
فهرست
زير نظر: استاد محقق .
آية اللّه مكارم شيرازى .
برگزيده تفسير نمونه .
جلد چهارم .
تحقيق و تنظيم :.
احمد ـ على بابائى .
تفسير سوره هاى : سبا ـ فاطر ـ يس ـ صافات ـ ص ـ زمر ـ مؤمن فصلت ـ شورى ـ زخرف ـ
دخان ـ جاثيه ـ احقاف ـ محمد ـ فتح حجرات ـ ق ـ ذاريات ـ طور ـ نجم .
پيشگفتار.
برگزيده تفسيرنمونه ! .
بـزرگترين سرمايه ما مسلمانان قرآن مجيد است معارف , احكام , برنامه زندگى , سياست
اسلامى , راه به سوى قرب خدا, همه و همه را در اين كتاب بزرگ آسمانى مى يابيم .
بنابراين , وظيفه هر مسلمان اين است كه با اين كتاب بزرگ دينى خود روزبه روز آشناتر
شود اين از يكسو.
از سـوى ديـگر آوازه اسلام كه بر اثر بيدارى مسلمين در عصرما, و بخصوص بعد از
انقلاب اسلامى در سـراسـر جهان پيچيده است , حس كنجكاوى مردم غيرمسلمان جهان را
براى آشنايى بيشتر به اين كتاب آسمانى برانگيخته است , به همين دليل در حال حاضر از
همه جا تقاضاى ترجمه و تفسير قرآن به زبانهاى زنده دنيا مى رسد, هر چند متاسفانه
جوابگويى كافى براى اين تقاضاها نيست , ولى به هرحال بايد تلاش كرد و خود را آماده
براى پاسخگويى به اين تقاضاهاى مطلوب كنيم .
خـوشـبـختانه حضور قرآن در زندگى مسلمانان جهان و بخصوص در محيطكشور ما روز به روز
افزايش پيدا مى كند, قاريان بزرگ , حافظان ارجمند, مفسران آگاه در جامعه امروز ما
بحمداللّه كم نـيـسـتـنـد, رشته تخصصى تفسير در حوزه علميه قم به صورت يكى از رشته
هاى تخصصى مهم درآمـده و مـتـقاضيان بسيارى دارد, درس تفسير نيز از دروس رسمى حوزه
ها و از مواد امتحانى است , و در همين راستا((تفسيرنمونه )) نوشته شد, كه تفسيرى
است سليس و روان و در عين حال پرمحتوا وناظر به مسائل روز و نيازهاى زمان , و شايد
يكى از دلايل گسترش سريع آن همين اقبال عمومى مردم به قرآن مجيد است .
گـرچـه براى تهيه اين تفسير به اتفاق گروهى از فضلاى گرامى حوزه علميه قم
(دانشمندان و حـجـج اسـلام آقـايـان : مـحمدرضا آشتيانى ـ محمد جعفر امامى ـداود
الهامى ـ اسداللّه ايمانى ـ عـبـدالـرسول حسنى ـ سيد حسن شجاعى ـ سيدنوراللّه
طباطبائى ـ محمود عبداللهى ـ محسن قرائتى و محمد محمدى اشتهاردى ) در مدت پانزده
سال زحمات زيادى كشيده شد, ولى با توجه به استقبال فوق العاده اى كه از سوى تمام
قشرها و حتى برادران اهل تسنن از آن به عمل آمد, تمام خـسـتـگـى تـهيه آن برطرف گشت
و اين اميد در دل دوستان بوجودآمد كه ان شااللّه اثرى است مقبول در پيشگاه خدا.
مـتـن فارسى اين تفسير دهها بار چاپ و منتشر شده , و ترجمه كامل آن به زبان
((اردو)) در (27) جلد نيز بارها به چاپ رسيده است , و ترجمه كامل آن به زبان ((عربى
)) نيز به نام تفسير ((الامثل )) اخيرا در بيروت به چاپ رسيد و در نقاط مختلف
كشورهاى اسلامى انتشار يافت .
ترجمه آن به زبان ((انگليسى )) هم اكنون در دست تهيه است كه اميدواريم آن هم به
زودى در افق مطبوعات اسلامى ظاهر گردد.
ت ت ت.
بعد از انتشار تفسيرنمونه گروه كثيرى خواهان نشر ((خلاصه )) آن شدند.
چـرا كـه مـايـل بـودنـد بتوانند در وقت كوتاهتر و با هزينه كمتر به محتواى اجمالى
آيات , و شرح فشرده اى آشنا شوند, و در بعضى از كلاسهاى درسى كه تفسيرقرآن مورد
توجه است به عنوان متن درسى از آن بهره گيرى شود.
ايـن درخواست مكرر, ما را بر آن داشت كه به فكر تلخيص تمام دوره (27)جلدى
تفسيرنمونه , در پـنج جلد بيفتيم ولى اين كار آسانى نبود, مدتى در باره آن مطالعه و
برنامه ريزى شد و بررسيهاى لازم به عمل آمد تا اين كه فاضل محترم جناب مستطاب آقاى
احمد ـ على بابائى كه سابقه فعاليت وپـشتكار وحسن سليقه ايشان در تهيه ((فهرست
موضوعى تفسيرنمونه )) بر ما روشن و مسلم بود عـهـده دارانـجـام ايـن مـهـم گـرديـد
و در مـدت سه سال كار مستمر شبانه روزى اين مهم به وسيله ايشان انجام گرديد.
ايـنـجـانـب نـيز با فكر قاصر خود كرارا بر نوشته هاى ايشان نظارت كردم و درمواردى
كه نياز به راهـنـمايى بود به اندازه توانايى مسائل لازم را تذكر دادم , و درمجموع
فكر مى كنم بحمداللّه اثرى ارزنـده و پـربـار بـه وجـود آمـده كه هم قرآن باترجمه
سليس را در بر دارد و هم تفسير فشرده و گويايى , براى كسانى كه مى خواهندبا يك
مراجعه سريع از تفسير آيات آگاه شوند, مى باشد.
و نام آن برگزيده تفسير نمونه نهاده شد.
و مـن بـه نـوبـه خـود از زحـمات بى دريغ ايشان تشكر و قدردانى مى كنم ,اميدوارم
اين خلاصه و فـشـرده كـه گـزيده اى است از قسمتهاى حساس , و حديث مجملى از آن مفصل
, نيز مورد قبول اهل نظر و عموم قشرهاى علاقه مند به قرآن گردد و ذخيره اى براى همه
ما در ((يوم الجزا)) باشد.
قم ـ حوزه علميه .
ناصر مكارم شيرازى .
13 رجب 1414 روز ميلاد مسعود امير مؤمنان حضرت على (ع ).
مطابـق با 6/10/1372.
سوره سبا[34].
اين سوره در ((مكه )) نازل شده و داراى 54 آيه است .
مـحـتـواى سوره : بحثهاى اين سوره ـكه به مناسبت شرح سرگذشت قوم ((سبا)) به نام
((سبا)) ناميده شده ـ ناظر به پنج مطلب است :.
1ـ ((مـسـالـه تـوحـيـد)) و قسمتى از نشانه هاى خداوند در عالم هستى , و صفات پاك
او از جمله ((توحيد)) ((ربوبيت )) و ((الوهيت )).
2ـ ((مساله معاد)) كه از همه مسائل در اين سوره بيشتر مطرح شده .
3ـ ((مـسـالـه نـبـوت انبياى پيشين و مخصوصا پيامبراسلام )) و پاسخ به بهانه
جوئيهاى دشمنان درباره او, و بيان پاره اى از معجزات انبياى سلف .
4ـ بيان بخشى از نعمتهاى بزرگ خداوند و سرنوشت شكرگزاران وكفران كنندگان , ضمن بيان
گوشه اى از زندگى سليمان و قوم سبا.
5ـ دعوت به تفكر و انديشه و ايمان و عمل صالح .
فـضـيلت تلاوت سوره : در حديثى از پيامبر اسلام (ص ) چنين مى خوانيم :((كسى كه سوره
سبا را بـخـوانـد در قـيـامت تمام انبيا و رسولان رفيق و همنشين اوخواهند بود, و
همگى با او مصافحه مى كنند)).
در حديث ديگرى از امام صادق (ع ) چنين نقل شده است : ((كسى كه دوسوره اى را كه با
حمد آغاز مـى شـود (سـوره سبا و فاطر) در يك شب بخواند, تمام آن شب را در حفظ و
حراست الهى خواهد بود, و اگر آن دو را در روز بخواند هيچ مكروهى به او نمى رسد, و
آن قدر از خير دنيا و آخرت به او داده مى شود كه هرگز به قلبش خطور نكرده , و فكر و
آرزويش به آن نرسيده است ))!.
مـسلما اين پاداشهاى عظيم نصيب كسانى نمى شود كه تنها به خواندن ولقلقه زبان قناعت
كنند, بلكه خواندن بايد مقدمه اى باشد براى انديشيدن كه آن نيزانگيزه عمل است .
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
(آيـه )ـ او مـالـك هـمـه چـيز و عالم به همه چيز است : پنج سوره از سوره هاى قرآن
مجيد با حمد پروردگار شروع مى شود كه در سه سوره , حمد و ستايش خداوندبه خاطر
آفرينش آسمان و زمين و موجودات ديگر است (سوره سبا, فاطر, و انعام ).
و در يـك سـوره (سـوره كـهـف ) ايـن حمد و ستايش به خاطر نزول قرآن بر قلب پاك
پيامبر(ص ) مى باشد.
در حـالى كه در سوره حمد تعبير جامعى شده كه همه اين امور را در برمى گيرد
((الحمدللّه رب العالمين )).
به هر حال سخن در آغاز سوره ((سبا)) از حمد و سپاس خداست به خاطرمالكيت و حاكميت او
در دنيا و آخرت .
مـى فرمايد: ((حمد مخصوص خداوندى است كه تمام آنچه در آسمانها وزمين است از آن اوست
)) (الحمدللّه الذى له ما فى السموات وما فى الا رض ).
((و نـيز حمد و سپاس براى او در سراى آخرت است )) (وله الحمد فى الا خرة )چرا كه هر
نعمتى , و هر فايده و بركتى , و هر خلقت موزون و شگرف و عجيبى , همه تعلق به ذات
پاك او دارد.
بنابراين هركس در اين عالم مدح و ستايشى از چيزى كند اين حمد و ستايش سرانجام به
ذات پاك او بر مى گردد, و به گفته شاعر:.
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست ـــــ عاشقم بر همه عالم , كه همه عالم از
اوست .
و در پايان آيه مى افزايد: ((و او حكيم و خبير است )) (وهو الحكيم الخبير).
بـراسـاس حـكـمـت بـالغه اوست كه اين نظام عجيب بر جهان حكومت مى كند,و براساس علم
و آگـاهى اوست كه هر چيز به جاى خود قرار گرفته , و هر موجودى آنچه را كه نياز دارد
در اختيار دارد.
ايـن حـمد نه تنها از زبان انسانها و فرشتگان است كه از تمام ذرات جهان هستى نيز
زمزمه حمد و تسبيح او به گوش هوش مى رسد, هيچ موجودى نيست جزاين كه حمد و تسبيح او
مى گويد.
(آيه )ـ اين آيه به شرح گوشه اى از علم بى پايان پروردگار به تناسب توصيف خداوند به
((حكيم )) و ((خـبـير)) در آيه قبل پرداخته , چنين مى گويد: ((آنچه رادر زمين فرو
مى رود و آنچه را از آن خارج مى شود مى داند)) (يعلم ما يلج فى الا رض وما يخرج
منها).
آرى ! او از تمام قطرات باران و امواج سيلاب كه در اعماق زمين فرو مى روندو به طبقه
نفوذناپذير مى رسند و در آنجا متمركز و براى انسانها ذخيره مى شوند آگاه است .
او از دانـه هـاى گـيـاهـان كه در زمين فرو مى روند و روزى به درخت سرسبز ياگياه
پرطراوتى تبديل مى گردند با خبر است .
از ريشه هاى درختان به هنگامى كه در جستجوى آب و غذا به اعماق زمين پيشروى مى كنند.
از امـواج الـكـتـريـسته , از گازهاى مختلف و ذرات هوا كه به داخل زمين نفوذمى
كنند, و نيز از گـنـجها و دفينه ها و اجساد مردگان اعم از انسانها و غيرانسانها كه
دراين زمين گسترده دفن مى شوند, آرى از همه اينها باخبر است .
همچنين از گياهانى كه از زمين خارج مى شوند, از انسانها كه از آن برخاسته اند,
ازچشمه هايى كه از آن مـى جـوشـد, از گـازهـايـى كه از آن بر مى خيزد, از
آتشفشانهايى كه از آن زبانه مى كشد, و خلاصه از تمام موجوداتى كه از اعماق زمين
بيرون مى ريزند, اعم از آنچه ما مى دانيم و نمى دانيم , او از همه آنها مطلع وآگاه
است .
سـپـس مى افزايد: ((او از آنچه از آسمان نازل مى شود و يا به آسمان بالا مى
رودباخبر است )) (وما ينزل من السما وما يعرج فيها).
از دانـه هـاى بـاران , از اشـعـه حـيـات بـخش خورشيد, از امواج نيرومند وحى وشرايع
آسمانى , از فرشتگانى كه براى ابلاغ رسالت يا انجام ماموريتهاى ديگر به زمين نزول
مى كنند, از اشعه كيهانى كـه از ماورا جو به زمين نازل مى شود, از شهابهاو سنگريزه
هاى سرگردان فضا كه به سوى زمين جذب مى شوند, او از همه اينهامطلع است .
و نـيـز از اعـمال بندگان كه به آسمان عروج مى كند, از فرشتگانى كه پس ازاداى رسالت
خود به آسـمـان باز مى گردند, از شياطينى كه براى استراق سمع به آسمانها مى روند,
از بخارهايى كه از دريا برمى خيزد و بر فراز آسمان ابرها را تشكيل مى دهد, از آهى
كه از دل مظلومى بر مى خيزد و به آسمان صعود مى كند, آرى ازهمه اينها آگاه است .
و در پايان مى افزايد: ((اوست مهربان و آمرزنده )) (وهو الرحيم الغفور).
(آيه )ـ به پروردگار سوگند قيامت خواهد آمد!.
آيـات گـذشته در عين اين كه از توحيد و صفات خدا سخن مى گفت زمينه سازمساله معاد
بود, زيرا بحث معاد جز از طريق علم بى پايان حق حل نمى شود.
لذا آيه مى گويد: ((و كافران گفتند: (اين دروغ است كه قيامتى در پيش داريم )هرگز
قيامت به سراغ ما نمى آيد))! (وقال الذين كفروا لا تاتينا الساعة ).
آنـهـا مـى خواستند از اين طريق آزادى عمل پيدا كنند و هركارى از دستشان ساخته است
ـبه اين اميد كه حساب و كتاب و عدل و دادى در كار نيست ـ انجام دهند.
امـا از آنـجـا كـه دلائل قـيـامـت روشـن است قرآن با يك جمله قاطع و به صورت بيان
نتيجه به پـيـامـبر(ص ) مى گويد: ((بگو: آرى , به پروردگارم سوگند كه قيامت به سراغ
همه شما خواهد آمد)) (قل بلى وربى لتاتينكم ).
تـكـيه روى كلمه ((رب )) به خاطر اين است كه قيامت از شؤون ربوبيت است ,چگونه ممكن
است خـداونـد مـالـك و مربى انسانها باشد و آنها را در مسير تكامل پيش ببرد اما
نيمه كاره رها كند و با مرگ همه چيز پايان گيرد!.
و از آنجا كه يكى از اشكالات مخالفان معاد اين بوده كه به هنگام خاك شدن بدن انسان
, و پراكنده شـدن اجزاى آن در اطراف زمين , چه كسى مى تواند آنها رابشناسد و جمع
كند و به زندگى نوين بازگرداند؟ از سوى ديگر چه كسى مى تواندحساب اين همه اعمال
بندگان را در نهان و آشكار و درون و برون نگاه دارد و به موقع به اين حسابها برسد؟
لذا در دنباله آيه اضافه مى كند: ((او از تمام امـور پـنـهـانـى بـاخـبـر است و به
اندازه سنگينى ذره اى در تمام آسمانها و نه در زمين از حوزه عـلـم بـى پايان او
بيرون نخواهد بود)) (عالم الغيب لا يعزب عنه مثقال ذرة فى السموات ولا فى الا رض ).
((و نه كوچكتر از ذره , و نه بزرگتر از آن , مگر اين كه همه اينها در كتاب مبين ثبت
و ضبط است )) (ولا اصغر من ذلك ولا اكبر الا فى كتاب مبين ).
(آيه )ـ سپس ضمن دو آيه هدف قيام قيامت را بيان مى كند, و يا به تعبيرديگر دليل بر
لزوم چنين عـالـمـى را بعد از جهان كنونى در برابر منكران شرح داده ,مى فرمايد:
((هدف اين است آنها را كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اندپاداش دهد))
(ليجزى الذين آمنوا وعملوا الصالحات ).
آ