قسم، سوره به بيان خلاصه‏اى از معارف قرآن اشاره مى‏كند و آن عبارت است از: ايمان‏، عمل صالح‏، حق‏، صبر. در بيانى خلاصه و مختصر، مفاهيم بلند و فراوانى بيان شده است.

اين سوره، مكى است و با 3 آيه در سال اول بعثت بعد از سوره انشراح نازل شده است.

104- همزه [عيبجو و طعنه زن]

در اين سوره از كسانى كه از ديگران عيجبوئى كرده و با حركات چشم و ابر و مسخره‏شان مى‏كنند و به ثروتهاى جمع شده خود مغرورند نكوهش شده است و وعده آتش به آنها داده شده و آيات تنذيرى اين سوره مربوط به آغاز دعوت و دوران درگيرى با اشراف است.

بعد از سوره قيامت نازل شده و از سوره‏هاى مكى است و 9 آيه دارد.

105- فيل

در اين سوره داستان فيل سواران ابرهه را كه براى ويران كردن خانه توحيد، كعبه، هجوم آورده بودند و با قدرت خداوند نابود شدند بطور خلاصه بيان كرده است.

خود اين واقعه، كه قبل از اسلام رخ داده بود مبدء تاريخ شد و آن سال به عام الفيل‏ مشهور گشت. بنا به نقل مورخين، در همان سال هم پيامبر متولد شد و 40 سال بعد از آن ماجرا به رسالت مبعوث گشت.

اين تاريخچه و يادآورى آن در قرآن، هشدارى است به كسانى كه از در جنگ و ستيز با خدا و آئين او وارد مى‏شوند.

اين سوره هم بعد از كافرون‏ در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.

بعضى اين سوره را با سوره بعدى يكى دانسته‏اند، چون مطالبشان بهم مربوط است.

106- ايلاف [الفت دادن]

نام ديگر سوره قريش‏ است. در رابطه با سوره قبلى، كه دشمنان حبشى مهاجم به كعبه نابود شدند، اين كار، بخاطر تجمع خاطر و انس و الفت و ايمنى قريش‏ در كوچ‏هاى تابستانى و زمستانى انجام گرفت و در مقابل، از آنان انتظار است كه خدا را پرستش كنند.

سوره مكى است و بجهت پيوستگى مطالبش با سوره فيل، بعضى‏ها اين دو را يك سوره حساب كرده‏اند.

5 آيه دارد و در سال 3 بعثت، بعد از سوره تين‏ نازل شده است.

107- ماعون [ظرف غذا]

در آخرين آيه، از نمازگزاران سهل‏انگار و رياكار كه از اطعام و سير كردن گرسنگان با ظرفهاى پر از غذا جلوگيرى مى‏كنند نكوهش شده است و اينها همه در رديف تكذيب‏كنندگان دين محسوب شده‏اند به اين مناسبت، اين سوره بنام سوره دين‏ هم گفته شده است.

نقل شده كه نزول سوره درباره ابوجهل و كفار قريش بوده است.

اين سوره بعد از تكاثر و قبل از فيل‏ و در مكه در سال 2 بعثت نازل شده و 7 آيه دارد.

108- كوثر [خير فراوان]

در اينكه منظور از كوثر، نهرى است در بهشت، يا حوضى در محشر، يا ذريه و فرزندان زياد، يا علماى امت، يا نبوت و قرآن، يا علم و حكمت‏يا ... نظريه‏هاى گوناگونى وجود دارد.

منظور هر كدام باشد، اين خير كثير را خداوند به پيامبر اعطا كرده است (آيه 1)

اين سوره يك سطرى كه 3 آيه دارد و از اعجازهاى قرآن است در جواب عيبجوئى‏هاى مشركين نازل شده كه بخاطر نداشتن فرزند پسر، پيامبر را مقطوع النسل و ابتر مى‏گفتند.

بعد از عصر يا عاديات‏ در مكه نازل شده است. سال اول بعثت. بعضى هم گفته‏اند كه در صلح حديبيه‏ نازل شده است.

109- كافرون [كافرها]

در اين سوره، خداوند به پيامبر فرمان برائت از خدايان مشركين و عقايد باطل آنها را مى‏دهد. چرا كه ميان توحيد و شرك، هرگز سازشى نيست.

نزول اين سوره در پى آن بود كه بعضى از مشركين، از پيامبر مى‏خواستند كه مدتى بت‏هاى آن را عبادت كنند تا آنها هم خداى محمد را بپرستند. سوره، مسلمانان را از سازش بر سر اصول اعتقادى و مبانى بنيادى مكتب بر حذر مى‏دارد. بنام سوره عبادات‏ هم گفته شده است.

6 آيه دارد و بعد از سوره ماعون (يا: فيل) در اوائل بعثت در مكه نازل شده است.

110- نصر [يارى]

در اين سوره، از نصر و يارى خدا و پيروزى و فتح بزرگ است كه از سوى خدا فرا رسيده است و مردم فوج فوج به دين خدا مى‏گروند.

گفته‏اند كه در ايام حجة الوداع‏ سال آخر عمر پيامبر در منا نازل شده و آخرين سوره‏اى است كه به نحو كامل و يكجا آمده است. بعد از سوره توبه و 3 آيه دارد.

نام ديگرش توديع‏ است. چرا كه بعنوان آخرين سوره‏ها، وداعى با پيامبر و پيامبر با امت محسوب مى‏شود و در آن اشاره‏اى به وفات رسول گرامى اسلام شده است.

111- تبت [شكسته باد]

ابولهب، و همسر آتش افروز و هيزم‏كش او از سردمداران مشركين مخالف پيامبر بودند و آن حضرت را آزار مى‏دادند. در اين سوره (آيه 1) نفرين شده كه شكسته باد دستان ابولهب و خودش نابود باد.

نام ديگر سوره، مسد است. يعنى ريسمانى بافته شده از ليف خرما. در مورد همسر ابولهب در آخرين آيه مى‏گويد كه در گردن زنش در حالت عذاب ريسمانى از اين نوع خواهد بود. سوره لهب هم گفته شده است.

بعد از سوره فاتحه‏ و به قولى بعد از مدثر در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 6 آيه دارد.

112- اخلاص [خالص كردن]

سوره اخلاص‏، يا توحيد، يا قل هو الله‏ وحدانيت و اوصاف خداوند را بيان مى‏كند و بسيار فضيليت دارد معادل يك سوم قرآن است. به نام سوره اساس‏ هم ياد شده است.

سوره در جواب درخواست گروهى از يهود كه از پيامبر، اوصاف خداوند را پرسيده بودند، نازل شده است.

قل هو الله‏ نسب نامه خدا است.

در مورد اين سوره، امير المؤمنين فرموده است كه: قل هو الله‏، نسب نامه خداست.

اين سوره بعد از ناس‏ در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 4 آيه دارد.

113- فلق [صبح]

در اين سوره فرمان به پيامبر است كه به خدائى كه آفريدگار فلق و سپيده دم است از شر همه پديده‏ها و شر ظلمت فراگير و جادوگران و حسودان، پناه ببرد.بعد از سوره فيل و قبل از ناس در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.

114- ناس [مردم]

در اين سوره هم مثل سوره قبلى، خداوند به پيامبر فرمان داده كه به پروردگار مردم، فرمانرواى مردم و معبود مردم، از شر وسوسه گران از جن و انس پناه ببرد.

اين سوره و سوره فلق را، معوذتين‏ هم گفته‏اند. زيرا كه در آغاز هر دو، مسئله تعويذ و پناه بردن به خدا از شرور حسودان و افسونگران و جادوگران مطرح شده كه دشمنان از طريق جادو و افسون قصد صدمه رساندن به پيامبر را داشتند.

بعضى هم اين دو سوره را از سوره‏هاى مدنى دانسته‏اند كه با هم نازل گشته‏اند.

سوره ناس‏ بعد از سوره فلق‏ و قبل از قل هو اللّه‏ نازل شده و 6 آيه دارد.

با آرزو و اميد اينكه با شناخت بهتر و بيشتر قرآن و عمل كردن به اين كتاب آسمانى سعادت و فلاح را بدست آوريم، با نقل چند بيت از اشعار اقبال لاهورى‏اين نوشته را به پايان مى‏بريم:

نقش قرآن چون كه بر عالم نشست نقشهاى پاپ و كاهن را شكست

فاش گويم آنچه در دل مضمر است اين كتابى نيست، چيزى ديگر است

چون كه در جان رفت جان ديگر شود جان چو ديگر شد، جهان ديگر شود.