![]() |
پيامبر اسلام(ص) مىفرمايد: اگر در زندگى، خواستار «سعادت»، و در مرگ، طالب «شهادت» هستيد، اگر نجات در روز حسرت، و سايه سار در گرماى محشر را مىخواهيد، و اگر هدايت را در روز سرگردانى و حيرت قيامت مىخواهيد، قرآن بياموزيد، زيرا كه آن: كلام خدا و ايمنى از شيطان است و مايه برترى در ميزان. (1)
و نيز پيامبر اسلام(ص) مىفرمايد: «بهترين شما كسانى هستند كه قرآن را فراگيرند و به ديگران هم بياموزند» (2)
امام صادق(ع) مىفرمايد: «خداوند قرآن را براى زمان خاص يا مردم خاص قرار نداده است. بلكه قرآن، تا روز قيامت، در هر زمان، تازه، و نزد هر قومى شاداب است.» (3)
«قرآن بايد در تمام شئون زندگى ما حاضر باشد» (امام خمينى)
مسلمان بودن و بيگانگى با قرآن، سازگار نيست.
اعتقاد به اسلام و ناآشنائى نسبت به كلام الله مجيد، زشت و نكوهيده و ننگ است. و...
بنده خدا بودن و با پيامبر خدا، انس نداشتن، عجيب و باور نكردنى است. ادعاى دوستى خدا كردن ولى كلام دوست را نخواندن و نفهميدن، قابل قبول نيست. با اين حساب، وظيفه يك مسلمان، نسبت به قرآن كريم، آنست كه اين كتاب آسمانى را كه مجموعه پيامهاى الهى و وحى خداوند به پيامبر، و حاوى دين اوست، در مرتبه اول بتواند درست بخواند، از آن پس، معنى آيات و مفهوم سورهها را درك كند و در مرحله سوم، به دستورات قرآن عمل كند، و در عمل هم، اخلاص داشته باشد... و در راه تحقق بخشيدن به اهداف آن و اجراى قوانينش در سايه يك حكومت و نظام اسلامى بكوشد.
«خواندن»، «فهميدن»، «عمل كردن»، «پياده كردن در جامعه»...
گرچه شناخت تفصيلى قرآن و آشنائى با درياى مواج حقايق آن و چشيدن و سيرابشدن از كوثر زلال و گواراى معارفش، در علم تفسير و كتب مفصل ميسر است ولى بدست آوردن شناختى كلى و اجمالى نسبت به كل اين كتاب مبارك و محتواى سورههاى آن، حداقل كارى است كه براى هر مسلمان، ضرورى است. و... هدف از تنظيم اين نوشته، بيشتر كسب همين شناخت اجمالى براى علاقهمندان، بخصوص جوانان عزيز و دانشآموزان گرانقدر مىباشد.
شناخت اينكه: قرآن چيست؟ و چه هدف و نقشى دارد و به چه كار مىآيد؟ و چه مطالبى در آن است؟...
در اينجا بد نيست كه چند جمله از امام خمينى - اطال الله عمره - كه عرفان مجسم است و حياتبخش مسلمين و آبروبخش اسلام در اين قرن و اين جهان و آشناترين قرآن شناس، به معارف اين پيام آسمانى، نقل كنيم:
«قرآن، غنىترين كتابهاى عالم است در تعليم و تربيت. (18/9/60)
«قرآن و اسلام، مهجور و مظلوم است. براى اينكه مهجوريت قرآن و مهجوريت اسلام، به اين است كه مسائل مهم قرآنى و مسائل مهم اسلامى يا بكلى مهجور است، يا برخلاف آنها، بسيارى از دولتهاى اسلامى قيام كردند...» (21/11/60)
«قرآن، بايد در تمام شؤون زندگى ما حاضر باشد.» (21/11/60)
«قرآن كريم، فشردهاى از تمام خلقت، و تمام چيزهائى كه در بعثت بايد انجام بگيرد. قرآن كريم، يك سفرهاى است كه خداى تبارك و تعالى بوسيله پيغمبر اكرم در بين بشر گستردهاست كه تمام بشر از آن، هر يك به مقدار استعداد خودش استفاده مىكند.» (11/3/60)
«بايد همگان افكار خودشان را متوجه كنند به اين كتاب بزرگ، تااينكه با اين كتاب بزرگ را بطورى كه هست و بطوريكه ما مىتوانيم از او استفاده كنيم. همه استفاده كنند. و قرآن آمده است براى استفاده همه طبقات، هر كس به مقدار استعداد خود.» (11/3/60)
اينك، به چند بحث كلى، بصورت خيلى فشرده، پيرامون قرآن كريم، اشاره مىكنيم، تا برسيم به توضيح پيرامون تكتك سورههاى قرآن:
قرآن، كه معجزه جاويدان پيامبر اسلام است، كتاب شناخت و معرفت است.
كتاب انسانسازى و تربيت بشر است.
كتاب نور و روشنائى و حكمت است. كتاب انديشه و تفكر و تدبر و خداشناسى است.
قرآن، كتاب ايمان و عمل صالح و جهاد و عدالت اجتماعى است.
كتاب بشارت و انذار، وعد و وعيد است.
كتاب تاريخ سازنده است. كتاب سازنده تاريخ است.
كتاب حكومت و سياست و قانون است.
كتاب هميشگى و همهجائى و همه جانبه و جامع است.
كتاب هدايت و راهنمايى است... و سخن خداوند است و پيام آسمانى او.
اين قرآن، بتدريج، در مدت 23 سال در شرايط گوناگون و طبق نياز، نازل شد و احكام و مقررات و عقايد و معارف اسلام، از طريق «وحى» به پيامبر رسيد و پيامبر هم آيات كتاب را به مردم ابلاغ كرد.
آيات قرآن كه نازل مىگرديد، پيامبر آنها را بازگو مىكرد، تا هم خودش آنها را حفظ كند و هم نويسندگان وحى، آنها را ثبت كرده و بنويسند. نويسندگان آيات قرآن به نام «كتاب وحى» معروف بودند كه بارزترين اين چهرهها، على بن ابيطالب(ع) بود.
نويسندگان وحى، آيات نازل شده را، بر اساس امكانات آن دوران، روى پوسته درختان، برگ درخت، پارچه و حرير پوستحيوانات، استخوانهاى پهن، سنگ و سفال، و احيانا كاغذ، مىنوشتند.
اولين آياتى كه نازل شد، آيات اول سوره «علق» بود كه در آغاز بعثت انجام گرفت. از آن پس براى مدتى طولانى، نزول آيات قطع شد ولى مجددا شروع گرديد.
آنچه نازل مىشد در خانه پيامبر نگهدارى مىشد تا بعدا بصورت يك مجموعه در آيد. حافظه قوى عربها، و نيز شوق فراوان مسلمين و همچنين مجذوب شدن افراد به زيبايى و فصاحت و بلاغت و گيرايى قرآن، باعثشده بود كه آيات را زود حفظ كنند.
قرآن 114 سوره دارد و بيش از 6 هزار آيه. و مجموع قرآن را هم به 30 جزء تقسيم كردهاند و هر جزء هم از چهار قسمت - بنام حزب - تشكيل شده است. و هر سوره هم از چند جمله و فراز - كه بنام «آيه» ناميده مىشود - تشكيل يافته است.
سورهها (غير از سوره نهم، توبه) با «بسم الله» شروع شده است.
طولانىترين سورهها «بقره» است، با 286 آيه، و كوتاهترين سورهها «كوثر» است با سه آيه.
آيات، به تدريج كه نازل مىشد. بدنبال هم نوشته مىشد و تا وقتى كه «بسم الله» نمىآمد، نويسندگان وحى، آيات را در دنباله آيات قبل بعنوان ادامه همان سوره مىنوشتند. اين جريان عادى و طبيعى قضيه بود.
غالبا ترتيب آيههاى يك سوره، بر حسب نزول بود. مگر در برخى از موارد، كه شخص پيامبر(ص)، از طريق دريافت وحى، دستور مىداد كه اين آيات، در فلان سوره، يا قبل و بعد از فلان آيه، نوشته شود، كه اين ترتيب غير عادى بود. وگرنه آياتى كه پشتسر هم - با فاصله زمانى يا بىفاصله - نازل مىشد كتاب وحى، آنها را بدنبال هم ثبت مىكردند تا شروع آيات ديگر، با بسم الله الرحمن الرحيم، كه مىفهميدند سوره جديدى است. اين را امام صادق(ع) فرموده است. (4) قرآنى را كه على(ع) بعدا تنظيم كرد، بر اساس تاريخ نزول بود.
بسيارى از علماء معتقدند كه چون تا آخرين روزهاى حيات پيامبر، آيات به مناسبتهائى نازل مىشد، بنابراين، در حال وفات پيامبر، گرچه كل آيات قرآن، موجود و نوشته شده بود، ولى بصورت يك مجموعه مدون و بصورت يك صحيفه و ميان دو جلد، گردآورى نشده بود و اين كار بعد از آن حضرت انجام گرفت. خود پيامبر(ص) چنين مسئوليتى را به على(ع) واگذار كرده بود.
در زمان عثمان، چون اختلاف در نحوه قرائت قرآن پيش آمده بود، هيئتى به سرپرستى «زيد بن ثابت» ماموريتيافتند كه همه نسخههاى رائج را جمعآورى كرده و بر اساس متواترترين و مشهورترين نوع قرائت، يك نسخه تدوين كنند. و چنين نيز شد. نسخههاى ديگر را از بين بردند و براى وحدت قرائت، از روى آن نسخه، عينا چند نسخه برداشته شد كه به هر يك از شهرهاى: مكه، بصره، كوفه، مصر، يمن، شام، بحرين و... فرستاده شد و يكى هم كه نسخه اصلى و مادر بود (معروف به «ام») در خود مدينه نگهدارى مىشد.
ترتيبى كه در قرآنهاى موجود است، بر اساس تاريخ نزول آيات و سورهها نيست. در كتاب مفصلتر، تحقيقات فراوانى درباره تشخيص سير نزول آيهها و سورههاى قرآن برحسب زمان، انجام گرفته و حتى فهرستسورهها بر اساس تاريخ نزول، ذكر شده است. ولى چون تفاوتهايى با هم دارند و در نتيجه تحقيقات، وحدت نظر نيست، از اين جهت از نقل هرستسورهها بر آن اساس صرفنظر مىشود.
از خود قرآن كريم، در آيات شريفه، با عناوين و اسامى گوناگونى ياد شده است. همچون: قرآن، فرقان، نور، كلام الله، ذكر، احسن الحديث، مثانى، تنزيل، بيان، بلاغ مبين، مجيد، كريم، كتاب، مبين و...
امام صادق(ع) فرموده است: قرآن، به كل اين كتاب آسمانى گفته مىشود ولى فرقان، به آيات محكماتى كه عمل كردن به آنها واجب است. (5) دقت در معنى و مفهوم هر يك از اين اسامى، مطالب زيادى را براى ما روشن مىسازد.
هر يك از 114 سوره قرآن، اسمى دارد. بعضى سورهها هم چندين نام دارد. بعنوان مثال، سوره حمد، بيست و چند نام دارد.
نام بعضى از سورهها به اسم اشخاص است. مانند سورههاى: يونس، هود، يوسف، ابراهيم، محمد، مريم، لقمان، نوح و... نام بعضى از سورهها هم از حروف مقطعه اول سوره گرفته شده، مثل سورههاى: طه، يس، ص، ق و... و اكثر سورههاى ديگر، به نام پديدههاى طبيعى، حيوانات، تيپها و گروههاى اجتماعى، حوادث تاريخى و... مىباشد.
نام سورهها، يك چيز قطعى و اجتنابناپذير نيست. اغلب به تناسب موضوع و مسئلهاى است كه در سوره مطرح شده يا از موضوعات گوناگون يك سوره، چشمگيرتر بودهاست.
روى همين جهت است كه بعضى از سورهها چند اسم دارند. و به همين جهت هم بودهاست كه در برخى از نسخههاى قرآن، براى سورهها نامى نمىنوشتند، و يا اينكه مىگفتند: سورهاى كه در آن بقره يا آل عمران يا مريم ذكر شده است، نه اينكه اسم اينها مشخصا همينها باشد. البته طبيعى است كه با گذشت زمان آن مشخصه، بعنوان نام سوره، معروفيت پيدا كرده علم بشود.
در اين نوشته، سعى شده است توضيحى مختصر هم درباره نام سورهها داده شود.
كلمه سوره، از ريشه لغوى «سور» گرفته شده است. سورة به معنى رفعت و منزلت است. باروى شهر را «سور» مىنامند.
«سوره بخشى از قرآن است، همانند شهرى كه حصار و ديوارهاى، آنرا از قسمتهاى ديگر جدا مىكند.» (6)
از جالبترين مباحثشناخت قرآن، شناخت آيات و سورههاى مكى و مدنى است. و نيز شناخت آياتى كه در مكه درباره اهل مدينه نازل شده و در مدينه، درباره اهل مكه. يا آياتى كه در جحفه، بيت المقدس، طائف، حديبيه و... نازل شده، يا شناخت آيههاى مدنى در سورههاى مكى، يا آيات مكى و سورههاى مدنى.
سورهها و آيههاى مكى، به آنهايى گفته مىشود كه قبل از هجرت، نازل شده باشد و سورههاى مدنى به سورههايى كه بعد از هجرت، نازل شده، اگرچه در مكه باشد.
بعضى از علماء هم، ملاك مكى يا مدنى بودن آيات و سورهها را، نزول آنها در مكه يا مدينه (و اطراف هر يك) دانستهاند. نه قبل از هجرت و بعد از هجرت.
نزول اغلب سورههاى كوتاه قرآن، دفعى و در يك نوبت و يكپارچه بوده است و همچنين بعضى از سورههاى متوسط قرآن. حدود پنجاه و سه سوره از سورههاى قرآن به اينصورت فرود آمده است.
ولى بيشتر سورههاى بزرگ، در چند نوبت و به مناسبتهاى گوناگون نازل شده و بعدا مجموعه آنها بصورت يك سوره درآمده است، كه گاهى فاصله زمانى آيات نازله كه در يك سوره آمده، به چند سال هم مىرسد. در بعضى موارد، در وسط آيات مدنى، آيههاى مكى گنجانده شده است.
در مورد ترتيب سورهها به شكل كنونى در كل قرآن بسيارى آن را به دستور پيامبر(ص) مىدانند، و برخى اين ترتيب را بر اساس نظر صحابه. همچنانكه گفته شد، در اعتبار مكى يا مدنى بودن، بعضىها «زمان» را ملاك قرار دادهاند و بعضىها «مكان» را.
در هر صورت، به يكى از دو راه مىتوان مكى يا مدنى بودن آيه و سوره را معلوم كرد:
1 - دليل نقلى: استفاده از احاديث ائمه(ع).
2 - دليل مضمونى: دقت در محتوا و مضمون آيات و سورهها.
گفتهاند (7) : آيات و سورههاى «مكى» معمولا اين ويژگىها را دارد: (با توجه به مضمون آنها).
1 - دعوت به اصول عقائد، خدا، قيامت، بهشت، و جهنم و...
2 - دعوت به اخلاق متعالى (در قبال فساد اخلاق دوره جاهلى).
3 - كوتاه بودن آيات و سورهها (با توجه به بعد ادبى و فصاحت و بلاغت بيشترى كه در سورههاى كوچك است).
4- كثرت سوگند، و سورههائى كه با سوگند شروع مىشود.
5- بحث و مجادله با مشركين و ابطال نظريه آنان.
6 - كثرت (يا ايها الناس...) و ندرت و كم بودن (يا ايها الذين آمنوا...) در اول آيات.
7 - قصص انبياء و امتها و گروههاى اجتماعى موافق و مخالف.
در مقابل، آيات مدنى، معمولا اين خصوصيات را دارد:
1 - طولانى بودن آيات و سورهها.
2 - جدال با اهل كتاب (يهود و نصارى) و دعوت آنان به توحيد اسلام.
3 - دعوت به جهاد و مسائل مربوطه.
4- بيان احكام و مقررات و قوانين اجتماعى مثل: نماز، روزه، زكات، خمس، حدود، قصاص، اهل ذمه، جزيه، احكام ارث و... قوانين ديگر.
مجددا يادآورى مىشود كه اين ملاكها، صورت غالب و اكثريت را بيان مىكند نه يك حكم كلى و غير قابل استثناء را.
شان نزول، يعنى شناختن موقعيت و مناسبتى كه در آن آيات، نازل شده است. اين شناخت، به ما كمك مىكند كه آيات و معارف آنها را بهتر و دقيقتر درك كنيم، انگيزه و حكمت تشريع بعضى از احكام را بدانيم و آياتى كه مفاهيمش كلى است، مصداقهاى جزئى و خاص آنها را هم بشناسيم.
داناترين قرآنشناس، به اين اسباب نزول، امام على(ع) است كه خود فرموده است: «هيچ آيهاى نازل نشده مگر اينكه مىدانم كه درباره چه كسى، و كجا و كى و به چه مناسبتى نازل شده. خداى من، به من قلبى با ادراك و زبانى گويا بخشيده است.» (8)
و نيز فرموده است: «قرآن در سه بخش نازل شده است. يك سوم آن درباره ما و دشمنان ما است. يك سوم ديگر، سنتها و مثلهاست. و يك سوم هم، فريضهها و احكام و قوانين است.» (9)
اين، يك تقسيمبندى كلى نسبت به محتواى قرآن كريم است.
تفسير بمعناى روشن ساختن و پردهبرداشتن از روى يك چيز است.
علم تفسير، يكى از علوم مهم اسلامى مربوط به قرآن است. علمى است كه براى ما كشف نقاب و پرده از چهره الفاظ و آيات قرآن مىكند و ما را به فهم مفاهيم واقعى قرآن و مراد خداى تعالى نزديك مىسازد.
تفسير، يا در مورد الفاظ مشكل و غير مانوس است كه موجب ابهامهائى در فهم معنى آيه يا آياتى مىشود، يا اينكه مواردى بصورت مجمل و مختصر بيان شده كه احتياج به توضيح و تفصيل و تشريح دارد.
بزرگترين مفسران قرآن، ائمه اهلبيت(ع) مىباشند كه خانهزاد قرآن و پرورش يافته مكتب وحىاند و از سرچشمه، آب نوشيدهاند و علمشان خدائى است.
در تفسير قرآن، شيوههاى گوناگونى وجود دارد كه يكى از آنها، تفسير متكى به احاديث ستيعنى در فهم مراد از آيه، به رواياتى كه از ائمه نقل شده، اعتماد مىشود. و شيوه ديگر، و تفسير قرآن به قرآن استيعنى از كنار هم گذاشتن آيات مشابه و جمعبندى از آيات در زمينه خاصى، به روشن كردن معناى آيه مىپردازند و با استناد به برخى آيات كليدى در فهم معارف قرآن و شاخص قراردادن آنها مراد آيات ديگر را (حتى آيات متشابه را) بدست مىآورند. و اين دقيقتر و عميقتر از صرف كنار هم گذاشتن آيات، و نتيجهگيرى از جمعبندى آنهاست، كه مرحوم علامه طباطبايى در «الميزان» بر اين اساس تفسير كردهاست و به عنوان نمونه، تفسير برهان و تفسير نور الثقلين، از تفسيرهاى حديثى است. و شيوههاى ديگرى هم در تفسير قرآن وجود دارد.
طبق روايات زيادى، از «تفسير به راى» نهى شده و به كسى كه تفسير به راى كند وعده آتش دوزخ داده شده است.
تفسير به راى آن است كه انسان، قرآن را بر اساس نظريات شخصى خود، آنگونه كه مىپسندد، آنطور كه دلش مىخواهد و مورد نظرش است تفسير و معنى كند و قرآن را بر آراء شخصى خود تطبيق دهد و عقيده شخصى خود را به قرآن تحميل كند. يعنى بجاى آنكه شاگرد قرآن باشد و به پيام قرآن گوش دل بسپارد و هرچه از قرآن برمىآيد آن را بپذيرد (چه در زمينه عقائد، چه احكام و غيره...) بخواهد كه به زور معنائى را به قرآن نسبت دهد و مايل باشد كه از قرآن اينگونه مطلب بدست آيد، به تعبير علامه طباطبايى، رسوبات ذهنى و پيشداورىهاى خود را در فهم معنى آيات، دخالت بدهد; و دنبالهروى و پيروى از قرآن را رها كند... اين گونه برخورد با قرآن، شيوه قلبهاى بيمار و انديشههاى ناسالم است و سر از التقاط درخواهد آورد و حرام و ممنوع است.
در خود قرآن، در يك تقسيم بندى، آيات را به «محكمات» و «متشابهات» تقسيم مىكند و بيماردلان را دنباله روايات متشابه معرفى مىنمايد. (10)
محكمات، آياتى هستند كه از نظر لفظ و معنى، محكم و استوار و بدون ابهام و شبهه هستند و مراد از آيه روشن است و آن را به معانى ديگر نمىتوان حمل كرد. ولى متشابهات، آياتى هستند كه يا از نظر لفظ، يا از نظر معنى، ابهامها و چند پهلوئىهائى دارند و قابل اين هستند كه به معانى گوناگون، تاويل و تفسير شوند و براى فهم درست مقصود، بايد از جائى ديگر دليل و شاهد بياوريم. البته براى محكم و متشابه، معانى ديگرى هم گفتهاند كه بيان آنها چندان ضرورتى ندارد.
ائمه و اهلبيت عصمت (ع)، طبق بعضى از احاديث، به مقصود واقعى آيات متشابه واقفند چرا كه آنان مصداق اكمل «راسخين در علم» هستند.
گاهى در آيات قرآن، بيان حكم و قانونى شده است. سپس آيهاى نازل شده. حكم و دستور العمل سابق را لغو، باطل يا متوقف كرده و قانونى ديگر بيان مىكند و در واقع سرآمدن مدت عمل به حكم سابق را اعلام مىكند معناى نسخ همين است، يعنى برداشتن يك حكم و عوض كردن يك تشريع. آيهاى را كه حكمش عوض شده «منسوخ» مىگويند و آيهاى را كه بعدا آمده «ناسخ» است. ممكن است در تنظيم قرآن به آيه ناسخى برخورد كنيم كه در نوشتن، پيش از منسوخ آمده باشد.
پس مىبينيم كه شناخت آيات ناسخ و منسوخ، علاوه بر كمكى كه به فهم درست معانى آيات مىكند، ما را از اشتباه در تفسير و برداشت غلط و انحرافى از اين كتاب آسمانى بازمىدارد. لذا دانستن آيات محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ و عام و خاص، براى كسى كه تفسير قرآن مىكند ضرورى است.
در نسخ، اين تغيير حكم، طبق شرائط زمانى و مقتضيات خاص مكلفين است كه بر اساس مصلحتى معين، از طرف خداوند انجام مىگيرد.
مثال: فرضا آياتى به مؤمنين دستور مىدهد كه در مقابل تعرض و آزار مشركين عفو اغماض و گذشت كنند (آيات مخصوص به دوران مكه) و آياتى هم فرمان مقابله و مبارزه و جهاد در برابر مشركين مىدهد (از آيات دوره مدينه) آيات نوع دوم، نسخ كننده حكم آيات اولى است.
نوشته حاضر، اطلاعات مفيد و مختصرى را پيرامون يكايك 114 سورهاى كه در قرآن است، ارائه مىدهد. از قبيل: نامهاى سورهها، معنى و مناسبت اين نامها براى سورهها، اجمالى از محتوا و مطالب سوره، تعداد آيات، شان نزول، محل نزول و سال نزول و... از اين قبيل اطلاعات.
اين كتاب، دوبار هم قبلا چاپ شده است اما در اين چاپ، اضافات و تجديد نظرهائى انجام گرفته. بعلاوه بيشتر اين مقدمه، در اين چاپ اضافه شده است. اميد است كه براى علاقمندان بخصوص دانشآموزان و معلمان كلاسهاى قرآن و مربيان پرورشى و عموم كسانى كه در اين حد، مىخواهند با قرآن و سورههايش آشنا شوند مفيد قرار گيرد.
انشاء الله
قم - شهريور 1362 - جواد محدثى
1- ان اردتم عيش السعداء و موت الشهداء و النجاة يوم الحسرة و الظل يوم الحرور و الهدى يوم الضلالة فادرسوا القرآن فانه كلام الرحمن و حرز من الشيطان و رجحان فى الميزان (بحار الانوار ج 92 ص 19).
2- خياركم من تعلم القرآن و علمه (وسائل ج 4 ص 825)
3- ان الله تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غض الى يوم القيامه (بحار الانوار ج 2 ص 280)
4- كان يعرف انقضاء سورة بنزول بسم الله الرحمن الرحيم، ابتداء لاخرى (مصباح الفقيه كتاب الصلوة ص 276)
5- القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به (تفسير برهان ج 1 ص 269).
6- الاتقان سيوطى، ج 1 ص 52.
7- آشنايى با علوم قرآن، داود عطار.
8- ما نزلت آية الا و انا علمت فيمن انزلت و اين انزلت و على من نزلت ان ربى وهب لى قلبا عقولا و لسانا ناطقا (تفسير برهان ج 1 ص 17).
9- نزل القرآن اثلاثا: ثلث فينا و في عدونا، و ثلثسنن و امثال و ثلث فرائض و احكام (تفسير برهان ج 1 ص 21)
10- هو الذى نزل عليك الكتاب، منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات ...(آل عمران 7).
چون قرآن با اين سوره شروع مىشود و اين سوره آغازگر قرآن است، «فاتحه» ناميده مىشود. بخاطر حمد و ستايشى كه در اين سوره از خداوند بعمل آمده نام ديگرش سوره «حمد» است. و نيز بنام «شكر» و «وافيه» و «نور» هم از آن ياد مىشود. نام ديگرش «سبع المثانى» است و نيز «ام الكتاب». امام صادق(ع) فرموده است: سورهاى كه اولش ستايش، وسطش اخلاص و آخرش نيايش است. (تفسير برهان ج 1 ص 42.)
اين سوره 7 آيه دارد و در سال سوم بعثت آمده و چهل و سومين سوره است كه در مكه نازل شده است. بعضى هم اين سوره را اولين سوره دانستهاند.
در آيات 17 تا 73 اين سوره داستان فرمان خدا به بنى اسرائيل، مبنى بر كشتن و ذبح كردن گاو، بيان شده است.
اين سوره كلا در مورد مؤمنين و مشركين و منافقين و خلقت آدم و بدعتهاى اهل كتاب و ماجراهاى موسى و بنى اسرائيل و بناى كعبه توسط حضرت ابراهيم و نعمتهاى خداوند و مسائل قصاص و وصيت و قتال با مشركين و نكاح و طلاق و ربا و مجادله ابراهيم با مشركين بر سر اعتقاد به توحيد و تغيير قبله و احكامى از حج و ارث و روزه و ... مىباشد. آية الكرسى، آيه 255 اين سوره است.
286 آيه دارد و بيشتر آياتش در مدينه و پس از هجرت نازل شده است.
عمران پدر حضرت مريم بود. خاندان عمران عبارت مىشود از عمران و همسرش و مريم و عيسى. در آيه 33 مىخوانيم:
«خداوند، آدم و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد.»
در اين سوره، كه 200 آيه دارد و در سال سوم هجرت در مدينه نازل شده است از توحيد و مقاومت در برابر دشمنان و مردم شناسى و در رابطه با جنگ بدر و احد و زندگى مسلمين در آن فراز و نشيبها، سخن مىگويد. در بخشى هم ولادت مريم و عيسى و نصارى و مجادله با اهل كتاب مطرح است و از شيوههاى عمل مخالفان و مخالفتهاى يهوديان هم سخن به ميان آمده است و در كل، بشارتى براى اصحاب پيامبر است.
در قسمتهائى از اين سوره، مسائل و احكامى درباره ازدواج با زنان و حقوق آنان و روابط خانوادگى و حل اختلافات و مسئله ارث و طلاق و ... بيان شده است. از آيه 136 به بعد، تشريح روحيات منافقين است.
از موضوعات ديگر اين سوره، احكام نماز و جهاد و هجرت و شهادات و تجارت، حالات اهل كتاب، و همچنين شئون جامعه اسلامى است كه بر ويرانههاى سنتهاى جاهلى بنا مىشود. و دستورات اجتماعى اسلام در اين سوره ذكر شده است.
اين سوره در مدينه و پس از هجرت نازل شده است. و 176 آيه دارد.
در آيه 112 تا 115 حواريون و پيروان عيسى(ع) از او درخواست مىكنند كه براى اطمينان بيشتر، خداوند از آسمان، خوان غذا فرود آورد. و عيسى از خداوند مىخواهد كه:
«پروردگارا! براى ما غذائى از آسمان نازل كن تا براى اول و آخر ما عيد باشد و نشانهاى از تو ... ».
نام ديگر سوره، «عقود» است. اين سوره داراى 120 آيه است و پس از هجرت، در مدينه جزء آخرين سورههائى است كه نازل شده و عمدتا تاكيد آياتش بر بناى اجتماعى اسلامى، بر پايه بينش توحيدى و مبارزه با خرافات و شركها و تاسيس روابط صحيح اجتماعى و احكام حلال و حرام مىباشد. حرمتشراب و قمار، در آيه 90 آمد است.
و از اين رهگذر، مسائلى از عهد و پيمان و حدود و قصاص و داستهائى از هابيل و قابيل و از بنى اسرائيل نيز بيان شده است، كه در زمينه مسائل حقوقى و جزائى مىباشد. مطالب مربوط به غدير خم در آيات 3 و 67 بيان شده است.
در قسمتهائى از آيات 136 تا 144 و رسوم و سنتهاى جاهلى را در باره گاو و گوسفند و شتر و بز و قربانى و گوشت آن بيان كرده و در اصلاح عقائد انحرافى آنان در مورد اين حيوانات كوشيده است.
تلاش هميشگى قرآن در اصلاح «عقيده» انسان بخصوص در مورد الوهيت و عبوديت، در اين سوره روشن است و در همين باره به مسائلى از قبيل توحيد و نبوت و معاد و احتجاج با مشركين و برخى وظائف شرعى پرداخته است.
اين سوره 165 آيه دارد و جز 6 آيه، بقيه در مكه و قبل از هجرت نازل شده است و بنا به نقلى آيات 20، 23، 91، 93، 114، 140، 151، 152، 153، از اين سوره، مكى است. اين سوره، پس از سوره «حجر» نازل شده است.
در آيات 45 تا 48 از گروهى كه در قيامت، در اعراف خواهند بود يا مىكند و از خطابهاى آنان با اهل بهشت، در رابطه با اعمال و پاداشها سخن مىگويد. بنا به تفسيرى هم، اين اصحاب اعراف، ممكن است ائمه باشند كه در حديث است كه:
«نحن الاعراف» - ما اعرافيم كه ياران خود را مىشناسيم و هر كس كه ما را بشناسد و ما او را بشناسيم وارد بهشت مىشود.(تفسير البرهان ج 2 ص 17.)
اين سوره، بيشتر روى سخن با مشركين دارد و نيز مؤمنين، و از سرنوشت انسانها در طول تاريخ در رابطه با وفا به عهد خدائى و نيز فرجام كار انسان در آخرت، و عذاب و پاداش و عرش و ساعت و قرآن و ... سخن مىگويد و از آيه 148 به بعد، اشاره به رجعتى كه در قوم موسى بصورت گوساله پرستى پيدا شد مىكند. خطاب «يا بنى آدم» چندين بار تكرار شده و لحن هشدار دهنده دارد. اين سوره در مكه و قبل از هجرت نازل شده و 206 آيه دارد.
در نخستين آيه اين سوره، حكم ثروتهاى عمومى و اينكه از آن كيست و چگونه و در چه راهى مصرف مىشود، بيان شده است اين سوره به نام «بدر» هم گفته شده زيرا پس از هجرت به مدينه و وقوع جنگ بدر در ماه رمضان، اين سوره در سال دوم هجرى نازل شده است و متضمن مسائلى مربوط به جهاد و غنائم و انفال و هجرت مىباشد و به تعبير امام باقر و امام صادق، سوره انفال، بريدن دماغ كفار است. كنايه از ضربههائى كه بر آنان وارده شده است.
نزول اين سوره پس از اولين حركت مسلحانه مسلمانان (جنگ بدر) درخور تامل و دقت است. به جمعبندى نقاط قوت و ضعف و ارزيابى عمل مسلمين پرداخته و رهنمودهاى متناسبى مىدهد.
اين سوره 75 آيه دارد و نود و سومين سورهاى است كه نازل شده است.
در آيه 2 سخن از اين است كه اگر مشركين از راه كج و انحرافى خويش باز گردند و حق را بپذيرند به نفع آنهاست.
اين سوره، بخصوص در 40 آيه اول، اعلام جنگ با مشركين و منافقين و اولتيماتوم با آنهاست و (آخرين حرف)ها را با آنها مىزند. و بخاطر همين لحن حاد، بدون «بسم الله الرحمن الرحيم» شروع مىشود.
از آخرين سورههاى نازل شده در سال هشتم هجرى و به روايتى در سال نهم در مدينه است و از نظر ترسيم خط مشى حكومت اسلامى با قبايل و گروهها و جناحهاى مخالف و روش سياسى اسلام، در روابط و عملها، اهميتخاصى دارد.
روحيه شهادت طلبى مسلمين و رسيدن به «احدى الحسنيين» در آيه 52 مطرح شده است و در آيه 107 ماجراى مسجد ضرار و توطئه منافقين بيان گرديده است.
نام ديگر اين سوره «برائت» است. بنا به اعلان برائت و بيزارى نسبت به مشركين پيمان شكن. و بهمين جهت هم در اول سوره بسم الله ... نيست زيرا بسم الله نشان امان و رافت است و سوره برائت، بر داشتن امان است و در آن، شمشير است.(از على عليه السلام. به نقل مرحوم طبرسى.)
در اين سوره، مفصلا درباره منافقين بحثشده است و مشت آنان را در رابطه با مسائل مبارزاتى و اقتصادى باز كرده است و به همين جهت نام ديگرش «فاضحه» يعنى رسوا كننده است. داراى 129 آيه است.
در اين سوره كه 109 آيه دارد و در مكه نازل شده، علاوه بر يادى از يونس پيامبر، مسائلى در مورد توحيد و رسالت انبياء و سرگذشت امتهاى گذشته بميان آمده است. كه قوت قلبى براى مسلمين است و عبرتى است براى مخالفان عنود و سركش. بخصوص سرگذشت هلاكت بار فرعون و سپاه او و غرق شدنشان.
علاوه بر يادى كه از هود - پيامبر قوم عاد - در آيات 50 تا 60 شده است، اين سوره مشتمل بر معارف الهى و احكام و عبادات، و آغاز و فرجام خلقت مىباشد و از آيه 25 تا 45 سرگذشت مفصل نوح پيامبر و همچنين سرگذشت صالح و لوط و شعيب و موسى نقل شده است.
اين سوره 123 آيه دارد و در سال 9 بعثت در مكه نازل شده است. پيامبر فرموده: سوره هود مرا پير كرد. اين بخاطر آيه 112 است كه خدا دستور به استقامت مىدهد.
اين سوره كه 111 آيه دارد و در سال يازدهم بعثت در مكه، پس از سوره هود نازل شده سرگذشت عبرت آموز يوسف، پسر يعقوب پيامبر را به تفصيل، بيان مىكند و در آيات آخر، يادى مجدد از دعوت انبياء و موضعگيرى مخالفان و پيروزى و نصرت نهائى خداوند بعمل مىآيد تا مؤمنين، به راه خويش دلگرمتر شوند. در بعضى احاديث آمده كه چون در اين سوره فتنهگرى زليخا و غير او آمده به زنان ياد ندهيد و بجاى آن سوره «نور» يادشان دهيد كه سرشار از مواعظ و احكام حجاب است. (از على عليه السلام تفسير البرهان ج 2 ص 242.)
در آيات 12 و 13 سخنانى درباره رعد و برق و صاعقه، آمده و از اين پديدههاى طبيعى بعنوان مظهرى از قدرت و رحمتخداوند ياد شده است. اينها هم در مسير كلى سوره كه از توحيد و خلقت و بعثت و راه و بيراهه و ... بحثت مىكند مىباشد.
از آيه 14 به بعد محور سخن، حالت پذيرى حق يا انكار آن است و نتايجخوب حق پذيرى و پاى بندى به تعهدات در مقابل خداوند را بيان مىكند و اينكه پيروزى نهائى از آن طرفداران دين خداست.
اين سوره كه 43 آيه دارد در اواخر سال 6 هجرى در مدينه بعد از سوره محمد نازل شده است.
در آيات 37 تا 42 اين سوره، از دعوت و دعاى اين بينانگذار توحيد، ابراهيم بتشكن ياد مىكند و در آيات ديگر، مطالبى از رسالت و توحيد و توصيف آخرت بيان شده است. در اين سوره اشارهاى هم به سرگذشت اقوام بنى اسرائيل و عاد و ثمود دارد و سرنوشتشوم تكذيب كنندگان را يادآورى مىكند. بعد از سوره نوح، در مكه، قبل از هجرت نازل شده است، به استثناى بعضى آيات و 52 آيه دارد.
حجر، نام سرزمينى بين مدينه و شام بود كه قوم ثمود آنجا مىزيستند و خداوند، حضرت «صالح» را براى هدايت مردم آن فرستاد. در آيه 80 خداوند از تكذيب اين قوم نسبت به پيامبران و سر انجام شومشان كه دچار عذاب شدند ياد مىكند.
داستانهاى تنذيرى و سرگذشت اقوام ديگر در رابطه با نبوت، از مطالب ديگر اين سوره است. در چند آيه هم از خلقت اوليه آدم و دشمنى ابليس با انسان و برنامههاى اغواگرانهاش حثشده است.
پنجاه و چهارمين سورهاى است كه قبل از هجرت، در سال چهارم بعثت در مكه نازل شده و 99 آيه دارد.
زنبور عسل و خانه سازى آن در كوه و كوخ و تهيه عسل از ميوهها و گلها و شفابخش بودن عسل در آيه 68 و 69 اين سوره بيان شده و الهام خدائى به زنبور در اين تدبيرها و نقشهها ذكر شده است.
نعمتهاى فراوان زمينى و آسمانى خدا از قبيل دريا و كشتى، ماهيها، جواهرات دريائى، روشنائى ستارگان، باران، و چهارپايان و همچنين از مسئله وحى، بعثت، قيامت، بطلان عقايد مشركين، كيفر اقوام و ... از ديگر موضوعات اين سوره است. بهمين جهت نام ديگرش «نعم» (نعمتها) است. در اين سوره، همچنين به بعضى از عادات و رسوم جاهلى هم اشاره و از آنها مذمتشده است.
اين سوره در مكه بعد از سوره كهف (و قسمتى هم در مدينه) نازل شده و 128 آيه دارد.
آغاز سوره اشاره به حركت و سير شبانه پيامبر از مكه تا مسجد الاقصى به قدرت الهى شده است. اين حركت، مقدمه معراج بزرگ پيامبر به آسمانها بود و رمزى از حركت صعودى انسان در مسير تكامل. نام ديگر اين سوره «سبحان» است.
سرگذشت بنى اسرائيل و ضعف و قوت و پيروزى و شكست آنان، بعنوان مايه عبرتى براى مسلمانان در اين سوره بيان شده است. بهمين علت، نام ديگر اين سوره، «بنى اسرائيل» است. در اين سوره چند نكته اخلاقى (اخلاق خانواده و اجتماع) هم مطرح شده است. بهانهگيرىهاى مشركين در نپذيرفتن دعوت قرآن در بخش پايانى سوره بيان گشته است.
سوره اسراء، 111 آيه دارد و در مكه در حدود سال 8 بعثت نازل شده است.
داستان اصحاب كهف، آن غارنشينان يكتاپرستى كه از نظام شرك آلود «دقيانوس» به غار پناهنده شدند و پس از 309 سال خواب در آن غار پس از تغيير نظام و زوال دقيانوس، به شهر برگشتند. به آيات 9 تا 26 رجوع كنيد. داستان ذولقرنين و مسافرت موسى با خضر، از فرازهاى مهم ديگر اين سوره است و در هر سه داستان شگفت اين سوره، قدرت اعجازگر خدائى مشهود است. تباهى كار كافران و پاداش بزرگ صالحان در بهشت، از مطالب پايانى اين سوره است.
داراى 110 آيه است و در مكه قبل از هجرت نازل شده است. در حديث است: هر كه آيه آخر اين سوره را هنگام خواب بخواند در هر ساعتى كه بخواهد بيدار مىشود. و در حديثى ديگر آمده: هر كس هر شب جمعه اين سوره را بخواند مرگش شهادت خواهد بود و در قيامت، با شهدا برانگيخته خواهد شد. (تفسير برهان ج 2 ص 455.)
در اين سوره داستان مريم و ولادت عيسى(ع) و يادى از انبياء ديگر و آياتى مربوط به دين و آخرت و توحيد و شركت بيان شده است. گيرائى و جذبه اين سوره، حتى پادشاه مسيحى حبشه را هم تحت تاثير قرار داد و وقتى كه جعفر بن ابيطالب قسمتى از آن را خواند. در پايان سوره، باز هم اشارهاى شده به نهايت امر متقين و مجرمين كه بهشت و جهنم است.
در مكه و قبل از هجرت و بعد از سوره فاطر نازل شده و داراى 98 آيه مىباشد.
در اين سوره، خطاب به پيامبر اكرم، داستان شگفت موسى و برخوردش را با فرعون و جادوگران و شيوه انحرافى سامرى را درحركت ارتجاعى او در جامعه بسوى شرك و نجات قوم بنى اسرائيل از چنگ نظام فرعونى را بيان كرده تا دلگرمى پيامبر و آموزش مسلمين فراهم آيد. در قسمت آخر سوره از فرمان سجده بر آدم و اغواى ابليس و هبوط و خروج آدم از بهشتياد شده است.
از سورههاى مكى است و 135 آيه دارد. و به نام سوره «حكيم» هم ياد شده است و نام ديگرش هم سوره «كليم» است.
در ابتداى سوره، اساس دعوت پيامبران، فرجام پيروان و مخالفان، موضعگيرى خصمانه مشركين با آئين توحيدى بيان شده و در خلال سوره، يادى از سرگذشت: ابراهيم، لوط، اسحاق، يعقوب، نوح، داود، سليمان، ايوب، اسماعيل، ادريس، يونس، زكريا و يحيى به ميان آمده است.
و نيز از قيامت و معاد، كه در كنار توحيد، سر لوحه دعوت همه انبياء است، در پايان سوره ياد شده است. در واقع، اين سوره، با بيان اين معارف اتمام حجتى است براى هر دو گروه موافق و مخالف. و هشدار اينكه در محكمه قيامت، به حسابها رسيدگى خواهد شد.
شصت و دومين سورهاى است كه در سال 6 بعثت در مكه فرود آمده و داراى 112 آيه مىباشد.
از آيه 26 تا 37 از ساختن كعبه و فوائد و آثار فريضه اجتماعى - سياسى - عبادى حج و اعمال اين عبادت، سخن به ميان آمده است. و قبل از آن، از هيبت و عظمت بر پا شدن قيامت، در 10 آيه سخن گفته شده است.
مبدء و معاد و جدال و جهاد با مشركين از مطالب مهم ديگر اين سوره مىباشد. و در چند جا هم از قدرت مطلقه خدا در دنيا و آخرت ياد مىشود.
در سال 3 هجرى در مدينه بعد از سوره نور نازل شده و 78 آيه دارد.
در 11 آيه اول صفات و ويژگيهاى مؤمنين را از قبيل: خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زكات، حفظ عفت، امانت دارى، بيان مىكند و سپس به خلقت انسان و نعمتهاى خدا و دعوت انبياء و معاد مىپردازد. عكس العمل اقوام در برابر دعوت نوح و موسى و عيسى و كلا انبياء الهى در اين آيات آمده است.
118 آيه دارد و از سورههاى مكى قبل از هجرت است.
خداوند نور آسمانها و زمين و تجلى بخش هستى است.
آيه 35 و بعد از آن مطالعه شود كه آيه معروف (الله نور السموات ...) است. داستان «افك» هم در آيه 11 بيان شده است.
اين سوره، از سورههاى مدنى است و مشتمل بر آيات حدود الهى و نمونههاى ديگرى از تشريع و قانونگذارى و حجاب و مسائل تربيتى و آداب و اخلاق معاشرت و ورود به خانهها و كنترل چشم از گناه و رعايت عفت و ترك خودآرائى و خودنمائى زنان در خارج از خانه مىباشد. پيام سوره، گردن نهادن به دين خدا و اطاعت از فرستاده اوست.
64 آيه دارد و در حدود سال 10 هجرى نازل گشته است.
در حديث است كه «با تلاوت اين سوره، عفتخانواده و اولاد خود را حفظ كنيد.
نيز: به زنان اين سوره را بياموزيد كه داراى موعظه است.
فرقان يكى از نامهاى قرآن است. به اين اعتبار كه اين كتاب، جدا كننده حق از باطل و هدايت از گمراهى است. به آيه اول رجوع شود.
اين سوره كلا در تقويت روحى پيامبر در تبليغ مكتب و استقامت در روياروئى با مشركين و عناد و لجاجت آنهاست. طرح كردن قيامت و حسرتهاى مردم در آن روز، براى بيدار كردن وجدان بشرى از غفلت است. در اين سوره از نعمتهاى خورشيد، شب و روز، باد و دريا و ... ياد شده و از آيه 63 به بعد صفات متعددى براى «عباد الرحمن» آمده است. در مكه نازل شده و 77 آيه دارد.
در 4 آيه آخر اين سوره، سخن از شاعران بيهوده گوى بى تعهد و عمل، و نيز ستايشى از شاعران مؤمن و عمل كننده و يادآوران خدا و پيروزمندان بعد از ستمديدگى، به ميان آمده است. اين، شيوهاى است براى محتوا و جهت دادن به يك نهادى كه در جامعه وجود داشت و استفاده از سنگر شعر در راه تعهد و ايمان است.
اين سوره هم مانند بيشتر سورههاى مكى در رابطه با عقيده و توحيد و نبوت و معاد و بهشت و دوزخ مطالبى دارد و از سرگذشت موسى و ابراهيم و نوح و هود و صالح و لوط و شعيب ياد مىكند و در نهايت به اسلام و پيامبر اشاره دارد.
227 آيه دارد و در حدود سال 4 بعثت در مكه نازل شده است. نام ديگر سوره «جامعه» است.
در آيه 18 عبور سليمان را همراه با سپاه جن و انس و پرندگان كه مسخر فرمان او بودند، از وادى مورچگان، بيان مىكند و توجه مردم را به عظمت آفرينش در مورچه معطوف مىكند. بخاطر داستان سليمان، اين سوره به نام «سليمان» هم نقل شده است.
در اين سوره هم بخاطر تدبر و عبرت از تاريخ، سرگذشت تعدادى از انبياء و موضعگيرى مشركين مكه و مشركان سابق را در امتهاى گذشته به ياد مىآورد و فرجام كار مؤمنان و مخالفان را تصوير مىكند.
اين سوره كه 93 آيه دارد، قبل از هجرت، در سال هشتم بعثت در مكه نازل شده است.
در اين سوره، قصههائى از ولادت موسى تا نبوتش و مبارزهاش با فرعون و نجات بنى اسرائيل از استضعاف، و نيز زراندوزى قارون و سرنوشت تلخش، بيان شده است.
اين سوره كه قبل از هجرت در مكه نازل شده (حدود سال 11 بعثت) در دوره سختى و شدت و رنج مسلمانان، مقايسهاى است با شدائد بنى اسرائيل در چنگ فرعون، و نويدى است براى پيروزى و وراثت زمين و امامت تاريخ و شكست طاغوتها.
داستان موسى و فرعون، در اينجا نقش سمبوليك خود را در نشاندادن مبارزه دائمى حق و باطل و پيروزى نهائى حق، بخوبى ايفا مىكند.
كلمه «قصص» در آيه 25 آمده، آنجا كه دختر شعيب، پيش پدر از كمك موسى به آنها در كشيدن آب از چاه براى گوسفندان شعيب، تعريف كرده و آن قصه را بازگو مىكند. از آيه 76 به بعد از روش زراندوزى و تكبر قارون انتقاد شده و سرنوشت مذلت بار و فرو رفتن او را در زمين بيان مىكند.
اين سوره 88 آيه دارد.
با تشبيه كردن كافران در عقايد الحادى خودشان به عنكبوت كه سستترين خانهها را دارد و تار و پودش در برابر بادها درهم مىريزد، سستى بناى انديشههاى مشركان و ماده گرايان را بازگو مىكند كه حباب انديشههايشان بر روى سرابى خيالى و پوچ استوار شده است. آيه 41 اين حقيقت را گفته است.
اين سوره مكى كه قبل از هجرت بعد از سوره روم نازل شده، كلا درگيرى ايمان آوردندگان را با فتنه انگيزىها و كارشكنىها و اغواهاى مخالفان بيان مىكند و نمونههائى چند از زندگى ابراهيم و انبياء ديگر و فداكارىهايشان در راه خدا مىآورد و مؤمنان را بياد تكاليف و تعهدات و صبر در اين راه مىاندازد. مشتمل بر 68 آيه.
در آغاز سوره، از پيروزى روم پس از شكستخوردنش از ايران خبر مىدهد. اين پيشگوئى و حادثه مربوط به صدر اسلام است و در واقع نويد پيروزى امت مسلمان را پس از شكست دو ابر قدرت آن روز جهان مىدهد و تقويتى است براى مسلمين آن روز كه مورد آزار مشركين مكه قرار داشتند و آيندهاى تابناك را در افق حيات بشرى نشان مىدهد در چندين آيه متوالى آيات و نشانههاى الهى را با ذكر مصداق، از مخلوقات و پديدههاى زمينى و آسمانى بيان كرده، سپس انسانها را متوجه فطرت خدا آشناى خودشان مىكند: آيه 30 و 42 و در نهايت، باز گريزى است به مسئله مهم يعنى معاد و حيات جاودان پس از مرگ.
هفتاد و نهمين سورهاى است كه با 60 آيه، در مكه و قبل از هجرت نازل شده است.
سوره به نام لقمان حكيم است و در آيات 12 تا 20 موعظههاى حكيمانهاى را از لقمان به پسرش بيان كرده است، كه درباره خدا و دين و برخورد انسانى با مردم و ميانه روى در رفتار است.
در مجموع، اين سوره، پيام توحيد و حكمت و معرفت و معاد را بيان مىكند و فطرت بشرى آدميان را مورد خطاب قرار مىدهد تا از طريق توجه به نعمتهاى الهى، به شناخت و اطاعت او گردن نهاده و به سعادت ابدى برسد.
در مكه و نزديكيهاى هجرت نازل شده است و داراى 34 آيه مىباشد.
در آيه 15 اين سوره، از نشانههاى بارز مؤمن، اين را مىگويد كه هنگام يادآورى آيات و نشانههاى خدا، به علامت تعظيم و سپاس، به خاك افتاده و در پيشگاه او سجده كرده و خدا را مىستايد. «مضاجع» نام ديگر اين سوره است. هنگام تلاوت آيه سجده واجب است كه سجده نمائيم.
هدف كلى سوره، اقامه دليلى است در مورد مبدا و معاد و زدودن شك از دلها و در رابطه با نبوت و قرآن، اشارههائى هم به مؤمنان و فاسقان دارد و از پاداش و عذاب، سخن مىگويد. و سرگذشت موسى و قوم او بعنوان يك نمونه مطرح مىشود.
اين سوره 30 آيه دارد و در مكه در اوائل بعثت پيامبر نازل شده است.
حزبها و قبائل مشرك عرب، براى ريشه كن كردن اسلام و نابودى مسلمين دست به دست داده و ائتلاف نمودند و مدينه را محاصره كردند و جنگ خندق پيش آمد.
واكنش روانى و عكس العمل مسلمانان در برابر اين محاصره نظامى و نقش تخريبى ستون پنجم (يهود داخل مدينه) و سر انجام كار، از مسائلى است كه در خلال آيات 9 تا 27 ذكر شده و بسى آموزنده است. به همين جهت هم شروع سوره، با فرمان خدا مبنى بر اطاعت نكردن از كافران و منافقان است.
در قسمتهاى بعدى رابطه پيامبر را با مؤمنين و منافقين و همچنين همسرانى و نيز تذكر نكات اخلاقى و تربيتى را در بر دارد و اينكه آنها الگوى مردماند و نيك و بدشان تاثير فراوان دارد و بر خوبيها و فسادهايشان، پاداش يا عذاب دو برابر خواهد بود. از آيه 36 به بعد به ماجراى ازدواج پيامبر با زن پسر خواندهاش - زيد - اشاره شده و در آيه 40 خاتم انبياء بودن حضرت محمد(ص) بيان شده است و در اواخر سوره، عليه منافقين افشاگرى مىكند. در حديثى بيان شده كه در اين سوره، رسوائيهاى مردان و زنان قريش بيان شده است.
اين سوره 73 آيه دارد و در سال 6 هجرى در مدينه نازل شده است.
نام قومى است كه همزمان با سليمان مىزيستند و حاكمشان يك زن (بلقيس) بود. از آيه 15 به بعد بخشى از داستان آنان را در رابطه با سليمان بيان مىكند و نيز داستان داود را نقل مىنمايد. در اين سوره آياتى هم از توحيد و رسالت و آخرت (اين سه پايه دعوت همه انبياء) آمده است. رسالت جهانى پيامبر اسلام در آيه 28 آمده، و در كل، حمايت از رسول اللّه در دعوت الهىاش مىباشد.
هشتاد و سومين سورهاى است كه در مكه و قبل از هجرت نازل شده و 54 آيه دارد.
در اولين آيه، با اين صفت، از خدا ستايش شده، خدائى كه آسمانها و زمين را با شكافتن پرده عدم، بوجود آورد.
نام ديگر سوره «ملائكه» است. باز در همين آيه اول از فرشتگان بعنوان رسولانى كه حامل فرمان خدا و مجرى اوامر او در جهان هستند ياد شده است.
اين سوره، شامل قدرت و حكمت و نعمتهاى بزرگ آسمانى و زمينى خداوند، در رابطه با توحيد و ربوبيت اوست و اينكه خلقت انسان و آمد و رفتشب و روز و تسخير ماه و خورشيد و آبها و ماهيهاى درياها همه در جهتشكر انسان و حركت او بسوى صاحب نعمت و شناختن و اطاعت اوست.
54 آيه دارد و در مكه نازل شده است. به استثناى چند آيه كه مدنى است.
در اين سوره كه با پيامبر سخن گفته شده، پايههاى سه گانه دين (توحيد، نبوت، معاد) مطرح شده و نيز حالت مردم را در قبول و رد دعوتها، و سر انجام مجرمين و متقين را در قيامت بيان كرده است.
و از رويش گياه در زمين مرده، روئيدن باغها و ميوهها، زوجيت عمومى در مخلوقات، شب و روز و ماه و خورشيد حركت كشتىها در دريا و ... بعنوان «آيه» و نشانه بر خدا ياد شده است.
اين سوره «قلب قرآن» هم ناميده شده است. و همچنين به «ريحانة القرآن» هم معروف است پنجاه و نهمين سورهاى است كه در مكه نازل شده است و 83 آيه دارد.
در آيه اول، خداوند به فرشتگان به صفت كشيده شده، يا به صفوف منظم پيكار گران و مجاهدان، يا پرندگان منظم و به صف كشيده در پرواز، يا صفوف نمازگزاران، سوگند ياد كرده است. (بنا به تفسيرهاى گوناگون در كلمه صافات).
روح كلى سوره، بيان توحيد و رد عقايد مشركين، بخصوص در زمينه خويشاوندى خدا با جن يا مخلوقات ديگر مىباشد. مسئله معاد و پاداشهاى بهشت و كيفرهاى جهنم موضوع ديگر اين سوره است. به داستان نوح و امتحان ابراهيم بوسيله فرمان ذبح اسماعيل، و همچنين داستان لوط و يونس هم اشارهاى شده است.
اين سوره كه 182 آيه دارد، در اوائل بعثت در مكه نازل گشته است.
محور سوره، دعوت پيامبر به توحيد و اخلاص در عبوديت است. از اين رهگذر موضع موافقين و مخالفين و روياروئى جبهه حق و باطل و سر انجام دو گروه است. قيامت و مسئله خلقت انسان و امر خدا به سجود بر آدم و سر باز زدن ابليس و دشمنيهاى ابليس با بنى آدم در جهت اغواء و گمراه كردن و اينكه فقط مخلصين از دام شيطان مىرهند، از مسائل ديگر اين سوره است.
اين سوره كه 88 آيه دارد، حدود سالهاى 4 و 5 بعثت پيامبر در مكه نازل شده است.
از آيه 70 تا آخر سوره، بيان مىكند كه در قيامت كه روز كيفر و پاداش كافران و متقين است، گروه گروه، مردم به سوى سرنوشت و جايگاه ابدى خودشان (دوزخ يا بهشت) سوق داده مىشوند. نام ديگر سوره «غرف» (غرفهها) است. به اين مناسبت كه در آيه 20 از غرفههاى چند طبقه متقين در بهشتياد شده است.
در اين سوره، در مورد اخلاص دين براى خدا و بيدار ساختن قلوب براى پذيرش حق، و مقايسه حال و سرنوشت مؤمنين و مشركين در دنيا و آخرت، مطالبى بيان شده است. و در مجموع، سوره، سوره پاداشها و كيفرها و نتايج اخروى اعمال ما در دنيا است.
اين سوره مكى است و 75 آيه دارد
از آيه 27 به بعد از «مؤمن آل فرعون» ياد مىكند.
مردى كه در بطن نظام طاغوتى فرعون، مخفيانه به دعوت موسى گرويده بود و به نفع او در مجامع دولتى تبليغ مىكرد و از موسى در مقابل توطئههاى خائنانه فرعون و وابستگانش دفاع مىنمود.
نام ديگر سوره، «غافر» است. يعنى بخشنده گناه و خطاپوش در آيه 3 با اين صفت از خدا ياد شده است. نام ديگر سوره «طول» استيعنى نعمت پايدار و در همين آيه از خداوند با عنوان صاحب نعمت (ذى الطول) ياد شده است.
از مطالب ديگر اين سوره، درگيرى هواداران حق و باطل است، قدرت مطلقه خدا در قيامت، رمز سرنگونى قدرتهاى باطل و جبار پيشين، دعوت موسى، تقسيم بندى مردم در رابطه با اعمالشان در قيامت و ... مىباشد.
اين سوره مكى كه داراى 85 آيه مىباشد، در سالهاى قبل از هجرت نازل شده است.
در آيه 2 مىگويد: «اين قرآن كتابى است كه آياتش براى مردمى كه علم و آگاهى دارند، بخش بخش نازل شده است.»
اين سوره به نام «مصابيح» هم ياد شده زيرا در آيه 12 از زينت كردن و آراستن آسمان توسط ستارهها كه چراغهائى هستند سخن به ميان آمده است.
اين سوره را بعضى هم به نام «حم. سجده» مىشناسند.
قرآن، رسالت، خدا، آخرت، وحى، توحيد، از مسائل ديگر اين سوره مىباشد. سوره فصلت، تجلى قدرت مطلقه خداوند است، هم در دنيا و در رابطه با هلاك كردن مكذبين و ظالمين و هم در آخرت و هنگام حسابرسى اعمال بندگان.
54 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه نازل گشته است.
در آيه 38 اصل اجتماعى شورا در امور اجرائى، از صفات مؤمنانى به حساب آمده كه اهل تقوا و نماز و انفاق و هميارى هنگام ستمديدگى مىباشند.
محور اين سوره، وحى و محتواى پيامهاى آن است و حالت پذيرش يا انكار مردم نسبت به آن و برخى از نشانههاى خدا و نيز نتايج اعمال و راه مستقيم الهى بيان شده است و باز، نقبى به آخرت و سراى ابدى در آن جهان، و همچنين بيان بعضى از نعمتهاى الهى.
اين سوره مكى كه 53 آيه دارد يكسال قبل از هجرت نازل شده است.
در آيه 33 تا 35 در بيان بىارزشى جلوههاى مادى و فريبنده دنيا مىخوانيم:«اگر بخاطر اين نبود كه مردم امتى يكپارچه و همسان باشند، خداوند براى كافران، خانههائى با سقفهاى نقرهگون و بالاخانهها و درها و تختها و زيورها و ... قرار مىداد.»
با بيان اين معنى، خداوند ارزش را به آخرت و آنچه باقى است مىدهد و نوعى جدل و بحث در مورد معتقدات بى اساس مشركين انجام گرفته و از اتكاء آنان به انديشههاى خرافى كه ميراث نياكان است انتقاد شده است تا زمينه قلبى براى ايمان، آماده گردد.
در بخشى ديگر از شيوه استخفاى فرعون و معيارهاى غلط آنان در ارزشيابى ياد شده و بعنوان نمونه از دعوت عيسى ياد شده است.
از جمله مسائل ديگر اين سوره، تصحيح اعتقادات خرافى، جدال توحيدى، آيات قيامت، فرستادن انبياء، به خصوص ابراهيم و موسى و عيسى مىباشد.
اين سوره مكى است. داراى 89 آيه بوده و حدود سالهاى 5 و 6 بعثت نازل شده است.
در آيه 10 مىگويد: «منتظر روزى باش كه آسمان دودى فرا گيرنده مردم را فراهم مىآورد و عذابى دردناك است.»
بعضى اين دود را از علائم رستاخيز و پيش درآمد قيامت دانستهاند، برخى گفتهاند در قيامت، بعنوان عذاب، دودى كه چشم و گوش منافقان را پر مىكند ظاهر خواهد شد.
بعضى هم اين را تحقق يافته مىدانند و مىگويند در اثر تكذيب و روگردانى مردم از دعوت پيامبر قحطسالى و تنگدستى چنان كرد كه مردم وقتى با چشمهاى ناتوان به آسمان نگاه مىكردند، آن را پر شده از دود، مىديدند. در هر صورت، سوره متضمن بيم دادن كسانى است كه در قرآن و دعوت حق شك دارند و آنان را نسبت به عذاب دنيا و آخرت، هشدار مىدهد.
و داستان موسى و سر انجام فرعون را نمونهاى از عذاب دنيوى، و كيفرهاى گوناگون جهنم را نمونهاى از عذاب دنيوى، و كيفرهاى گوناگون جهنم را نمونهاى از عذاب آخرت بيان مىكند، و پاداش متقين را هم بيان مىكند.
اين سوره 59 آيه دارد و در سال 4 بعثت، در مكه نازل گرديده است. توصيه شده كه اين سوره در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.
اينكه در قيامت، هر امتى به زانو در مىآيد و براى رسيدگى به حسابشان حاضر مىشوند در آيه 28 ذكر شده است. مظهرى است از سلطه كامله خداوند در قيامت.
سوره با بيان مطالب توحيدى و شريعت پيامبر و لزوم توجه به آيات و نشانههاى الهى شروع شده و با بيان تهديد آميز نسبت به مستكبران اعراضگر از آيات خدا و هوا پرست و گمراه ادامه مىيابد و با بيان ثبت اعمال و بازبينى آن در قيامت و كيفرهاى اخروى پايان مىگيرد.
از نامهاى ديگر سوره، «شريعت» و «دهر» است.
از سورههاى مكى است و مشتمل بر 37 آيه بوده و در سال 8 بعثت نازل شده است.
در آيه 21 مىخوانيم: «حضرت هود، قوم خودش (عاد) را در سرزمين احقاف، از عذاب خدا بيم داد.» احقاف در قسمت جنوبى عربستان بوده و الآن آثارى از آن باقى نمانده است.
هلاكت قوم هود و اقوامى ديگر در پيرامون مكه و نيز ايمان آوردن گروهى از جن، همچنين مطالبى درباره معاد، توحيد و نبوت، از مسائل ديگر اين سوره است.
و در پيام پايانى سوره، فرمان صبر و بردبارى به پيامبر مىدهد اين سوره با 35 آيه، در مكه نازل شده است.
نام «محمد»«ص» در دومين آيه اين سوره آمده است.
سوره، توصيفى است از كافران و روشها و عملكردهاى آنان و نيز توصيفى است از مؤمنان و اعمال نيك و صفات پاكشان. از نعمتهاى نازله بر مؤمنين و عقوبتهاى وارده بر كافران سخن مىگويد. مقايسهاى است ميان اين دو جناح حق و باطل در دنيا و آخرت. و بيانگر اين است كه مقابله و مخالفت آگاهانه كفار با پيامبر و دين خدا فقط به زيان خودشان خواهد بود.
نام ديگر اين سوره، «قتال» است. چرا كه عنصر بارز جنگ با كفار و فرمان موضعگيرى قاطع در برابرشان، از پيشانى اين سوره انقلابى آشكار است، همچنانكه از لحن آيات هم پيداست اين سوره در مدينه و در دوره قدرت و آمادگى رزمى مسلمين نازل شده است و 38 آيه دارد.
در آيه اول از پيروزى بزرگى كه به يارى خدا نصيب پيامبر شد، ياد شده است. فتحى كه در «صلح حديبيه» فراهم آمد. پيامبر همراه 1400 نفر به جنگ مشركين بيرون آمد. اميدى به بازگشت پيروزمندانه و بسلامت نبود ولى سرانجام با قراردادن آتش بس 10 ساله، بدون درگيرى به مدينه بازگشتند.
همين قرارداد، پيروزىهاى بزرگ ديگرى بدنبال داشت، مانند فتح خيبر در سال هفتم هجرى و فتح مكه به همراه 12 هزار سرباز مسلمان در سال 8 هجرى و مسلمان شدن تعداد زيادى از مشركين در اين فاصله. (به فتح مكه در آيه 27 اين سوره اشاره شده است) اينهاست آن «فتح مبين» كه سوره به آن نام، مشهور گشته است. سوره بيشتر مربوط است به امور داخلى مسلمين در ارتباط با بيعت مردم و سخنان عافيت طلبان و جوسازان و همچنين اشاره به خلق و خوى جاهلى مردم در گذشته و راه مبنى بر تقوا كه پيامبر آورده در آخرين آيه ضمن بيان رسالت محمد، به خصوصيات اصحابش اشاره مىكند از جمله به: «اشداء على الكفار رحماء بينهم» ياران پيامبر(ص) نسبت به كفار شديد و سخت گيرند اما نسبت به يكديگر مهربان مىباشند.
اين سوره در سال 6 هجرى در مدينه پس از قرار داد صلح حديبيه نازل شده و داراى 29 آيه مىباشد.
در آيه 4 نكوهشى از آندسته بى خردانى شده كه بدون رعايت نكات اخلاقى از بيرون و پشت پنجره با فرياد، پيامبر را صدا مىكردند.
اين سوره مشتمل است بر نكاتى از ادب و اخلاق مسلمان در رابطه با خدا و پيامبر و جلو نيفتادن از آنها، و سفارش به اصلاح بين مسلمانان و همنوعان و برخى نظامات اجتماعى، و كلاً سورهاى است اخلاقى، كه از تمسخر و استهزاء، سوء ظن، تجسس و غيبت نهى مىكند و از همه مردم، كسى را برتر مىداند كه با تقوا است «ان اكرمك عند اللّه اتقاكم» - آيه 13.
اين سوره كه 18 آيه دارد، مدنى است و در سال 7 هجرى نازل شده است.
بستر كلى اين سوره، معاد و احوالات مردم در قيامت است و در كنار اين مسئله، از خلقت انسان تا مرگش و پس از مرگ و بعضى از پديدههاى آفرينش و نعمتهاى خدا سخن به ميان آمده است و يادى از بعضى اقوام تكذيب كننده كه گرفتار عذاب خدا شدند.
45 آيه دارد و در سال پنجم بعثت در مكه نازل شده است. و دعوت سوره، به تحمل و استقامت و صبر، در برابر حرفهاى مشركين است.
سوگند به فرشتگان داراى اين صفت، يا بادهائى كه گرد و خاك را، يا ابرها را مىپراكنند، در نخستين آيه آمده است. اشارهاى است به تدبير عمومى خدا در جهان از طريق فرشتگان يا بادها.
سوره، بيان كننده معاد، و نقش تربيتى و سازندگى آن در عمل دنيائى انسان، و صفات متقين و داستانهائى از ابراهيم و موسى و قوم عاد و ثمود و قوم نوح است و بيان زوجيت عمومى در جهان خلقت و بيان فلسفه آفرينش جن و انس كه «عبادت» است (آيه 56) و در پايان هشدارى به ستمگران و كافران.
چهل و هفتمين سورهاى است كه در سال 7 بعثت در مكه نازل شده است و 60 آيه دارد.
در اولين آيه به كوه مقدس طور در سينا كه محل مناجات موسى (ع) با خداوند بوده، سوگند ياد شده است.
سوره، يادآور قيامت و بهشت و جهنم و بيانگر نعمتهاى بى پايان بهشتيان و عذابهاى گوناگون مكذبين و كفار در دوزخ است و نيز احتياج و مجادلهاى با مشركين و ترديدشان در ايمان آوردن و نقد تفكر الحادى و مشركانه و در پايان باز هم دعوت به صبر.
اين سوره با 49 آيه در سال 4 بعثت در مكه نازل گرديد. در احاديث، زياد خواندن آن سبب خلاصى از زندان بيان شده است.
در آغاز سوره، به ستاره آنهنگام كه فرود آمده و غروب كند سوگند ياد شده است.
هدف كلى سوره، تاكيد بر سه ركن «ربوبيت» «نبوت» و «معاد» است و اعلام وحى، توبيخ مشركين از اعراض، مردم شناسى، توحيد و تنذير، از موضوعات ديگر اين سوره است. كلا سوره تشويق به پذيرش دعوت است و انتقاد از روى گردانى از قرآن و پيامبر.
برخى هم مراد از «نجم» را ستاره فروزان قرآن دانستهاند كه براى بشر فرود آمده است. اين سوره با 62 آيه، مكى است.
آيه اول، به «شق القمر» و دو پاره شدن ماه، بنا به درخواست مشركين از پيامبر اسلام بعنوان معجزه و نشانهاى از قدرت خدا اشاره كرده است.
اين سوره بطور كلى به انذار و بيم دادن مكذبين بهانه جو پرداخته است و از هلاكت امتهاى تكذيب كننده گذشته همچون قوم نوح و عاد و ثمود و لوط و آل فرعون، شاهد آورده است و در پايان، از عاقبت جهنمى مجرمين و فرجام خوش متقين ياد مىكند.
با 55 آيه در سال 4 بعثت نازل شده و از سورههاى مكى است.
نام خداوند است كه بعنوان آموزگار قرآن و آفريدگار بشر و آموزنده بيان، ذكر شده است. (آيه اول).
سوره رحمان، در خطابى به جن و انس، از آفرينش جهان و از نعمتهاى فراوان و گوناگون خدا در دنيا و بهشت و نيز از عقوبتهاى اهل دوزخ، سخن گفته است و با تكرار 31 بار آيه «فباى آلاء ربكما تكذبان» در اين سوره نسبتا كوچك مىپرسد كه به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت تكذيب مىكنيد؟!
و اين سوره در زبان ائمه به «عروس قرآن» معروف بوده است.
78 آيه دارد. اين سوره را بعضى مكى و بعضى مدنى دانستهاند.
يكى از نامهاى رستاخيز و قيامت است، حادثهاى كه بى شك واقع خواهد شد و در آغاز سوره از وقوع آن و مشخصات و آثارش خبر مىدهد و تا پايان سوره از حالات اهل بهشت و جهنم در آخرت ياد مىكند.
در بخشى از سوره هم به اهميت «قرآن كريم» كه فرود آمده از نزد خداوند است اشاره مىكند. در اين سوره مردم به سه دسته تقسيم شدهاند: اصحاب يمين، اصحاب شمال و سابقون.
96 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه فرود آمده است. به خواندن اين سوره بسيار دستور داده شده است.
در آيه 25 از آهن بعنوان مظهر قدرت و منفعت، در كنار نازل كردن كتاب و ميزان (سمبل مكتب و عدالت اجتماعى) ياد مىكند. حديد، به اسلحه، به امام، به حضرت قائم(ع) هم تاويل شده است.(مرآة الانوار ص 124.)
هدف اصلى سوره، تشويق به انفاق در راه خدا است كه از ايمان و تقوا سرچشمه مىگيرد. اخلاص و زهد و موعظه و معارفى از مبدا و معاد از مطالب ديگر اين سوره است. در حديثى آمده كه: چون خداوند مىدانست كه در آخر الزمان افرادى عميق و ژرف انديش پديد خواهند آمد سوره قل هو الله احد و آياتى از اين سوره را (از اول تا آيه 6) نازل كرد.(الميزان ج 19 ص 168.)
اين سوره مدنى است. با 28 آيه در سال پنجم هجرى نازل شده است.
در آيه اول، سخن از مجادله و گفتگوئى است كه ميان پيامبر با زنى كه شوهرش او را «ظهار» كرده بود واقع شده است. ظهار، نوعى تحريم زن بود كه در جاهليت، رواج داشت.
در اين سوره، صفاتى از مؤمنان در رفتارهايشان و همچنين صفات مخالفان اسلام بيان شده است. و از نجوا و درگوشى صحبت كردن نكوهش شده و وعده عذاب براى كسانى بيان شده كه با دشمنان خدا طرح دوستى مىريزند و عنوان «حزب الشيطان» به آنها مىدهد و در پايان هم مشخصات «حزب الله» مطرح است.
اين سوره كه داراى 22 آيه است در سال 9 هجرى در مدينه نازل شده است.
در آيه 2 بيان مىكند كه خداوند، براى اولين بار، كسانى را از اهل كتاب (يهود و نصارى) كه كفر ورزيدند، (از قلعههايشان) بيرون مىآورد.
يهودىها مىپنداشتند كه با داشتن حصارها و قلعهها هرگز مغلوب نخواهند شد ولى بدست پيامبر و مؤمنين شكستخوردند و از پايگاهها و قلعههايشان بيرون رانده شدند. و اين در سايه پيمان شكنى يهود بنى نضير بود كه منافقانه نقش ستون پنجم را در داخل مدينه بازى مىكردند. بهمين جهتسوره بنام «بنى نضير» هم گفته شده است.
اين سوره مدنى است و در سال 4 هجرى نازل شده است و 24 آيه دارد.
در آيه 10 مىخوانيم :«زنان مؤمنى را كه بسوى شما هجرت كردهاند بيازمائيد. اگر واقعا ايمان آورده بودند، آنان را دوباره پيش مشركين بر نگردانيد. زيرا بر آنان حرام مىباشند...».
در اين سوره، مرز دوستىها و دشمنىها و سياستخارجى مؤمنين، در رابطه با دشمن، برخى از مسائل تربيتى و همچنين يادى از قيامت، بيان شده است.
احكام هجرت و بيعت و ايمان زنان مسلمان، از مسائل ديگر اين سوره مىباشد.اين سوره كه با 13 آيه در سال 10 هجرى در مدينه نازل شده، دو نام ديگر هم دارد، كه عبارتند از: «امتحان»، «مراة» (زن) آيات 1 تا 9 بمناسبت جاسوسى شخصى به نفع مشركين و دادن گزارش نظامى از تصميم مسلمين به جنگ با مشركين نازل شده و بهمين جهت آيات، از داشتن رابطه دوستانه با مشركين نهى كرده است.
خداوند پيكار گرانى را كه در راه او، همچون صفى فولادين و بنيانى استوار مىجنگند دوست مىدارد. اين مطلب در آيه 4 از اين سوره بيان شده است.
اين سوره، تشويق و تحريك مسلمين به مبارزه با دشمن، و معرفى اسلام، بعنوان فروغى الهى و فروزان مىباشد و نويد غلبه و حاكميت اين آئين را بر اديان ديگر مىدهد.
نام ديگر اين سورع، «حواريين» است. بمناسبت اينكه در آخرين آيهاش دعوت عيساى مسيح از «حواريين» براى نصرت دين خدا بيان شده است.
كلا محور آيات اين سوره بر دو موضوع «عقيده» و «جهاد» است. اين سوره كه 14 آيه دارد در سال دوم هجرت در مدينه نازل شده است.
جمعه، روز بزرگ و عيد هفتگى اسلامى است. روز «جمع» شدن مردم در مساجد و مجالس دينى است، روز برپائى نماز پر شكوه جمعه (اين عبادت سياسى - اجتماعى) و اقامه اين شعار است.
در اين سوره، پس از توصيف خدا و بيان فلسفه بعثت و رسالت، و اشاره به قوم يهود در رابطه با دين، دعوت به «نماز جمعه» مىكند. (آيه 9).
در ركعت اول نماز جمعه، اين سوره خوانده مىشود. و جمعه و نماز جمعه در فرهنگ اسلام، نقش بسزائى در تربيت و تهذيب و تعليم، و تحكيم پايههاى جامعه اسلامى دارد.
سوره جمعه 11 آيه دارد و در سال 2 هجرى در مدينه نازل شده است.
در اين سوره، به تشريح اخلاق و شيوههاى منافقين و خصوصيتهاى روانى آنان، همچنين توطئهها و دروغپردازىهايشان پرداخته و مسلمانان را از آنها بعنوان «دشمنانى سر سخت» بر حذر داشته است.
اين سوره هم در نماز جمعه خوانده مىشود تا در اثر يادآورى نقش منافقانه دشمنان، مسلمين هميشه آگاهى خود را حفظ كنند. سوره درباره عبد الله بن ابى (از سران منافقين) نازل شده است.
11 آيه دارد و در سال 3 هجرى در مدينه نازل شده است. و بعضى گفتهاند كه اين سوره در يكى از شبهاى جنگ تبوك فرود آمده است.
«روز تغابن» يكى از نامهاى روز قيامت است كه در آيه 9 آمده است. چرا كه در قيامت، انسانها از اينكه براى حيات ابدى آن جهان، چندان كارى نكرده و عمل صالحى ذخيره نكردهاند و يا گناه و معصيت و فساد به همراه آوردهاند، احساس ضرر و خسران مىكنند و حسرت و افسوس مىخورند.
در آيه 9 از رستاخيز، با اين نام ياد مىكند و كلا در اين سوره، تشويق فراوانى به انفاق مىكند تا انسان مفتون «اموال و اولاد» نگردد و در قيامت، مغبون و زيانكار به حساب نيايد.
با 18 آيه از سورههاى مدنى قرآن محسوب مىگردد.
در اين سوره، احكام و مسائلى كلى در مورد طلاق و عده زنان مطلقه و مسائل، و احكام خانواده و ... بيان مىشود.
به همين جهت، اين سوره نام ديگرى هم دارد و آن نساء (زنان) است. در كنار مسائل فوق، موعظهها و اندرزهائى و بشارتهائى هم داده شده است. و يادى از هلاكت اقوامى به جهتسر پيچى از فرمان خداوند.
اين سوره در حدود سالهاى 7 - 9 هجرت در مدينه نازل شده و 12 آيه دارد.
در آيه اول سوره، خداوند از پيامبرش گله و شكوه مىكند كه چرا براى جلب رضايت بعضى از همسرانش، آنچه را كه خدا بر آو حلال كرده، بر خود حرام مىكند.
اين خطاب آميخته به عتاب و سرزنش، در واقع سرزنش بعضى از آن زنان پيغمبر است كه با رفتارشان باعث چنين عكس العملى از سوى پيامبر شدند. نقل شده كه موضوع، مربوط به روابط خانوادگى بوده است.
بعد از ادامه مطلب در چند آيه بعدى، با ذكرى از قيامت و عذاب دوزخ و دعوت به توبه، فرمان جهاد با كفار و منافقين و سختگيرى با آنان مىدهد و در پايان، بعنوان نمونهاى از همسران ناشايسته، از زن نوح و لوط ياد كرده و زن فرعون و حضرت مريم را بعنوان الگوهاى تعهد و ايمان و عمل و عفت، معرفى مىكند.
سوره تحريم مدنى است و در سال 10 هجرى نازل شده و 12 آيه دارد.
فرمانروائى و حكومت در دستخداى تواناست. با اين فراز، سوره شروع مىشود. از خداوند و خلقت زمين و آسمان و حيوانات، سخن مىگويد، و از روز قيامت و پاداش و كيفر، و نعمت و نقمتخدا ياد مىكند. هدف كلى سوره، بيان ربوبيت و تدبير عام خداوند نسبت به عالم است.
اين سوره، بعد از سوره طور، در سال 7 بعثت در مكه نازل شده است و 30 آيه دارد. به خواندن اين سوره، زياد سفارش شده است به سوره «تبارك» هم معروف است.
در آيههاى اول سوره، خدا به «قلم» و «آنچه مىنويسند» سوگند ياد كرده است.
سوگند به قلم و نوشته، از دين پيامبرى كه «امى» و درس ناخوانده است، و در ميان قوم خود از سوى مخالفين به جنون و ديوانگى متهم شده، اعجاز ديگرى از آيات قرآنى است.
بعد از سوره «علق» نازل شده و بعضى گفتهاند كه دومين سوره نازله است.
اين سوره، ضمن دفع اتهام جنون از پيامبر و تاكيد روى رسالت او، فرمان اعراض از آنان را مىدهد. بعد از مقدارى بيان آخرت و بهشت و كيفرها، فرمان صبر و استقامت مىدهد. آيه معروف «و ان يكاد ...» كه براى دفع نظرهاى بد است در آخر اين سوره مىباشد.
52 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است.
«حاقه» يكى از نامهاى قيامت است. قاطع و كوبنده و حتمى و بى كمترين ترديد، و اساسا خود قيامت، حق است و بدون معاد، زندگى و آفرينش و حيات، پوچ و لغو خواهد بود.
اين كلمه، در سه آيه اول سوره تكرار شده و سپس به توصيف قيامت، و امتهاى گذشته و باز هم قيامت و وحى نبوى پرداخته است.
در روايات آمده كه اين سوره درباره على(ع) نازل شده. او هم حقى بود كه تكذيب كنندگان و مخالفينى داشت.
اين سوره آهنگين و پرطنين با 52 آيه در سالهاى 3 يا 4 بعثت در مكه نازل شده است.
در آيه 3 و 4، از خدا با نام «صاحب معارج» ياد شده است كه فرشتگان و روح بسوى او بالا مىروند. آرى خداوند، براى معراج و تعالى وجودى انسانها برنامههاى تربيتى فراوانى (در تكوين و تشريع) قرار داده است.
محور اصلى سوره، روى قيامت و معاد است و اين اصل اعتقادى دگرگونساز و تربيت كننده بعنوان عاملى جهت كنترل و تقوا معرفى شده است.
44 آيه دارد و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است.
داستان نوح با قومش، بعنوان تجربهاى از تجارب دعوت الهى در روى زمين و موضعگيرىهاى مخالفان و درگيرى حق و باطل در اين سوره بيان شده است. استقامت نوح در راه دعوت، الهام بخش صبر است و هلاكت قوم نوح، هشدارى براى مكذبين.
اين سوره، بعد از سوره نحل، در مكه و در سال 4 بعثت نازل شده است داراى 28 آيه مىباشد.
خداوند، انواع گوناگون آفريده و بنده دارد. يكى هم جن است. در اين سوره، درباره گروهى از آنان و عكس العملشان در برابر شنيدن آيات قرآن، و دعوت محمد، و دستههاى مؤمن و كافر، و مسلم و قاسط از آنان صحبتشده است و مبين توحيد ربوبى است.
اين سوره، بروى انسان درى از «آن جهان» مىگشايد و او را به قلمرو بيكرانه آفرينش خدا مىكشد. تا بدانند كه جز خودشان، ديگرانى هم هستند كه خدا شناس و عاقل و مطيع سنتهاى الهىاند.
اين سوره حدودا در سال 6 بعثت نازل شده است. آن هنگام كه پيامبر براى دعوت قبيله ثقيف به «طائف» رفته بود و آنها ضمن رد دعوت، پيامبر را آزار دادند و در بازگشت، خدا اين آيات را فرستاد.
و برخى هم گفتهاند كه پس از وفات خديجه و ابوطالب و يكى دو سال به هجرت مانده، نازل شده است.
سوره جن 28 آيه دارد و مكى است.
آيه اول را كه مىخوانيم، با اين تعبير به پيامبر خطاب شده، آن هنگام كه در اول بعثت، مشركان در «دار الندوة» دعوتش را نپذيرفتند و در فكر توطئه بر ضد او بودند. پيامبر غمگين و آزرده به خانه رفت و خوابيد.
اما سروش خدائى اينگونه نوازشش داد و او را به «برخاستن» و عبادت شبانه، و كمك گيرى از نيايش و تلاوت قرآن، و مقاومت در برابر حرفها و مخالفتهايشان دعوت كرد، و از آن حضرت، در برابر برخوردهاى سرد و بى مهرىهاى اهل مكه، حمايت نمود در آيه آخر، دستورى مبنى بر نيايش شبانه و تلاوت قرآن به پيامبر مىدهد.
اين سوره با 20 آيه در مكه نازل شده است. (اوائل بعثت).
وقتى كه در غار حرا با نزول آيه «اقرء ...» محمد(ص) به رسالت مبعوث شد، به خانه آمد و از شعلههاى «وحى» مشتعل بود. جامعه بخود پيچيده و خوابيد. اين سوره نازل شده و او را به «قيام» و «انذار» و «تكبير» فرا خواند. (آيات اول سوره).
جزو اولين سورههاست (بقول برخى: دومين سوره و بعد از «مزمل» يا «اقرء ...») و از رسالت و قيامت و مشركين و فرشتگان و تنذير سخن مىگويد و از عواملى همچون ترك نماز و اطعام مساكين و نيز از فرو رفتن در بطالتها و تكذيب قيامت كه سبب جهنمى شدن استياد مىكند. 56 آيه دارد و مكى است.
قيامت، نام رستاخيز عمومى و معاد است. روزى كه همه از گورها بر مىخيزند و به سوى محشر و سرنوشت ابدى خويش در بهشتيا دوزخ رهسپار مىشوند. در اولين آيه به يامتسوگند ياد شده است. و به بشر، آن روز را يادآورى مىكند.
در آيات بعد، علائم به روز آن رستاخيز و نيز حالات بشر هنگام جان دادن ذكر شده و با طرح موضوع عبث نبودن خلقت، استدلال بر فلسفه معاد شده است. 40 آيه دارد و در مكه در سال 3 بعثت نازل شده است.
در آيه اول اشاره به «روزگارى» مىكند كه بر «انسان» گذشته، و او چيزى نبود كه ياد شود. از آن پس اشاره به خلقت انسان، و قرار گرفتن او بر سر دو راهى «شكر» و «كفران» مىنمايد.
از آنچا كه محور اين سوره، انسان است و عملش و اخلاصش و ايثارش و عاقبت كارش در قيامت و نعمتهاى خوب براى نيكان، نام ديگر اين سوره «انسان» است.
اين سوره به نام «هل اتى» هم مشهور است. چونكه با اين كلمه آغاز شده است.
اين سوره در مدينه نازل شده و بنا به روايات، در ستايش از على و فاطمه(ع) است كه بخاطر نذرشان، سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذاى ساده خويش را به مسكين و يتيم و اسير، ايثار كردند (آيه 8) و خود با آب افطار نمودند. در آيات بعد، از نعمتهاى خداوند براى اهل بهشت، و پاداش نيكيها در آخرت، ياد شده و فرمان صبر و مقاومت داده است.
داراى 31 آيه است و بعد از «الرحمن» نازل شده است.
منظور از مرسلات (كه در نخستين آيه خداوند به آنها قسم ياد كرده است) يا فرشتگانى است كه پياپى براى فرود آوردن وحى الهى به پيامبران فرستاده مىشوند، يا تند بادهائى است كه فرستاده مىشوند. علائمى از بروز قيامت و توصيفى از محشر بيان شده است.
تاكيد اصلى اين سوره روى قيامت است و مكررا تكذيب كنندگان بيم داده مىشوند آيه «ويل يومئذ للمكذبين» در اين سوره 10 بار تكرار شده است و صحنههائى از دنيا و آخرت و حقائق هستى در آن بيان شده است.
در سال دوم بعثت در مكه در غارى در «منا» نازل شده است (بعد از سوره همزه) و 50 آيه دارد.
خبر مهم و بزرگ قيامت كه مردم دربارهاش از يكديگر «سؤال» مىكنند، در آيات اول سوره بيان شده است. در بعضى روايات، اين نبا به على(ع) تاويل شده است. (الميزان ج 20 ص 261.)
نام ديگر سوره، «عم» استيعنى «از چه؟» زيرا سوره با اين كلمه آغاز مىشود و نام سومش، «تساؤل» مىباشد، يعنى «از هم پرسيدن». به نام «معصرات» هم ذكر شده است (كه در آيه 14 آمده).
محور اساسى اين سوره، ضرورت و حتميت قيامت، و استدلال بر آن و توصيف آن مىباشد. چون خبر از نظامى متقن و استوار مىدهد، بعنوان نمونهاى از آن، برخى از نظامهاى طبيعت در مورد شب و روز و كوه و گياه و زمين و ... را بيان مىكند و آن روز حق را كه تخلف ناپذير است و مايه حسرت و ندامت كافران، به يادها مىآورد.
بعد از سوره معارج در سال دوم بعثت در مكه نازل شده و داراى 40 آيه مىباشد.
خداوند در نخستين آيه به نازعات قسم خورده است. نازعات، فرشتگانى هستند كه جان مردم را مىگيرند، يا روح كافران را به شدت قبض مىكنند، يا ستارههائى هستند كه از افقى غايب شده و در افق ديگر پيدا مىشوند.
در هر صورت خداوند به فرشتگان، به عنوان واسطههائى در تدبير امور جهان سوگند ياد كرده و اهميت نقش آنها را بازگو مىكند. بخشى از نبوت موسى و دعوت او از فرعون طغيان گر بسوى تزكيه و هدايت، نقل شده، آيه 15 به بعد.
و در ادامه، اين سوره هم بر اساس آخرت و قيامت و اثبات آن و حالت مردم در بهشت و دوزخ مىباشد و در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 46 آيه دارد. نزول اين سوره بعد از سوره «نباء» است.
سوره، عتاب و ملامت است از اينكه ثروتمندان را بر ضعفا و مساكين مؤمن مقدم بدارند.
در حضور پيامبر جمعى از بزرگان قريش در مكه جمع بودند كه نابينائى بنام «ابن ام مكتوم» وارد شد. با ورود او يك نفر به جهت ناراحتى از ورودش، چهره در هم كشيد و عبوس شد (آن يك نفر يا پيامبر بود يا مردى از بنى اميه: بنا به اختلاف روايات) خداوند از اين نحوه برخورد، انتقاد كرده و متذكر برخى نكات اخلاقى و تربيتى مىشود.
سوره با يادى از مراحل خلقت انسان و نعمتهاى خدا و حيات در زمين و سپس قيامت و چهرههاى خندان و اندوهگين در آخرت، ادامه و پايان مىيابد نام ديگرش سوره «اعمى» (نابينا) است.
بعد از سوره نجم، در سال دوم بعثت و در مكه نازل شده و داراى 42 آيه مىباشد.
در هم پيچيده شدن خورشيد، و تمام شدن نور آن بمنزله پايان نظام اين جهان و از علائم قيامت است كه در آيه اول به آن اشاره شده است. سپس درباره انكشاف اعمال انسان در آن روز مطلبى دارد.
سوره تكوير (يا: كورت) بيشتر در مورد معاد است. و در قسمتى هم حمايت و تاييدى از پيامبر نموده و اتهامات را از او دفع مىكند.
بعد از سوره «تبت»، در سال اول بعثت در مكه نازل شده و 29 آيه دارد.
اين سوره هم، در مورد قيامت و سر انجام نيكان و بدان در بهشت و دوزخ مىباشد و شكافته شدن آسمان، بمعناى در هم ريختن اين نظام قائم، باز هم پيش درآمدى بر رستاخيز و از جمله شرائط متصل به قيامت است. و از ثبت و ضبط دقيق اعمال هر انسان مطالبى دارد كه توسط دو فرشته انجام مىگيرد.
اين سوره، با 19 آيه، بعد از «نازعات» در سال 3 بعثت در مكه نازل شده است
در آيه اول اين سوره، نكوهش و هشدارى به كم فروشان آمده است و براى اصلاح اقتصادى در جامعه، از زشتى اين كار و بيان عقوبتهاى سخت اخروى براى آنان و براى تكذيب كنندگان و فاجران سخنانى گفته شده است و ستايشى هم از ابرار و صالحان.
اين، آخرين سورهاى است كه در مكه نازل شده و در واقع، در سفر هجرت پيامبر قبل از رسيدن به مدينه نازل گشته است و گوياى كمفروشى و اختلال در وزن و كيلى است كه مردم مدينه گرفتارش بودند. و 36 آيه دارد. بنام سوره «تطفيف» هم نقل شده است.
باز هم از علائم ظهور قيامت، در هم ريختن و پاره شدن نظام جهان بالا بيان شده است (آيه 1) آنچنانكه در سورههاى تكوير و انفطار بيان شد.
اين سوره هم مانند سورههاى كوچك مكى، تكيهاش روى مبدء و معاد است و سير انسان را به سوى خدا و سرنوشت ابدىاش در آخرت، و حساب و كتاب، بيان مىكند.
بعد از سوره انفطار در مكه نازل شده و 25 آيه دارد.
در اولين آيه، به آسمانى كه داراى برجهاستسوگند ياد شده است. برجهاى آسمان، جايگاه و خط سير ستارگان در آسمان است. بعضى هم آن را برجهاى دوازده گانه فلكى دانستهاند. و در بعضى احاديث، دوازده برج به دوازده امام تاويل شده است.
در اين سوره هشدار و تهديدى است نسبت به كسانى كه مؤمنين را تنها به جرم مؤمن بودن، آزار مىدادند و اين را بعنوان آزمايشى از سختيها و مشكلات در پيش پاى مؤمنان در راه ايمان و اعتقاد مىداند.
داستان «اصحاب اخدود» كه در آتش سوختند - به جرم ايمان - و نيز سپاه فرعون و ثمود، و نمونهاى از مؤمنانى كه در راه ايمان، بر شدائد فرعونى صبر و مقاومت كردند بيان شده است تا امت محمد (ص) هم از استقامت آنان، درس صبر بياموزند و نويد پيروزى به مسلمين داده شده است.
اين سوره را، سوره پيامبران نيز گفتهاند. بعد از سوره شمس و در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 22 آيه دارد.
در آيه نخست، به آسمان و ستارههاى درخشان و ظاهر شونده، قسم ياد شده است.
محور سخن در اين سوره، معاد است و با بيان قدرت كامل خدا، بر تحقق آن در آينده استدلال مىكند و با بيان اصل خلقت انسان، او را در جهت تربيت معنوى و روى آوردن به فطرت توحيدى سوق مىدهد.
اين سوره در اوائل بعثت در مكه و بعد از سوره «بلد» نازل شده و داراى 17 آيه مىباشد.
در آيه اول خدا را با صفت «برتر» بيان كرده است و به تسبيح او، كه آفريدگار و مدبر جهان است فرمان داده است.
در اين سوره، حيات برتر و جاودانه آخرت، و «فلاح» در سايه «تزكيه» و «ذكر» و «نماز» مطرح شده، و همه، در رابطه با توحيد الهى است.
پيامبر اين سوره را دوست داشت و در نماز جمعه و عيد فطر و قربان آن را مىخواند و ذكر سجده را از آيه اول اين سوره الهام گرفته است.
بعد از سوره تكوير و در اوائل بعثت در مكه نازل شده و داراى 19 آيه مىباشد.
يكى از نامهاى روز قيامت است كه در آيه اول بيان شده است. فراگيرنده و احاطه كننده مردم، از نظر هراس و وحشت، از نظر محاسبه و بررسى اعمال و ...
در اين سوره، مردم از نظر شقاوت و سعادت اخروى به دو بخش تقسيم شدهاند و كيفر و پاداش هر يك، در بهشت و جهنم بيان شده است و ربوبيتخداوند يادآورى مىشود و در نهايت، بازگشت همه انسانها براى حساب، در نزد پروردگار، مطرح شده است.
بعد از سوره ذاريات در مكه نازل شده است و 26 آيه دارد.
در آيه اول، خداوند، به فجر قسم خورده است. به اين انفجار نور در خيمه ظلمتشب. جالب است كه بدانيم سوره «فجر» بعد از سوره «ليل» نازل شده است همچنانكه در طبيعت هم سپيده دم فجر، پس از «شب»، فرا مىرسد.
اين سوره را، در روايات، سوره حسين بن على دانستهاند و به خواندن آن توصيه كردهاند. (امام صادق«ع»: اقرؤا سورة الفجر فى فرائضكم و نوافلكم فانها سورة الحسين بن على(ع) (تفسير برهان ج 4 ص 457.))
اينهم جالب است. چرا كه قيام كربلاى حسين، خود انفجارى فجرى از ايمان و جهاد بود در ظلمتشب جور و شرك بنى اميه. و همچنانكه با فجر و آغاز روز، حركت و حيات مردم، شروع مىشود، با خون حسين و يارانش در عاشورا، اسلام جانى تازه گرفت و حياتى مجدد يافت. در مفهوم «فجر»، در تفاسير، مصداقهاى گوناگونى ذكر شده است.
در اين سوره، از وابستگى به دنيا كه در نتيجه طغيان و كفران نعمت پديد مىآيد نكوهش شده و وعده عذاب شديد در دنيا و آخرت داده شده است و در پايان، باز هم گريزى به معاد و تاكيدى روى رجعت انسان به سوى پروردگار، آمده است.
چهلمين سورهاى است كه در سال دوم يا سوم بعثت در مكه نازل شده و 30 آيه دارد.
منظور، شهر مكه، زادگاه و وطن پيامبر است كه در اولين آيه اين سوره، خداوند به آن، سوگند ياد كرده است.
سوره، خلقت انسان را در رنج و سختى، (بعنوان كورهاى از حوادث در جهتساخته و پرداخته شن انسان) بيان مىكند و نيز اشارهاى به اينكه بر كارهايش نظارت مىشود و بنا بر اين بايد در آزادى اسيران، اطعام گرسنگان و سفارش به صبر و رحمت بكوشد. «صبر بر طاعت» و «صبر از معصيت» و «صبر بر مصيبت» در اين سوره بطور ضمنى آمده است.
بعد از سوره «ق»، در سال 3 بعثت، در مكه نازل شده است و داراى 20 آيه مىباشد.
نخستين آيه، مشتمل بر سوگند به خورشيد و فروغش مىباشد.
پس از چندين سوگند متوالى، پيام سوره اين است كه: «فلاح» در سايه تزكيه نفس، و زيان و تباهى، در اثر پوشاندن و گمراه ساختن نفس مىباشد.
داستان ثمود در رابطه با «ناقه صالح» شاهدى بر سخن فوق است كه در سوره آمده است.
بعد از سوره قدر (و به نقل برخى بعد از سوره حج) در سال دوم بعثت در مكه نازل شده و 16 آيه دارد.
خداوند، به شب، هنگامى كه جهان و انسانها را فرا مىگيرد سوگند خورده است. (آيه 1)
شب و روز، خلقت و تلاش انسانها، هدايت الهى، انذار و تبشير و قيامت و پاداش ... از مطالب اين سوره است و توجه خاصى به انفاق اموال در اين سوره مىباشد.
قبل از سوره فجر و بعد از سوره «اعلى» نازل شده است. به اين ترتيب نگاه كنيد:
شب - فجر - ضحى و نور - انشراح ... اين ترتيب نزولى چند سورهاى است كه پياپى آمده، آيا در نظام طبيعت هم چنين نيست؟!
از سورههاى مكى است و 22 آيه دارد.
خداوند به روشنائى روز و فراگيرى شب قسم ياد كرده كه پيامبر را رها نكرده است (آيات 1 - 3).
مىدانيم كه مدتى وحى از پيامبر قطع شد و اين بهانهاى براى عيبجوئى مشركين بود كه خداوند با فرستادن اين آيات در جهت تقويت روحى و تاييد پيامبر رحمتخود نازل كرد. سيزدهمين سوره است كه بعد از سوره قلم و قبل از «مزمل» در مكه و اوائل بعثت نازل شده و 11 آيه دارد.
شرح صدر و فراخى سينه، كنايه از ظرفيت زياد، براى دريافتحقائق و تحمل سختيهاى راه دعوت است. در آيه اول خداوند، عطاى چنين شرح صدرى را به پيامبر بيان مىكند و او را دعوت به كار مستمر و پيگير مىنمايد و نويد مىدهد كه: با هر سختى، آسانى است.
(نانبرده رنج، گنج ميسر نمىشود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد)
اين سوره بعد از «ضحى» نازل شده و مكى است (و بعضى گفتهاند مدنى است). بعضى اين سوره را با سوره قبلىاش، مجموعا يكسوره حساب كردهاند.
سوره «الم نشرح» داراى 8 آيه مىباشد.
نام ديگر اين سوره، «شرح» است.
در اين سوره به انجير و زيتون و طور سينا قسم خورده شده است.
تين و زيتون، نام دو ميوه است، يا به درخت اين دو ميوه قسم خورده شده، و به قول بعضىها نام دو كوهى است كه دمشق و بيت المقدس بر آن استوار گشته و رمز سوگند ياد كردن به اين دو كوه و به طور سينا آن است كه اين سه جا، خاستگاه و محل بعثت بسيارى از پيامبران بوده است. در كنار اين سه قسم، به مكه هم سوگند ياد شده، كه محل بعثت پيامبر اسلام است.
بعد از همه اينها، سخن از انسان و آفرينش او و ايمان و عمل صالحش مىباشد و اينكه در اثر بى تقوائى، انسان به پستترين جايگاهها هم سقوط مىكند مگر مؤمنان صالح.
در سال سوم بعثت در مكه نازل شده (بعد از سوره بروج) و 7 آيه دارد.
در آيه دوم، مبدء خلقت انسان از «علق» مىداند، كرمى زالو شكل، اسپرماتوزوئيد.
بعضى هم علق را از ريشه تعلق و وابستگى گرفتهاند و گفتهاند انسان از وابستگى و تعلقات خلق شده است.
اولين سورهاى است كه در غار حرا، هنگام بعثت پيامبر، بر او نازل شده است و سخن از خواندن و آفرينش انسان و تسليم او و طغيانش به ميان آمده است. اين سوره مكى است و 19 آيه دارد.
در اين سوره، از شب ارزش آفرينى و اندازهگيرى و مقدرات انسان سخن به ميان آمده است. شبى كه از هزار ماه برتر است (در بعضى روايات شيعه، اين هزار ماه به مدت حكومت ظالمانه بنى اميه تفسير شده كه هزار ماه طول كشيده است (به نقل الميزان جلد 20 ص 474.).)
و در يكى از شبهاى ماه رمضان (21 يا 23) قرار دارد. و شبى است كه قرآن در آن بر قلب پيامبر نازل گشته است. شب اتصال مطلق ميان زمين و ملكوت اعلاست و فرود آمدن فرشتهها از آسمان، و شب سلامتى است.
اين سوره، در حدود سال 4 بعثت، بعد از سوره «عبس» در مكه نازل شده و 5 آيه دارد و سورهاى است بسيار مبارك و با فضيلت.
اين سوره، بيانگر رسالت عام پيامبر نسبت به همه مشركين و يهود و نصارى است و دعوت او را از همه بشريت به آئين حق باز مىگويد و صلاح جامعه انسانى را در سايه اعتقاد و عمل مىداند.
گرايش مشركين و اهل كتاب را به ايمان توحيدى، در سايه آمدن «بينه» مىداند و خود محمد (ص) نمونه و مصداقى از اين حجت آشكار براى انديشهها و پيروان اديان ديگر است (امام باقر فرموده است: البينه محمد رسول الله «ص» (الميزان ج 20 ص 482) به نقل از تفسير القمى.)
به نام «لم يكن» هم مشهور است و اين نام از آغاز سوره اقتباس شده است. از نامهاى ديگر اين سوره «اهل الكتاب» «قيامت»، «بريه» و «انفكاك» است.
بعد از سوره طلاق نازل شده و از سورههاى مدنى است و 8 آيه دارد.
در آيه اول وقوع زمين لرزه مهيب را هنگام ظهور قيامت بيان مىكند. زلزلهاى كه در پى آن بر انگيختن مردم براى روز دادرسى عمومى در محشر و پاداش خوبيها و كيفر بدىها است.
نام ديگر سوره، «زلزله» است. 8 آيه دارد و بعد از سوره نساء در مدينه نازل شده است.
عاديات، اسبهاى تيزتك و تندرو مىباشد كه هنگام دويدن، همهمه صدايش بگوش مىرسد. خداوند در نخستين آيه، به چنين اسبها و اسبسواران چابك كه از سم اسبان آتش مىپرد و سحرگاهان بر سر دشمن هجوم مىآورند، سوگند مىخورد و برخى نكات تربيتى و انسانشناسى و كفران انسان نسبت به نعمتها و مالدوستى شديد انسان، در پى آن مطرح مىشود و با اشارهاى به رستاخيز و قيامت، پايان مىگيرد.
لحن آيات مىرساند كه بايد در مدينه و پس از تشريع حكم جهاد با دشمن، آيات، نازل شده باشد. در روايات آمده كه اين سوره درباره على(ع) و گروه پارتيزانى او كه در جنگ «ذات السلاسل» به دشمن شبيخون زدند، نازل شده است كه گروههاى اعزامى سابق ناموفق بودند ولى اين گروه توانستند ضربه خود را بزنند.
اين سوره مدنى است و 11 آيه دارد و پس از سوره «عصر» نازل گشته است.
از نامهاى قيامت است كه در سه آيه اول آمده است.
قيامت، كوبنده دلهاست با ترس. و كوبنده دشمنان خداست، با عذاب.
در اين سوره از قيامت و حالتخوشى و ناراحتى نيكوكاران و بدكاران سخن گفته شده است.
بعد از سوره ايلاف، در مكه در اوائل بعثت نازل شده و 11 آيه دارد.
در دو آيه اول از تكاثر نكوهش شده، يعنى افزون طلبى در ثروت و قدرت، و افتخار كردن به كثرت اموال و قوم و قبيله و عزت اجتماعى. مشركين براى اثبات عظمتخود از جهت نفرات، حتى مردههاى خود را هم در گورستان به حساب مىآوردند. چه بازيچه و مشغوليتى!... در بعضى تفاسير، به قومى از يهود تفسير شده و در بعضى به دو قبيله از قريش و در بعضى هم به دو گروه از انصار.
اين سوره، بعد از سوره كوثر، نازل شده و 9 آيه دارد و از سورههاى مكى است.
در اولين آيه، خداوند به عصر قسم ياد كرده است.
مفسرين، عصر را به معانى گوناگونى بيان كردهاند، از قبيل: عصر نبوت، عصر نزول قرآن، عصر قيامت، عصر دولت مهدى، نماز عصر، روزگار، و معانى ديگر...
در جواب اين سه قسم، سوره به بيان خلاصهاى از معارف قرآن اشاره مىكند و آن عبارت است از: «ايمان»، «عمل صالح»، «حق»، «صبر». در بيانى خلاصه و مختصر، مفاهيم بلند و فراوانى بيان شده است.
اين سوره، مكى است و با 3 آيه در سال اول بعثت بعد از سوره انشراح نازل شده است.
در اين سوره از كسانى كه از ديگران عيجبوئى كرده و با حركات چشم و ابر و مسخرهشان مىكنند و به ثروتهاى جمع شده خود مغرورند نكوهش شده است و وعده آتش به آنها داده شده و آيات تنذيرى اين سوره مربوط به آغاز دعوت و دوران درگيرى با اشراف است.
بعد از سوره قيامت نازل شده و از سورههاى مكى است و 9 آيه دارد.
در اين سوره داستان فيل سواران ابرهه را كه براى ويران كردن خانه توحيد، كعبه، هجوم آورده بودند و با قدرت خداوند نابود شدند بطور خلاصه بيان كرده است.
خود اين واقعه، كه قبل از اسلام رخ داده بود مبدء تاريخ شد و آن سال به «عام الفيل» مشهور گشت. بنا به نقل مورخين، در همان سال هم پيامبر متولد شد و 40 سال بعد از آن ماجرا به رسالت مبعوث گشت.
اين تاريخچه و يادآورى آن در قرآن، هشدارى است به كسانى كه از در جنگ و ستيز با خدا و آئين او وارد مىشوند.
اين سوره هم بعد از «كافرون» در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.
بعضى اين سوره را با سوره بعدى يكى دانستهاند، چون مطالبشان بهم مربوط است.
نام ديگر سوره «قريش» است. در رابطه با سوره قبلى، كه دشمنان حبشى مهاجم به كعبه نابود شدند، اين كار، بخاطر تجمع خاطر و انس و الفت و ايمنى «قريش» در كوچهاى تابستانى و زمستانى انجام گرفت و در مقابل، از آنان انتظار است كه خدا را پرستش كنند.
سوره مكى است و بجهت پيوستگى مطالبش با سوره فيل، بعضىها اين دو را يك سوره حساب كردهاند.
5 آيه دارد و در سال 3 بعثت، بعد از سوره «تين» نازل شده است.
در آخرين آيه، از نمازگزاران سهلانگار و رياكار كه از اطعام و سير كردن گرسنگان با ظرفهاى پر از غذا جلوگيرى مىكنند نكوهش شده است و اينها همه در رديف تكذيبكنندگان دين محسوب شدهاند به اين مناسبت، اين سوره بنام سوره «دين» هم گفته شده است.
نقل شده كه نزول سوره درباره ابوجهل و كفار قريش بوده است.
اين سوره بعد از تكاثر و قبل از «فيل» و در مكه در سال 2 بعثت نازل شده و 7 آيه دارد.
در اينكه منظور از كوثر، نهرى است در بهشت، يا حوضى در محشر، يا ذريه و فرزندان زياد، يا علماى امت، يا نبوت و قرآن، يا علم و حكمتيا ... نظريههاى گوناگونى وجود دارد.
منظور هر كدام باشد، اين خير كثير را خداوند به پيامبر اعطا كرده است (آيه 1)
اين سوره يك سطرى كه 3 آيه دارد و از اعجازهاى قرآن است در جواب عيبجوئىهاى مشركين نازل شده كه بخاطر نداشتن فرزند پسر، پيامبر را مقطوع النسل و «ابتر» مىگفتند.
بعد از «عصر» يا «عاديات» در مكه نازل شده است. سال اول بعثت. بعضى هم گفتهاند كه در «صلح حديبيه» نازل شده است.
در اين سوره، خداوند به پيامبر فرمان برائت از خدايان مشركين و عقايد باطل آنها را مىدهد. چرا كه ميان توحيد و شرك، هرگز سازشى نيست.
نزول اين سوره در پى آن بود كه بعضى از مشركين، از پيامبر مىخواستند كه مدتى بتهاى آن را عبادت كنند تا آنها هم خداى محمد را بپرستند. سوره، مسلمانان را از سازش بر سر اصول اعتقادى و مبانى بنيادى مكتب بر حذر مىدارد. بنام سوره «عبادات» هم گفته شده است.
6 آيه دارد و بعد از سوره ماعون (يا: فيل) در اوائل بعثت در مكه نازل شده است.
در اين سوره، از نصر و يارى خدا و پيروزى و فتح بزرگ است كه از سوى خدا فرا رسيده است و مردم فوج فوج به دين خدا مىگروند.
گفتهاند كه در ايام «حجة الوداع» سال آخر عمر پيامبر در «منا» نازل شده و آخرين سورهاى است كه به نحو كامل و يكجا آمده است. بعد از سوره توبه و 3 آيه دارد.
نام ديگرش «توديع» است. چرا كه بعنوان آخرين سورهها، وداعى با پيامبر و پيامبر با امت محسوب مىشود و در آن اشارهاى به وفات رسول گرامى اسلام شده است.
ابولهب، و همسر آتش افروز و هيزمكش او از سردمداران مشركين مخالف پيامبر بودند و آن حضرت را آزار مىدادند. در اين سوره (آيه 1) نفرين شده كه شكسته باد دستان ابولهب و خودش نابود باد.
نام ديگر سوره، «مسد» است. يعنى ريسمانى بافته شده از ليف خرما. در مورد همسر ابولهب در آخرين آيه مىگويد كه در گردن زنش در حالت عذاب ريسمانى از اين نوع خواهد بود. سوره لهب هم گفته شده است.
بعد از سوره «فاتحه» و به قولى بعد از «مدثر» در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 6 آيه دارد.
سوره «اخلاص»، يا «توحيد»، يا «قل هو الله» وحدانيت و اوصاف خداوند را بيان مىكند و بسيار فضيليت دارد معادل يك سوم قرآن است. به نام سوره «اساس» هم ياد شده است.
سوره در جواب درخواست گروهى از يهود كه از پيامبر، اوصاف خداوند را پرسيده بودند، نازل شده است.
«قل هو الله» نسب نامه خدا است.
در مورد اين سوره، امير المؤمنين فرموده است كه: «قل هو الله»، نسب نامه خداست.
اين سوره بعد از «ناس» در اوائل بعثت در مكه نازل شده و 4 آيه دارد.
در اين سوره فرمان به پيامبر است كه به خدائى كه آفريدگار فلق و سپيده دم است از شر همه پديدهها و شر ظلمت فراگير و جادوگران و حسودان، پناه ببرد.بعد از سوره فيل و قبل از ناس در مكه نازل شده و 5 آيه دارد.
در اين سوره هم مثل سوره قبلى، خداوند به پيامبر فرمان داده كه به پروردگار مردم، فرمانرواى مردم و معبود مردم، از شر وسوسه گران از جن و انس پناه ببرد.
اين سوره و سوره فلق را، «معوذتين» هم گفتهاند. زيرا كه در آغاز هر دو، مسئله تعويذ و پناه بردن به خدا از شرور حسودان و افسونگران و جادوگران مطرح شده كه دشمنان از طريق جادو و افسون قصد صدمه رساندن به پيامبر را داشتند.
بعضى هم اين دو سوره را از سورههاى مدنى دانستهاند كه با هم نازل گشتهاند.
سوره «ناس» بعد از سوره «فلق» و قبل از «قل هو اللّه» نازل شده و 6 آيه دارد.
با آرزو و اميد اينكه با شناخت بهتر و بيشتر قرآن و عمل كردن به اين كتاب آسمانى سعادت و فلاح را بدست آوريم، با نقل چند بيت از اشعار «اقبال لاهورى»اين نوشته را به پايان مىبريم:
نقش قرآن چون كه بر عالم نشست نقشهاى پاپ و كاهن را شكست
فاش گويم آنچه در دل مضمر است اين كتابى نيست، چيزى ديگر است
چون كه در جان رفت جان ديگر شود جان چو ديگر شد، جهان ديگر شود.