|
|
يكى از بايستههاى علوم قرآنى، تغيير ساختار متون قديمى به متون آموزشى است. اكنون كه چاپ سوم «درسنامه علوم قرآنى» در فاصلهاى كمتر از يك سال انتشار مىيابد و بااستقبال گسترده و دور انتظار از چاپهاى اول و دوم - با توجه به تيراژ بالاى آن - و نيز انتخاب آن به عنوان متن درسى از سوى برخى از مراكز حوزوى و استادان دانشگاهى مواجه گشته است، صادقانه بايد اذعان نمود كه گرچه در راه تدوين متنى آموزشى «درسنامه» گامنخست را برداشته است اما هرگز ادعايى در ارائه مباحث علوم قرآنى - آنگونه كه شايسته و بايسته است - نداشته و ندارد.
اين كوچكترين اقدام كه به فضل الهى مورد عنايت و توجه قرارگرفته است، همتى بلند مىطلبد تا به مدد و يارى قرآن پژوهان و از رهگذر تذكرات و راهنمايىهاى صاحب نظران، چه از نظر شكلى و چه از جهت محتوايى گام به گام به هدف خويش نزديكتر شود.
از آنجا كه كتاب حاضر متناسب با سه واحد درسى تنظيم شده است و باعنايت به دوواحدىبودن اين درس در برخى از مراكز و توصيه مسؤول محترم مركز انتشارات دفترتبليغات اسلامى، انشاء الله در آينده «درسنامه» در دو مجموعه مستقل متناسب با يكواحد و دو واحد نيز تنظيم خواهد شد. در حال حاضر توصيه مىشود در صورتى كه درس دو واحدى است قسمتهاى زير حذف گردد:
1. بخش اول كتاب به استثناى فصل اول و دوم.
2. بخش پنجم به استثناى فصل چهارم.
3. بخش ششم به استثناى فصل سوم.
4. فصل اول از بخش هفتم.
5. فصلهاى اول، دوم، پنجم و هفتم از بخش هشتم.
برخود لازم مىدانم كه از تمامى دستاندركاران محترم انتشارات دفتر تبليغات اسلامى بويژه مسؤول آن، حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمد كاظم شمس تقدير و تشكرنمايم.
و الحمد لله
حسين جوان آراسته
ارديبهشت 1378 / محرم الحرام 1420
ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم (1) ; قطعا اين «قرآن» به [آيينى] كه خود پايدارتر است راهمىنمايد.
نقش «قرآن» چون در اين عالم نشست نقشهاى پاپ و كاهن را شكست فاش گويم آنچه در دل مضمر است اين كتابى نيست چيز ديگر است چون به جان در رفت جان ديگر شود جان كه ديگر شد جهان ديگر شود همچو حق پنهان و هم پيداست اين زنده و پاينده و گوياست اين اندر او تدبيرهاى غرب و شرق قدرت انديشه پيدا كن چو برق (2)
قرآن معتبرترين منبع معارف اسلام و معجزه جاودان رسول گرامى است; تنها كتاب آسمانى است كه از تحريف مصون مانده و بشر از آوردن حتى سورهاى كوچك همانند آن عاجز است. سراسر نور و روشنايى است; وانزلنا اليكم نورا مبينا (3) . ضامن سعادت و سرچشمه هدايت انسان است; كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور (4) . سرتاسر شفا و رحمت است; وننزل من القرآن ماهو شفاء ورحمة للمؤمنين (5) . حقيقتى است تابناك كه از سوى خداوند فرودآمده; وبالحق انزلناه وبالحق نزل (6) . و مصونيت آن آشكارا تضمين گشتهاست; انا نحن نزلنا الذكر وانا له لحافظون (7) . بيانگر همه بايدها و نبايدها، و گشاينده گرههاست; ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شىء (8) . قرآن، در واقعيتخويش در چنان بلندايى جاى گرفته است كه خداى بزرگ، از آن به قرآن عظيم (9) يادمىكند، و ثقيل (10) بودن آن را به پيامبر خويش يادآور مىشود. شگفت آن كه اين شجره طيبه با همه ناپيدايى ژرفاى آن، زيباترين سخن است; الله نزل احسن الحديث... (11) . آن چنان زيباست كه بازخوانىهاى پىدرپى آن، از حلاوت و جذابيت آن نمىكاهد، و انسان مادى را در جهانى از معنويت و جاودانگى به پرواز درمىآورد و سيماى زندگى پاكيزه را به او مىنماياند.
در سايه پربركت اين امانت مقدس و در پرتو عمل به قوانين و دستورهاى حياتبخش آن، جامعه اسلامى توانست در مدتى اندك، نيمى از جهان را به تسخير خود درآورد و دورانطلايى و شگفتانگيز تمدن بشرى در آن روز را بنيان نهد. تنها به بركت «قرآن» بود كه تاريخ تمدن اسلامى، يكى از شكوهمندترين و افتخارآميزترين مراحل تاريخ تمدن بشر نامگرفت.
تا آن زمان كه اين مشعل فروزان هدايت فرا راه جامعه اسلامى قرار داشت، سيادت و عظمت، قدرت و شوكت و همه ارزشهاى والاى انسانى در اختيار مسلمانان بود و از آنهنگام كه «قرآن» از صحنه زندگى مسلمانان، آهسته آهسته كنار زده شد عزت و عظمت و اقتدار آنان نيز رو به افول نهاد. بدون شك علت اساسى انحطاط و عقبماندگى مسلمانان را بايد در پشت كردن آنان به «قرآن» جستوجو كرد. اگر اين كتاب مقدس و اين گنجينه عظيم و گرانبها در اختيار دشمنان ما بود، بيشترين بهره را از آن مىبردند.
متاسفانه آشنايى و آگاهى ما مسلمانان و حتى بسيارى از تحصيلكردگان ما از قرآن اندك و ناچيز است، و قرآن آن گونه كه شايسته آن است، جايگاه خويش را در ميان جوامعاسلامى پيدا نكرده است. البته پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى به رهبرى امام خمينى(قدس سره)، كه خود معلم و مفسر بزرگ قرآن بود، قرآن درخششى ديگر يافت و آهنگ گرايش به قرآن و معارف آن به گونهاى فراگير در ميان عموم مسلمانان، به ويژه جوانان، آغازشد.
در جهان آشوبزده كنونى كه ارزشها در ميان هياهوى دنياطلبان و بمباران تبليغات مسموم آنان به فراموشى سپرده شده، خلا معنويت، بيش از هر زمان ديگر رخ نموده و موجبات عصيان و انزجار از زندگى سرد، بىروح و بىپشتوانه كنونى را فراهم كرده است. از اين رو براى ما مسلمانان، بيش از هر زمان ديگر، ضرورت حاكمنمودن فرهنگ وحيانى در متن زندگى فردى، اجتماعى و سياسى احساس مىشود. به فرموده پيامبر اكرم(ص):
اذا التبست عليكم الفت