|
|
|
|
|
امام الموحدین امام علی |
امیر المؤمنین علی ابن ابو طالب (علیه سلام), در حدود سی سال پس از واقعه فیل و بیست و سه سال پیش از هجرت در مکه معظمه, از پدری بزرگوار که در ظهور و گسترش اسلام كمكهاى شايانى به پیامبر نمود به نام ابو طالب و از مادری بزرگوار و باشخصیت ، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سيزده رجب در صدف کعبه دیده به دنیا گشود. تولد على، در خانه كعبه، رويدادى معجزه آسا و بىسابقه بود. مولودی که محبتش دلهای عاشقان راه حق را روشن ساخته و مولودی که چشمه عبودیت را در جانهای جفته جوشان می کند.
حضرت علی در همان سن کودکی به خانه پیامبر منتقل شد و در دامن معلم انسانیت رسول خدا وخدیجه بانو باشکوه که خداوند از طريق جبرئيل و پيامبر (صلّي اللّه عليه وآله ) به او سلام مي رساند پرورش و در مكتب كمال و فضيلت تربيت شد.
رسول خدا ( ص) در پرورش فکر و روح
علي (ع) از هيچ تلاشي فروگذار نکرد. علي (ع) در دوران نوجواني که دوره شکوفايي
شخصيت است ، با پيامبر در خانه او زيست و زيباترين کمالات را ازآن حضرت بر گرفت و
حقيقتا حضرت علي (ع) در صفاي روح و پايداري اصول اخلاقي ، نمونه کاملي است از آنچه
رسول خدا بدو آموخته است. حضرت امام علی
(ع) در حراست از قرآن و حفظ قداست و ترويج آن از هيچ کوششي دريغ نورزيد و تاويل ،
تفسير، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه آن را از خود پیامبر گرامی اموزش دید. حضرت
پیامبر (ص) در مورد این مطلب چنین فرمود: " علي با قرآن و قرآن هم با علي است. اين
دو هرگز از هم جدا نشوند . در واپسين روزگار در کنار حوض کوثر در پيش من حاضر
شوند".
حضرت علی (علیه سلام ) اولین مردی بود که به رسالت پیامبر و اسلام ایمان
آورد. همچنین در مجلسی که پیغمبر (ص) خویشاوندان خود را جمع و به دین اسلام دعوت
کرده بود امام علی (ع) تنها کسی بود که به پیغمبر ایمان آورد. با این ترتیب
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:«إِنَّ هذا أَخى وَ
وَصِيّيى وَ وَزيرى وَ وارِثى وَ خَليفَتى فيكُمْ مِنْ بَعْدى.» «اين على، برادر و
وصىّ و وارث و جانشين من در ميان شما پس از من مىباشد.»
امام علی (ع) تنها کسی که هرگز غیر از خدای یگانه خدای را نپرستید.
چند شب پيش از هجرت، شبى رسول
خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، همراه على(عليه السلام) به جانب كعبه حركت كردند.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه
السلام)فرمود: روى شانه من سوار شو.
على(عليه السلام) روى شانه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) سوار شد و مقدارى از
بتهاى كعبه را از جا كندند و درهم شكستند و آنگاه متوارى شدند تا قريش ندانند كه
اين كار را چه كسى انجام داده است. امام علی وصی و یاور
پیامبر اسلام بود و تنها کسی بود که در شب هجرت برای نجات جان رسول خدا در بستر
پیغبر اکرم (ص) خوابیده و مایل به فدای جان خود بوده آن
شب كه اوّل ربيع الاوّل سال چهاردهم بعثت بود، ليلة المبيت ناميده مىشود و بر اساس
روايات در همين شب آيه اى درباره على(عليه السلام)نازل شد.
ایشان کسی بود که پیامبر امین امانتهای مردم مکه را به
ایشان سپرد تا به صاحبانش برگرداند.
در سال اوّل هجرت كه پيامبر
اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) ميان مهاجر و انصار رابطه برادرى را برقرار ساخت به
على(عليه السلام) فرمود: «أَنْتَ أَخي فِي الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ.»«تو در دنيا و
آخرت برادر من هستى.»در سال دوم هجرت، اميرالمؤمنين(عليه السلام) با فاطمه
زهرا(عليها السلام) ازدواج كرد.
در مدينه امام علی (ع) هچنین ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و آن حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد. علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد. تبوک تنها جنگی بود که امام علی به دستور پیامبر (ص) شرکت نکرد و پیامبر ایشان را به جای خود نشانیده بود. ، و حديث معروف «منزلت» در همين باره است كه پيامبر اكرم به على(عليه السلام)فرمود:«أَما تَرْضى أَنْ تَكُونَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسىإِلاّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى.»«آيا خشنود نيستى كه منزلت تو نسبت به من، همانند منزلت هارون نسبت به موسى باشد، جز آن كه پس از من پيامبرى نيست.»
در هفدهم ماه رمضان سال دوم، جنگ بدر پيش آمد كه شجاعت و قهرمانى اميرالمؤمنين(عليه السلام) زبانزد خاصّ و عامّ گرديد. در این جنگ هفتاد تن از مشرکان کشته شدند که 36 نفر آنها توسط شیر خدا امام علی (ع) کشته شدند. در شوّال سال سوم هجرت، غزوه معروف اُحُد پيش آمد. نام على(عليه السلام)در اين غزوه هم مانند «بدر» پرآوازه است. در همين غزوه بود كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره على(عليه السلام)فرمود : «إِنِّ عَلِيًّا مِنّى وَ أَنَا مِنْهُ.» «همانا على از من است و من از اويم.»و در همين غزوه بود كه منادى در آسمان ندا كرد : «لا سَيْفَ اِلاّ ذُوالْفَقارِ وَ لا فَتى اِلاّ عَلِىٌّ.» «شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست.» در شوّال سال پنجم، غزوه خندق (يا احزاب) پيش آمد و على(عليه السلام) در مقابل عمرو بن عبدود به مبارزه ايستاد، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:«بَرَزَ الاِْيمانُ كُلُّهُ إِلَى الشِّرْكِ كُلِّهِ.» «تمام ايمان كه على است در مقابل تمام شرك كه عمرو بن عبدود است به جنگ ايستاد.»و نيز فرمود:«لَمُبارَزَةُ عَلِىٍّ لِعَمْرو أَفْضَلُ مِنْ أَعْمالِ أُمّتى إِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ.» «مبارزه على در مقابل عمرو، برتر از اعمال امّتم تا روز قيامت است.» در سال هفتم هجرت، غزوه «خيبر» روى داد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «إِنّى دافِعٌ الرّايَةَ غَدًا إِلى رَجُل يُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ، كَرّار غَيْرِ فَرّار، لا يَرْجِعُ حَتّى يَفْتَحَ اللّهُ لَهُ.»«فردا اين پرچم را به دست كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد، و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند، و حمله كننده اى است كه گريزنده نيست و برنمىگردد تا خداوند به دست او فتح و پيروزى آوَرَد.»
فتح مکه در سال هشتم هجرت روخ داد و آخرين سنگر مستحكم بتپرستى را از ميان برداشت شد. بعد از فتح مكّه غزوه «حنين» و سپس غزوه «طائف» پيش آمد و على(عليه السلام) همراه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بود، در غزوه حنين فقط نُه نفر از جمله اميرالمؤمنين با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) باقى ماندند و ديگران گريختند.
در سال نهم هجرت، امام على(عليه السلام) از طرف پیامبر دستور يافت تا آيات سوره برائت را از ابوبكر بگيرد و آنها را از طرف پيغمبر بر بتپرستان بخواند.
در سال دهم هجرت پیامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در روزغدیر خم ضمن معرّفى اميرالمؤمنين به عنوان جانشين خود، فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ»«هر كه من رهبر اويم، اين على رهبر اوست.» اين حديث را 110 نفر صحابى و 84 نفر از تابعين و 360 نفر از دانشمندان سُنّى از قرن دوم تا قرن سيزدهم هجرى روايت كرده اند.
در سال يازدهم هجرى، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از دنيا رفت، على(عليه السلام) مىگويد:«وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرى وَ صَدْرى نَفْسُكَ.»«جان گرامىات ميان سينه و گردنم از تن مفارقت نمود.» در حالى كه بنا به وصيّت نبىّ(صلى الله عليه وآله وسلم)، وصىِّ او على(عليه السلام) مشغول غسل و كفن و دفن حضرتش بود، «اصحاب سقيفه» در سقيفه بنى ساعده دست به نوعى كودتا زدند و خلافت را از دست امام علی که حق مسلم ایشان بود گرفتند.
امام علی 33 سال داشت که پیامبر اسلام مرغ روحش به جوار خداوند یکتا شتافت. و بعد از 25 سال غصب خلافت و بعد از کشته شدن خلیفه سوم مردم با ایشان بیعت نموده و به خلافت برگزیدند. به عبارت ديگر آنچه در سقيفه اتفاق افتاد زيربناى خيانتى بزرگ و تاريخى به مسلمانان بود، زيرا به تعبير فنّى كلمه، با تقدّم «مفضول» بر «افضل»، اصحاب سقيفه با تردستىتمام در اين ماجرا پيروز شدند و اميرالمؤمنين(عليه السلام) را با آن همه سوابقِ درخشانِ جهاد و دانش و تقوا، خانه نشين نمودند.
25 سال تمام، نه تنها حقِّ مسلّمِ
على(عليه السلام)زيرپاى زر و زور و تزوير نهاده شد، بلكه مهمتر آن كه حقِّ تمامى
آحاد و افراد و ملّتى كه بايد زمامدارى عادل و آگاه بر آنها حكومت كند پايمال
گرديد.
ایشان در مدت خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد
سنت پیامبر را احیاء
کرده و و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده و به اصلاحات پرداخت. که این باعث
شد عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,
زبير و معاويه بودند
که خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت
برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند. به این ترتیب
ایشان بیشتر وقت خود را صرف رفع اختلافات داخلی بود و برای خوابانیدن فتنه جنگی با
عایشه و طلحه و زبیر در نزدیکی بصره کرد که به جنگ جمل
معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف است.
همچنین جنگی در نهروان با خوارج کرد.
تمام عمرش را با طهارت و تقوا سپرى كرد و طيّب و طاهر و آراسته به تقوا خدا را ملاقات نمود. و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيدند. در خانه خدا به دنيا آمد و در خانه خدا هم از دنيا رفت.
گفتاری از فرمایشات امیر المؤمنین (ع)
1- مکتب اسلام , عالی ترین آموزشگاههایی است که بنای آن بر شالوده طهارت نفس و تهذیب اخلاق, گذارده شده است. در این مدرسه کامل, می توانی از رذایل طبیعت بشری و فساد محیط, محفوظ مانی. و آن چنانکه اکنون پاک و بی آلایشی, دامن به زیر خاک کشی و بدان جهان بخرامی.
2- آرزوها زیاد است و بشر افزون طلب. افزون طلب و کم دوام. دراز آروز وکوتاه عمر. سزاوار نیست این همه در راه آرزو تاختن و حرص زدن.
3- چشم طمع به مال دیگران دوختن خصلت اراذل و مردمان دون طبع است. نکند که دو دیده بر مال دیگران بدوزی و عفت نظر و عزت نفس را آلوده وپست سازی. رنجیران قانع و راست کردار، در نزد خداوند, هزار مرتبه از توانگران آزمند و دروغ پرداز, عزیزترند.
4- فرصت را غنیمت شمار تا به غصه و ندامت و پشیمانی دچار نشوی. چه بسیار رفته که دیگر باز نگشته و منتظر را به درد نومیدی مبتلا کرده است.
خشم را همچون شربتی گوارا بنوش. که من در مدت عمر, شربتی بدین شیرینی و گوارایی , از گلو فرو نبرده ام