فهرست

فصل اول

تكبر و استكبار

بلاى بزرگ در طول تاريخ بشر

نتيجه نهايى

تكبر در روايات اسلامى

 

نكته‏ها

1- تعريف و حقيقت تكبر

2- شاخه‏هاى تكبر

3- تكبر در برابر چه كسى؟

4- انگيزه‏هاى تكبر

5- ريشه‏يابى تكبر

6- آثار و نشانه‏ها

7- مفاسد و پيامدهاى تكبر و استكبار

1 - نخستين مفسده آن كه از همه خطرناك‏تر است آلودگى به شرك و كفر است

2- محروم شدن از علم و دانش

3- تكبر سرچشمه اصلى بسيارى از گناهان است

4- تكبر مايه تنفر و پراكندگى مردم است

5- تكبر سبب از دست دادن امكانات زندگى است

8- درمان تكبر

9- آزمايشهاى درمانى!

فصل دوم

تواضع و فروتنى

تواضع و فروتنى در روايات اسلامى

1- تعريف تواضع

2- تواضع و كرامت انسان!

فصل سوم و چهارم

حرص و قناعت

حرص، آفت‏بزرگ خوشبختى

1- تعريف حرص

2- آثار شوم حرص در زندگى فردى و اجتماعى بشر

3- غناى درون!

4- حرص مذموم و ممدوح

5- طرق درمان «حرص‏»

6- رفع يك اشتباه

فصل پنجم

حب دنيا

دنياپرستى در احاديث اسلامى

دنياى مطلوب و دنياى مذموم

فصل ششم

حسد

آتش سوزان حسد

حسد در روايات اسلامى

چند مساله مهم

1- مفهوم «حسد» و تفاوت آن با «غبطه‏»

2- انگيزه‏هاى حسد

3- نشانه‏هاى حسد

4- پيامدها و آثار سوء حسد

5- مراتب حسد

6- درمان حسد

7- نصح و خيرخواهى

فصل هفتم

غرور و خودبينى

1- مفهوم غرور

غرور در قرآن مجيد

نكوهش غرور در روايات اسلامى

2- اسباب غرور

3- علايم و نشانه‏هاى غرور

4- آثار و پيامدهاى فردى و اجتماعى غرور

5- طرق درمان غرور

فصل هشتم

آرزوهاى دراز!

سرچشمه غفلت

طول امل در روايات اسلامى

آثار و پيامدهاى طول امل

1- طول امل سرچشمه بسيارى از گناهان

2- طول امل يكى از اسباب مهم قساوت قلب

3- طول امل سبب نسيان اجل

4- زندگى پررنج محصول ديگرى از طول امل

5- طول امل و زندگى ذلت‏بار

6- محروميت از نعمتها

7- طول امل و محروم بودن از درك حقايق

8- طول امل سبب كفران نعمت است

اسباب و انگيزه‏هاى طول امل

درمان طول امل

آرزوهاى مثبت و سازنده

فصل نهم

تعصب و لجاج

برنامه عمومى اقوام منحرف!

تعصب و لجاجت در احاديث اسلامى

1- مفهوم تعصب و انگيزه‏هاى آن

2- آثار و پيامدهاى منفى تعصب و لجاجت

3- تعصب مذموم و ممدوح

4- تقليد سازنده و كوركورانه

5- طرق درمان

6- تسليم در برابر حق

فصل دهم و يازدهم

جبن و شجاعت

پيامبران خدا ترسو نيستند

جبن و ترس در روايات اسلامى

1- ترس معقول و نامعقول

2- آثار منفى جبن و ترس در زندگى فردى و اجتماعى

3- ريشه‏هاى جبن

4- طرق درمان و پيشگيرى

5- آثار شجاعت در زندگى انسانها

فصل دوازدهم و سيزدهم

خودباختگى و توكل بر خدا

بازتاب توكل در زندگى پيامبران

«توكل‏» در احاديث اسلامى

1- حقيقت توكل

2- آثار و پيامدهاى توكل

3- اسباب توكل

4- درجات توكل

5 - راه‏هاى رسيدن به توكل

فصل چهاردهم

شهوت‏پرستى و عفاف

بلاى شهوت‏پرستى در طول تاريخ

شهوت پرستى در روايات اسلامى

پيامدهاى شهوت‏پرستى در كلام امير مؤمنان على عليه السلام

آثار زيانبار شهوت پرستى

1-آلودگى به گناه

2-فساد عقل

3-تضعيف شخصيت اجتماعى انسان

4-اسارت نفس

5-رسوايى و بى‏آبرويى

عوامل و اسباب شهوت پرستى

1-ضعف ايمان

2-بى اعتنايى به حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى

3-غفلت و بى‏خبرى

4-معاشرت‏هاى نامناسب و محيطهاى آلوده

راه‏هاى درمان شهوت پرستى

الف-راه علمى

ب-راه عملى

شكم پرستى و شهوت جنسى

فصل پانزدهم

عفت، فضيلت‏بزرگ اخلاقى

نيازمندان آبرومند

عفت، صفت‏بارز يك مؤمن

عفت، كليد نجات

عفت در روايات اسلامى

راه‏هاى پيشگيرى از بى عفتى

1- حجاب و ترك خودآرايى در انظار عموم

2- عدم اختلاط زن و مرد

3- مطبوعات و رسانه‏هاى تصويرى

فصل شانزدهم

غفلت و بى‏خبرى

«غفلت‏»سرچشمه اصلى بدبختى‏ها

«غفلت‏»در اخبار اسلامى

نكات مهمى درباره غفلت

1- عوامل غفلت

الف- جهل و نادانى

ب- غرور و خودبينى

ج- مستى نعمت

د- عافيت و سلامت جسمانى

ه- آرزوهاى دراز

2- عواقب شوم غفلت

الف: غفلت مايه قساوت قلب

ب- غفلت و مرگ قلب

ج- غفلت و فساد اعمال

د- غفلت و دورى از خدا

ه- غفلت و هلاكت انسان

3-نشانه‏هاى غفلت

4- راه‏هاى زدودن غفلت

1- عبرت از تاريخ

2- استمرار و دوام ذكر

3- نماز با حضور قلب

4- تفكر و انديشه

5- تغيير محيط

يقظه و بيدارى

تغافل مثبت

تغافل در بيان معصومين عليهم السلام

فصل هفدهم

بخل و امساك

سرنوشت ‏بخيلان

بخل در آينه روايات اسلامى

ريشه و نشانه‏هاى بخل

آثار و پيامدهاى بخل

درجات بخل

پيشگيرى و درمان بخل

فصل هیجدهم

جود و سخاوت

چهره سخاوتمندان در قرآن

سخاوت در منابع حديث

آثار و پيامدهاى سخاوت

محدوده سخاوت

راه‏هاى كسب سخاوت

فصل نوزدهم

عجله و شتاب

عجله و شتاب در روايات اسلامى

چند نكته مهم

1-مفهوم عجله و شتابزدگى

2-سرعت گرفتن در خيرات

پيامدهاى شوم عجله و شتابزدگى

1-اتلاف وقت و نيرو

2-ياس و نااميدى

3-ندامت و پشيمانى

4-هجوم اندوه و غصه

5-فزونى لغزش‏ها

6-فزونى خطاها

ريشه‏هاى اين خوى ناپسند

1-هواپرستى

2-حب و وابستگى به دنيا

3-كمى ظرفيت و سعه صدر

4-جهل و نادانى

راه‏هاى درمان

فصل بيستم

صبر و شكيبايى

الگوهاى صبر و اسطوره‏هاى مقاومت

صبر در احاديث اسلامى

آثار و پيامدهاى صبر

شاخه‏هاى صبر

انگيزه‏هاى صبر و شكيبايى

جزع و بى‏تابى

درمان جزع و ناشكيبايى

فرق جزع و احساسات معقول

 

 


 

فصل اول

تكبر و استكبار

اشاره

نخستين صفت از صفات رذيله كه در داستان انبياء و آغاز خلقت انسان به چشم مى‏خورد و اتفاقا به اعتقاد بسيارى از علماى اخلاق، ام المفاسد و مادر همه رذايل اخلاقى و ريشه تمام بدبختيها و صفات زشت انسانى است، تكبر و استكبار مى‏باشد كه در داستان شيطان به هنگام آفرينش آدم(ع) و امر به سجود فرشتگان و همچنين ابليس براى او آمده است.

داستانى است‏بسيار تكان دهنده و عبرت انگيز، داستانى است‏بسيار روشنگر و هشدار دهنده، براى همه افراد و همه جوامع انسانى.

قابل توجه اينكه پيامدهاى سوء تكبر و استكبار نه تنها در داستان آفرينش آدم ديده مى‏شود كه در تمام طول تاريخ انبياء - طبق آياتى كه خواهد آمد - نيز نقش بسيار مخرب آن آشكار است.

امروز نيز در جوامع انسانى مساله استكبار، سخن اول را در مفاسد جهانى و نابسامانى‏هاى اجتماعى بشر مى‏زند و بلاى بزرگ بشريت در عصر ما نيز همين استكبار است كه بدبختانه همه در آتش آن مى‏سوزند و فرياد مى‏كشند، ولى كمتر كسى در فكر چاره است!

با اين اشاره به قرآن مجيد بازمى‏گرديم و آيات قرآن را در اين زمينه مرور مى‏كنيم، از آيات مربوط به آدم گرفته تا خاتم مورد بحث و بررسى قرار مى‏دهيم.

1- و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابى واستكبر و كان من الكافرين (سوره‏بقره،آيه‏34)

2- قال فاهبط منها فما يكون لك ان تتكبر فيها فاخرج انك من الصاغرين (سوره‏اعراف،آيه‏13)

3- وانى كلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم فى آذانهم واستغشوا ثيابهم و اصروا واستكبروا استكبارا (سوره‏نوح،آيه‏7)

4- فاما عاد فاستكبروا فى الارض بغير الحق و قالوا من اشد منا قوة اولم يروا ان الله الذى خلقهم هو اشد منهم قوة و كانوا بآياتنا يجحدون (سوره‏فصلت،آيه‏15)

5- قال الملا الذين استكبروا من قومه لنخرجنك يا شعيب و الذين آمنوا معك من قريتنا او لتعودن فى ملتنا قال اولو كنا كارهين (سوره‏اعراف، آيه‏88)

6- و قارون و فرعون و هامان و لقد جائهم موسى بالبينات فاستكبروا فى الارض و ما كانوا سابقين (سوره‏عنكبوت،آيه‏39)

7- لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود والذين اشركوا و لتجدن اقربهم مودة للذين آمنوا الذين قالوا انا نصارى ذلك بان منهم قسيسين و رهبانا و انهم لايستكبرون (سوره‏مائده، آيه‏82)

8- ثم عبس و بسر × ثم ادبر واستكبر × فقال ان هذا الا سحر يؤثر (سوره‏مدثر،آيه‏22تا24)

9- الذين يجادلون فى آيات الله بغير سلطان اتاهم كبر مقتا عندالله و عند الذين آمنوا كذلك يطبع الله على كل قلب متكبر جبار (سوره‏مؤمن،آيه‏35)

10- قيل ادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فبئس مثوى المتكبرين (سوره‏زمر،آيه‏72)

11- ساصرف عن آياتى الذين يتكبرون فى الارض بغير الحق و ان يروا كل آية لايؤمنوا بها و ان يروا سبيل الرشد لايتخذوه سبيلا و ان يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا ذلك بانهم كذبوا بآياتنا و كانوا عنها غافلين (سوره‏اعراف،آيه‏146)

12- لاجرم ان الله يعلم ما يسرون و ما يعلنون انه لايحب المستكبرين (سوره‏نحل،آيه‏23)

13- لن يستنكف المسيح ان يكون عبدا لله و لا الملائكة المقربون و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم الله جميعا × فاما الذين آمنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم و يزيدهم من فضله و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم عذابا اليما و لايجدون لهم من دون الله وليا و لا نصيرا (سوره‏نساء،آيه‏172-173)

14- ان الذين كذبوا بآياتنا واستكبروا عنها لاتفتح لهم ابواب السماء و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط و كذلك نجزى المجرمين (اعراف، 40)

ترجمه

1- و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند، جز ابليس كه سر باز زد و تكبر ورزيد (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد!

2- گفت: «از آن(مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حق ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبر كنى! بيرون رو كه تو از افراد پست و كوچكى!

3- (در داستان نوح آمده است): «و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده و لباسهايشان را بر خود پيچيدند و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدت استكبار كردند»!

4- (در مورد قوم عاد مى‏خوانيم): «اما قوم عاد بناحق در زمين تكبر ورزيدند و گفتند: «چه كسى از ما نيرومندتر است؟! آيا نمى‏دانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آنها قويتر است؟ و (به خاطر اين پندار) پيوسته آيات ما را انكار مى‏كردند!»

5- (در داستان شعيب آمده است): «اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: «اى شعيب‏» به يقين تو و كسانى را كه به تو ايمان آورده‏اند از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد يا به آيين ما بازگرديد!» گفت: «آيا (مى‏خواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه ما مايل نباشيم؟!»

6- (در داستان موسى(ع) آمده است): «و «قارون و فرعون‏» و «هامان‏» را نيز هلاك كرديم، موسى با دلايل روشن به سراغشان آمد، اما آنان در زمين برترى‏جويى كردند، ولى نتوانستند بر خدا پيشى گيرند!»

7- (و در باره مسلمانان و عصر پيامبر(ص) مى‏خوانيم): «بطور مسلم، دشمن‏ترين مردم نسبت‏به مؤمنان را يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏يابى كه مى‏گويند «ما نصارى هستيم‏» اين به خاطر آن است كه در ميان آنها افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبر نمى‏ورزند».

8- بعد چهره در هم كشيد و عجولانه دست‏به كارشد - سپس پشت (به حق) كرد و تكبر ورزيد - و سرانجام گفت: (اين قرآن) چيزى جز افسون و سحرى همچون سحرهاى پيشينيان نيست!

9- همانها كه در آيات خدا بى آنكه دليلى براى آنها آمده باشد به مجادله برمى‏خيزند (اين كارشان) خشم عظيمى نزد خداوند و نزد آنان كه ايمان آورده‏اند بار مى‏آورد، اين گونه خداوند بر دل هر متكبر جبارى مهر مى‏نهد!»

10- به آنان گفته مى‏شود: «از درهاى جهنم وارد شويد جاودانه در آن بمانيد، چه بد جايگاهى است جايگاه متكبران!»

11- به زودى كسانى را كه در روى زمين بناحق تكبر مى‏ورزند از (ايمان به) آيات خود منصرف مى‏سازم! آنها چنانند كه اگر هر آيه و نشانه‏اى را ببينند به آن ايمان نمى‏آورند، اگر راه هدايت را ببينند آن را راه خود انتخاب نمى‏كنند و اگر طريق گمراهى را ببينند آن را راه خود انتخاب مى‏كنند! (همه اينها) به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند!

12- قطعا خداوند از آنچه پنهان مى‏دارند و آنچه آشكار مى‏سازند با خبر است، او مستكبران را دوست نمى‏دارد!

13- هرگز مسيح از اين ابا نداشت كه بنده خدا باشد و نه فرشتگان مقرب او (از اين ابا دارند) و آنها كه از عبوديت و بندگى او روى برتابند و تكبر كنند به زودى همه آنها را(در قيامت) نزد خود جمع خواهدكرد; اما آنها كه ايمان آوردندو اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را به طور كامل خواهد داد و از فضل و بخشش خود بر آنها خواهد افزود و آنها را كه ابا كردند و تكبر ورزيدند مجازات دردناكى خواهد كرد و براى خود غير از خدا سرپرست و ياورى نخواهند يافت!

14- كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبر ورزيدند(هرگز) درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى‏شود و(هيچگاه) داخل بهشت نخواهد شد مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! اين گونه گنهكاران را جزا مى‏دهيم!

تفسير و جمع‏بندى

 

بلاى بزرگ در طول تاريخ بشر

 

آيات قرآن مجيد مملو است از بيان مفاسد استكبار و بدبختى‏هاى ناشى از تكبر و مشكلاتى است كه در طول تاريخ بشر از اين صفت مذموم در جوامع انسانى به وجود آمده، تاثير اين صفت رذيله در پيشرفت و تكامل انسان در جهات معنوى و مادى بر هيچ كس پوشيده نيست و آنچه در آيات بالا آمده در واقع گلچينى از آيات ناظر به اين موضوع است.

در آيه اول و دوم سخن از ابليس و داستان معروف او به ميان آمده، در آن هنگام كه خداوند به همه فرشتگان دستور داد كه به خاطر عظمت آفرينش آدم(ع) سجده كنند - و ابليس در آن زمان به خاطر مقام والايش در صف فرشتگان جاى گرفته بود - همگى سجده كردند جز ابليس كه در برابر اين فرمان خدا سرپيچى كرد و استكبار ورزيد و از كافران شد، و به دنبال اين سرپيچى صريح و آشكار و حتى آميخته به اعتراض نسبت‏به اصل فرمان خدا، فرمود از آن مقام و مرتبت فرود آى! تو حق ندارى در آن جايگاه تكبر كنى! بيرون رو كه از افراد پست و حقير خواهى بود. (و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابى واستكبر و كان من الكافرين... قال فاهبط منها فما يكون لك ان تتكبر فيها فاخرج انك من الصاغرين) (1)

در حقيقت اين نخستين گناهى است كه در جهان به وقوع پيوست، گناهى كه سبب شد فردى همچون ابليس كه ساليان دراز - و به تعبير امير مؤمنان على(ع) در خطبه قاصعه شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود - به خاطر تكبر يك ساعت تمام اعمال و عبادات او بر باد رفت(و از آن مقام والا كه همنشين با فرشتگان و مقام قرب خدا بود يكباره سقوط نمود).

(اذ احبط عمله الطويل و جهده الجهيد، و كان قد عبدالله ستة آلاف سنة... عن كبر ساعة واحدة) (2)

در اين داستان عبرت‏انگيز نكات بسيار مهمى در باره خطرات تكبر نهفته شده و از آن به خوبى استفاده مى‏شود ككه اين صفت رذيله ممكن است‏سرانجام به كفر و بى‏ايمانى منتهى گردد، چنانكه در آيات بالا آمده بود ابى واستكبر و كان من الكافرين. (3)

همچنين اين داستان نشان مى‏دهد كه ابليس به خاطر حجاب خطرناك كبر و غرور از واضحترين مسائل بى‏خبر ماند، چرا كه هنگامى كه زبان به اعراض در برابر خداوند سبحان گشود عرض كرد: قال لم اكن لاسجد لبشر خلقته من صلصال من حما مسنون; «گفت: من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بد بويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد»! (4)

در حالى كه پر واضح است كه شرف آدم به خاطر آفري