فهرست

پيش گفتار

   بخش نخست :تاريخچه ى حفظقرآن

   پيدايش حفظ قرآن

   اصطلاح حافظ در صدر اسلام

   اولين حافظ قرآن

   اهتمام صحابه به حفظ قرآن

   شمار حافظان قرآن در عصر رسول خدا(ص )

   قدرت حافظه ى عرب

   عوامل گسترش حفظ در صدر اسلام

   4 - جايگاه والاى حافظان

   5 - پاداش اخروى

   بخش دوم :جايگاه حفظ قرآن

   اهميت

   قرآن

   احاديث

   1 - هم نشينى با فرشتگان

   2 - در شمار بزرگان امت جاى گرفتن

   3 - ايمنى از عذاب الاهى

   4 - آبادى قلب

   5 - مشمول آمرزش الاهى

   6 - پاداش مضاعف

   7 - پذيرفته شدن شفاعت

   8 - بالاترين درجات بهشت

   9 - دريافت پاداش انبيا

   سيره

   1 - بخشش مجازات حافظان

   2 - حفظ قرآن در جايگاه مهريه

   3 - تقدم حافظان در صحنه هاى اجتماعى

   4 - اختصاص مستمرى از بيت المال

   نظر قاريان معروف جهان در مورد حفظ قرآن كريم

   1 - استاد احمد محمد بسيونى

   2 - استاد محمد محمود طبلاوى

   3 - استاد شحات محمد انور

   4 - استاد على پرهيزكار

   آ ثار حفظ قرآن

   1 - پاداش اخروى

   2 - هدايت انسان

   3 - آرامش روحى

   4 - نجات از تنهايى

   5 - فهم بهتر قرآن

   6 - تقويت حافظه

   1 - جلوگيرى از تحريف

   2 - عمل به قرآن

   3 - بهره مندى از عبادت

   1 - عبداللّه بن مسعود

   2 - جعفر بن ابى طالب

   3 - حافظان شهيد

   4 - حبيب بن مظاهر

   امتياز دانشگاه الازهر

   سخن شهيد ثانى

   اندرز آيت اللّه بروجردى

   سفارش امام خمينى

   سخنان مدير محترم حوزه ى علميه قم

   بخش سوم :روش حفظ قرآن

   شرطهاى اصلى

   1 - اشتياق قلبى

   2 - عزم و پشتكار

   3 - نظم و برنامه ريزى

   4 - آمادگى براى تكرار هميشگى

   5 - تعيين هدف

   عوامل مؤثر

   1 - نماز حفظ قرآن

   2 - ايجاد آمادگى معنوى

   3 - بهره گيرى از سحرگاهان

   4 - انتخاب مكان مناسب

   5.تمركز فكر

   6 - انتخاب نوع قرآن

   7 - آشنايى بازبان عربى

   ياد آورى

   8 - نوارهاى قرآنى

   انواع حفظ قرآن

   1 - نقطه ى شروع

   2 - كيفيت حفظ

   [كميت يا كيفيت ]

   3 - تثبيت محفوظات

   1 - قرائت در نماز

   2 - تكرار انفرادى

   3 - عرضه بر ديگران

   شيوه ى حفظ آيات همانند

   1 - تكرار

   2 - روش مقايسه

   3 - روش تناسب

   4 - روش قرداد

   بخش چهارم : گوناگون

   همگانى بودن حفظ قرآن

   1 - لطف الاهى

   2 - سخن معصومان

   3 - تجربه

   دوران كودكى

   ابن سينا

   سيد بن طاووس

   رودكى

   ابوالعيناء

   حافظ شيرازى

   ناصر خسرو

   ابن اثير جزرى

   ملك المحدثين

   انتاكى

   فرزدق

   فخرالدين عراقى

   شبلنجى

   شهاب الدين

   ابوالحسنات

   ابن اللبان

   جبرتى

   وظايف حافظ قرآن

   1 - فروتنى

   2 - حفظ اندوخته ها

   3 - پرهيز از اشتغال به كارهاى دنيوى

   4 - لزوم رو خوانى قرآن

   نكاتى چند درباره ى نونهالان

   1 - نقطه ى شروع

   2 - سرعت نبخشيدن به [حفظ]

   3 - پرداختن به بازى و تفريح

   4 - ايجاد علاقه در نو نهالان

   الف ) عوامل مؤثر پيش از ولادت

   ب ) عوامل مؤثر پس از ولادت

   اولين دوره

   دومين دوره

   سومين دوره

   چهارمين دوره

   پنجمين دوره

   ششمين دوره

   هفتمين دوره

   هشتمين دوره

   نهمين دوره

   دهمين دوره

   يازدهمين دوره

   دوازدهمين دوره

   سيزدهمين دوره

   چهاردهمين دوره

   فهرست مقالات , سخنرانى ها و مصاحبه ها درمطبوعات پيرامون حفظ قرآن كريم

   كتاب نامه ى حفظ قرآن

   منابع

 

 

سيماى حافظان نور (همراه با روش حفظ قرآن ) سيد مجتبى حسينى [و اذكرن مايتلى فى بيوتكن من آيات اللّه و الحكمة ان اللّه كان لطيفاخبيرا.
] آيـات الاهـى را كـه در خـانه هاى شما تلاوت مى شود, به خاطربسپاريد.
[ بدانيدكه ] همانا خداوند مهربان و از همه آگاه است .
احزاب / 34
پيش گفتار

قرآن بهترين و بالاترين هديه ى حضرت احديت است , كتابى كه انس با آن زندگى را زيبامى سازد و دل و جان را نشاط و آرامش مى بخشد: [الا بذكراللّه تطمئن القلوب .
] ((1))

آگاه باش كه دل ها با ياد خدا آرام مى گيرد.
در ميان كتاب هاى آسمانى , اين كتاب ويژگى هايى برجسته دارد.
حفظ يكى از اين ويژگى ها است كـه در هـيـچ ديـنـى جـز اسـلام ديـده نـمـى شـود.
حـضرت موسى با پروردگار چنين مناجات مى كرد:خداوندا, من در كتاب تورات امتى مى بينم كه انجيل شان درسينه هايشان جاى دارد و آن را از حفظ مى خوانند.
((2))

در صـدر اسـلام , تـلاوت , حفظ و تعليم و تعلم تنها به قرآن اختصاص داشت و اين كتاب همه چيز مـسـلـمـانـان بـه شـمـار مـى آمـد.
حـفظ قرآن توفيقى الاهى است كه نصيب هر كس نمى شود.
سعادت ,لياقت و همت را از سبب هاى برخوردارى از اين توفيق شمرده اند.
از آغـاز نـزول قـرآن تا كنون , قلب هاى بسيارى از انسان هاى پاك وبرجسته ظرف كلام وحى قرار گـرفـتـه , خـداوند به وسيله ى آنان كتاب خويش را از تحريف و دسيسه هاى شيطانى حفظ كرده است .
[انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .
] ((3))

همانا ما قرآن را فرو فرستاديم و ما نيز آن را نگاه خواهيم داشت .
گروهى از دانشمندان و نويسندگان نام هاى حافظان كتاب آسمانى را جمع آورى كرده , به تبيين شيوه ى زندگى و خصوصيات فردى آنان پرداخته اند.
((4))

اين كار در جاى خويش پسنديده و در خـورسـتـايـش است .
فقدان كتابى جامع و منسجم درباره ى حفظ آيات الاهى و نيز غفلت بيش تر كـتـاب هـاى مـوجـود از جنبه ى ارزشى موضوع , نويسنده را بر آن داشت تا از زاويه يى نوين به اين پـديـده بـنـگـرد و بـا هـدف تبيين روش برتر حفظ قرآن كريم و جنبه هاى ارزشى آن مجموعه يى سـودمـنـد فراهم آورد.
كتاب حاضر ره آورد تلاشى است كه در پرتو اين انگيزه تحقق يافت و ابعاد گوناگون حفظ قرآن رادر چهار فصل زير مورد بررسى قرار مى دهد: 1.
تاريخچه ى حفظ قرآن 2.
جايگاه حفظ قرآن 3.
روش حفظ قرآن 4.
نكات گوناگون در پـايـان يـادآورى اين نكته نيز سودمند است كه اين كتاب باتوجه به سطح آگاهى هاى بيش تر مـؤمـنـان بـه مـوضـوع نـگـريـسته , ازمباحث فنى و تخصصى در حدامكان دورى گزيده است .
امـيـدوارم ,اكـنـون كه به اهتمام رهبر معظم انقلاب حضرت آيت اللّه خامنه اى -دام ظله العالى - مـسـئلـه ى حـفـظ قـرآن در كشور رونقى در خور يافته ,اين تلاش ناچيز سودمند افتد و از سوى حضرت احديت پذيرفته شود.
بخش نخست :تاريخچه ى حفظقرآن

خـداونـدا, مـن در كتاب تورات امتى مى بينم كه انجيل شان در سينه هايشان جاى دارد و آن را از حفظمى خوانند.
مناجات حضرت موسى پيدايش حفظ قرآن

پـيـامـبـر اسـلام در چهل سالگى به مقام شامخ نبوت برگزيده شد وقرآن در بيست و سه سال به مـنـاسـبـت رويدادهاى مختلف بر قلب مبارك وى فرود آمد.
در اين مدت , صحابه به سفارش آن حـضرت درنگهدارى آيات الاهى مى كوشيدند.
آن ها آيات الاهى را بر پوست واستخوان هاى شانه و دنده ى حيوانات , چوب هاى درخت خرما,سنگ هاى سفيد پهن , كاغذ و پارچه مى نگاشتند ((5))

و بـراى بـرخـوردارى از پـاداش معنوى به خاطر مى سپردند.
حفظ آيات الاهى نخستين گام در راه نـگاهبانى از قرآن به شمار مى آمد, زيرا از يك سوخط آن روز كوفى بود و به سبب نداشتن نقطه و اعـراب بـه شـكـل هـاى مختلف خوانده مى شد, و از سوى ديگر, تقريبا همه ى مردم بى سوادبودند وتنهاباحفظقرآن مى توانستندعشق خودبه كتاب خداوندراآشكارسازند.
هنگامى كه پيامبر اكرم (ص ) در غار [حرا] به سر مى برد,فرشته يى در برابرش حضور يافت و گفت : بـخـوان .
پيامبر فرمود:خواندن نمى دانم .
آن گاه بى هوش شد.
وقتى حضرت به هوش آمد,فرشته گفت : [اقراء باسم ربك الذى خلق ....] ((6))

امـام صـادق (ع ) فـرمـود: بـسـم اللّه الرحمن الرحيم .
اقراء باسم ربك ...
,اولين آياتى است كه بر نبى اكرم (ص ) نازل شد.
((7))

اولـيـن مـرحـلـه , مـرحـلـه ى قـرائت و به خاطر سپارى است ومرحله ى كتابت بعد از آن تحقق يـافـت .
((8))

از ايـن رو, آيـه هاى آغازين قرآن از [اقراء] سخن مى گويد و مراد از آن حفظ آيات در سينه ها است .
اكنون اين مسئله را در موارد مختلف زير مورد بررسى قرار مى دهيم : اصطلاح حافظ در صدر اسلام

واژه ى [حفظ] در زبان عرب در دو معنا به كار رفته است :
الف ) نگهدارى و نگهبانى ب ) به خاطر سپردن (ضد فراموشى ) ((9))

در قرآن مجيد, اين واژه و مشتقاتش تنها در معناى اول به كاررفته است .
[حافظ] اسم فاعل است و در اصـطـلاح عـلـوم قـرآنـى , بـه كـسـى مى گويند كه همه ى قرآن را با تجويد و ترتيل و به كار بـردن قـرائت قابل قبول قرآن شناسان به خاطر سپرده باشد.
همچنين به كسى كه بر سنن رسول اكـرم (ص ) احـاطـه داشـتـه , موارد اتفاق واختلاف آن را بداند و به احوال راويان و طبقات مشايخ آگاهى كامل داشته باشد, حافظ مى گويند.
((10))

برخى تعداد آن را نيز معين كرده اند و گفته اند بايد فرد صدهزار حديث با سند از حفظ باشد تا اين واژه بر او اطلاق شود.
((11))

در صدر اسلام , به خـاطـر سپارندگان قرآن را [حافظ] نمى خواندند و با واژه هايى چون [جماع القرآن ], [قراءالقرآن ], [حملة القرآن ] و [الماهر فى القرآن ] از آنان ياد مى كردند.
((12))

واژه ى حافظ پس از قرن اول يا نيمه ى دوم قرن هجرى ((13))

دراين معنا به كار گرفته شد.
البته واژه ها و تركيب هاى ياد شده در سراسر روزگار پيامبراسلام (ص ) به معناى كسى كه همه ى مـتـن قـرآن را بـه خاطر سپرده ,نبوده و پس از رحلت رسول اكرم (ص )چنين معنايى يافته است .
درزمان آن حضرت , از حافظ بخشى از كتاب خدا نيز با اين عبارت ها يادمى كردند.
((14))

اولين حافظ قرآن

حفظ آيات الاهى , از نخستين روزهاى نزول وحى آغاز شد.
پيامبر اسلام (ص ) نخستين حافظ قرآن بـه شـمـار مـى رفـت و بـراى فـراگـرفـتن و حفظ آن بسيار مى كوشيد.
آن حضرت همراه پيك وحى زبانش را حركت مى داد و شتاب مى كرد تا آنچه مى شنود فراموش نكند.
مرحوم طبرسى در شان نزول آيه ى [لاتحرك به لسانك لتعجل به .
ان عليناجمعه و قرءانه .
,] ((15))

[ اى رسـول ما ] در حال وحى , شتابان زبان به قرائت قرآن بگشاى كه ما خود آن را جمع كرده , [ در سـيـنـه ات ]نگاه مى داريم و بر تو مى خوانيم .
از ابن عباس چنين نقل مى كند:پيامبر اكرم (ص ) به سـبـب عـشـق شـديـدى كـه بـه دريافت و حفظ قرآن داشت هنگامى كه پيك وحى آيات را بر او مـى خـوانـد, همراه وى زبانش را حركت مى داد و شتاب مى ورزيد تا آنچه مى شنود فراموش نكند.
خـداونـد او را از ايـن كـار بـازداشـت و فرمود: ما آن را برايت جمع مى كنيم .
((16))

حضرت براى اطـمـيـنان كامل از محفوظات خويش آن هارا بر فرشته ى وحى عرضه مى كرد.
در روايات متعدد چـنـان مـى خوانيم كه پيامبراسلام (ص ) در ماه رمضان هر سال قرآن را, تا آن جا كه نازل شده بود, بـاجـبـرئيل مقابله و تكرار مى كرد, و در واپسين سال زندگى اش , بر خلاف گذشته , اين مقابله و تكرار را دو بار به انجام رساند.
((17))

اهتمام صحابه به حفظ قرآن

پـيـامبر اسلام (ص ) در نماز و هر فرصتى كه پيش مى آمد قرآن را باصداى بلند مى خواند و صحابه نيز همراه وى به فراگيرى و حفظ آن مى پرداختند.
وقتى صحابه آيه يا سوره يى را از رسول خدا مى شنيدند, چندين بار به حضرت مراجعه كرده , آنچه به خاطر سپرده بودند بر وى عرضه مى داشتند تا كيفيت حفظ را تاييد و تقرير كند.
((18))

به تدريج اهتمام برخى از صحابه در به خاطر سپردن آيات چنان فزونى يافت كه گروهى به حافظ و قـارى قـرآن شـهـرت يـافتند.
((19))

سيوطى در اين زمينه مى نويسد: چند تن از صحابه , كه به تـعـلـيم قرائت قرآن و حفظ آن شهرت داشتند, عبارتند از: على (ع ), عثمان , ابى بن كعب , زيد بن ثابت , ابوالدرداء, عبداللّه بن مسعود و ابوموسى اشعرى .
((20))

در اين عصر, زنان نيز پا به پاى مردان در عرصه ى قرائت و حفظقرآن كريم مى كوشيدند, چنان كه نـام هاى برخى زنان پيامبراسلام (ص ) چون عائشه , ام سلمه و حفصه و نيز ام ورقه بنت عبداللّه بن حارث ((21))

در ميان طبقات قاريان و حافظان به چشم مى خورد.
قرآنى كه اكنون در اختيار ما است , در پرتو فداكارى و تلاش صحابه در نگهدارى آيات چنين كامل مـانـده اسـت .
عبادة بن صامت مى گويد: پيامبر(ص ) هر مرد مهاجر را به يكى از ما مى سپرد, تا به وى قرآن بياموزيم .
در مسجد پيامبر(ص ) صداى تلاوت قرآن چنان بلندبود كه حضرت دستور داد صـداهـا را پـايـيـن آورنـد تـا مـوجـب اشتباه نگردد.
((22))

گاه اهتمام در حفظ قرآن چنان بالا مـى گـرفت كه براى اسقاط و ثبت يك حرف ميان صحابه نزاع و درگيرى پيش مى آمد.
درجمع عـثمانى (جمع دوم ) مى خواستند آيه ى [و الذين يكنزون الذهب و الفضة ] ((23))

را بدون [واو] در مـصـحـف ثـبـت كـنـنـد.
صـحابه مانع شدند و ابى بن كعب سوگند ياد كرد اگر [واو] را اسقاط كـنـنـد,شمشير مى كشد و با آنان مى جنگد.
سر انجام [واو] را ثبت كردند.
((24))

در زمان خلافت خليفه ى دوم روزى خليفه عبارت [...
والذين اتبعوهم باحسان ] ((25))

را بدون [واو] عطف خواند.
صحابه به رويارويى با وى پرداختند و او ناگزير آيه را با [واو] تلاوت كرد.
((26))

شمار حافظان قرآن در عصر رسول خدا(ص )

در زمـان رسـول خـدا, حافظان قرآن بسيار بودند.
شمار دقيق اين افراد در جايى ثبت نشده است , ولـى نـام بـرخـى از آنـان در مـنـابـع تـاريـخـى ديده مى شود.
بر اساس نقل تاريخ نگاران , در بئر مـؤنـه ((27))

حـدود هـفـتـاد تن و در جنگ يمامه ((28))

نيز همين تعداد حافظ قرآن به شهادت رسيدند ((29))

نام گروهى از حافظان صدر اسلام چنين است : الف ) حافظان مهاجر على (ع ),ابوبكر, عمر, عثمان , طلحة بن عبيداللّه , سعد بن ابى وقاص , عبداللّه بن مسعود, حذيفة بن يمان , سالم مولى ابى حذيفه ,ابوهريره , عبداللّه بن سائب , عبداللّه بن عباس , عبداللّه بن عمر,عبداللّه بـن عـمـرو بـن عـاص , عبداللّه بن زبير, تميم بن اوس , عقبة بن عامر, عمرو بن عاص و ابوموسى اشعرى .
ب ) حافظان انصار ابـى بن كعب , معاذ بن جبل , ابوحليم معاذ, زيد بن ثابت , سعدبن عبيد, مجمع بن جارية , انس بن مـالـك , ابوزيد بن قيس بن السكن ,عبادة بن صامت , ابوايوب , ابوالدرداء, فضالة بن عبيد و مسلمة بن مخلد.
ج ) حافظان زن عائشه , حفصه , ام سلمة و ام ورقه .
د) حافظان مشهور عصر نبوى على (ع ), ابى بن كعب , ابوالدرداء, معاذبن جبل , زيدبن ثابت ,عبداللّه بن مسعود, عثمان و ابوموسى اشـعـرى در شـمـار حـافـظـان مـشهور روزگار رسول خدا(ع ) جاى داشتند.
((30))

شاعرى نام گروهى از حافظان زمان پيامبر(ص ) را اين گونه به شعر در آورده است : لقد حفظ القرآن فى عهد احمد على و عثمان و زيد بن ثابت ابى , ابو زيد, معاذ و خالد تميم , ابو الدرداء و ابن لصامت ((31))

نا گفته پيداست كه در اين بخش تنها نام هاى حافظان كل قرآن مجيد ثبت شده است , زيرا در آن عصر شمار كسانى كه سوره يا آياتى از قرآن را به خاطر نسپرده باشند, بسيار اندك بود.
((32))

قدرت حافظه ى عرب

حـافـظـه ى قوى و حفظ سريع مطالب , نعمتى الاهى است كه عرب عصر جاهليت از آن برخوردار بود.
عرب آن روزگار در تيزهوشى , حافظه , صفاى طبع و سرعت انتقال ضرب المثل بود,زيراآنان بـه شـعـر وقـبيله ى خود عشق مى ورزيدند و قصيده هاى بلند وسلسله نسب هاى طولانى خود را حـفـظ مـى كـردنـد.
سـرعت حفظ وقدرت ذهن از ويژگى هاى بارز آنان شمرده مى شد.
روايات تـاريـخى وحتى افسانه هاى بازمانده از آن روزگار نيز بر اين امر تاكيد دارد, براى نمونه در تفسير نـوين چنين مى خوانيم : اصمعى قصيده ى صد بيتى رابا يك بار شنيدن به خاطر مى سپرد.
پسرش نـاگزير بود دو بار بشنود وغلامش سه بار.
وقتى شاعرى براى دريافت جائزه نزد خليفه قصيده يى مـى خـوانـد, اصـمعى مى گفت : قصيده از آن ديگرى است ومن آن را به خاطر سپرده ام .
آن گاه تـمـامـى آن را مـى خواند و مى گفت :پسرم نيز حفظ كرده است .
پسر كه دوبار شعر را شنيده بود, بـى درنـگ مـى خـواند.
سپس اصمعى مى گفت : غلامم نيز آن را مى داند.
آن گاه اونيز, قصيده را مى خواند و شاعر بى چاره سرگردان , تهيدست وشرمسار باز مى گشت .
((33))

از اين شگفت انگيزتر داستان مردى ژنده پوش است كه در بارگاه عمر بن عبدالعزيز به بزم شاعران گـام نـهـاد.
وقـتى خواستند بيرونش كنند, گفت : شايد من نيز از شعر آگاه باشم .
گفتند: پس بخوان .
او تمام انواع شعر را شمرد و پرسيد: از كدام نوع بخوانم ؟